فرهنگ و هنر

مریلا زارعی طرفدار دو آتشه رادش و عطاران بود :: افق میهن

در گفتگوی مفصل با برنامه “روو” ، ماریلا زاری اولین دهه کار خود را در سینما بررسی کرد و خاطرات جالب از آثاری که بسیاری از آنها به خاطر سپرده اند گفت.

“من دانشجوی مهندسی علوم و فناوری مواد غذایی بودم و یکی از کلاسهای بازیگری فوق برنامه با پروفسور ایزات الله آنتزامی بود ، به گفته نجوهوخبر. این برای من بسیار ارزشمند بود که از یک بازیگر بزرگ یاد بگیرم. این جلسه شما ۴ نفر بود و ما به تدریج کاهش یافتیم و ما به نه سال رسیدیم. درس شما که دنیای سینما با آنچه که شما انتخاب کرده اید متفاوت است.

وی گفت: “من فقط می خواستم دنیای بازیگری را کشف کنم و نمی خواستم در این دنیا بمانم.” اگر مرا آزاد کنید ، من دوباره درس می خوانم و وارد پزشکی می شوم. از ابتدا ، من هیچ فداکاری به شهرت نداشتم و معتقدم زندگی برای افراد مشهور چقدر سخت است. به عنوان مثال ، دختر استاد اکبر زنجانپور وقت من بود. وقتی او برای ثبت نام دخترش آمده بود ، آیا همه تمرکز همه روی آنچه ماشین گرفته شده بود از آن استفاده شده بود؟ “

من به Makhmalbaf گفتم که برای چه گریه کنم؟

ماریلا زاری تأکید کرد: “جلوی دوربین محمود کلاری در” سلام سینما “بود که من را به سینما علاقه مند کرد ، در غیر این صورت فقط برای من افتخارآمیز بود. من به باغ فردووی رفتم. برای دیدن بیشتر و من به من گفتند که من این یک سینما است ، من به من گفتند که من از آقای Makhmalbaf و واکنش ما یک ورزشکار هستم.

من “سلام سینما” را دوست نداشتم

وی ادامه داد: “وقتی من برای تماشای فیلم به آزادی رفتم ، فهمیدم که سینما بی رحمانه است.” من فیلم را دوست نداشتم و به من ضربه زد. البته ، اکنون افتخار می کنم که می گویم خوشحال شدم که در آن فیلم حضور داشتم. “

زاری گفت ، به نظر من ، همه افراد علاقه مند به بازیگری و سینما هستند ، که شما در بعضی مقاطع برای همه جذاب نیستید ، در مورد سریال “کارآگاه Alavi” گفت: “من اولین قرارداد حرفه ای خود را با آقای حسن هدهات امضا کردم. آقای سادگ آزین از من پرسید که چقدر برای من نوشتن است؟ آزین می خندید و تعدادی گفت که فکر می کنم خیلی خوب است و من تعجب کردم که کارگران اینقدر حقوق می گیرند ، چرا آنها سه روز به من پرداخت می کردند. “

من در زندگی حرفه ای به زنان مدیون هستم

این بازیگر با اشاره به اینکه زنان در شکل دادن به شخصیت حرفه ای او بسیار مؤثر بودند ، گفت: “پشت صحنه این سریال ، من خانم شهلا ریاهی را تماشا کردم و برای من بسیار جذاب بود.” فهمیدم که بازیگر چقدر سخت است ، مجموعه ای از بیان ، بدن ، تمرکز ، هوش ، گوش کافی و صدای مناسب. “من فهمیدم که بازیگری چیزی است که می تواند با آن انجام شود و بسیار پیچیده تر از آن باشد.”

هیچ کس موافقت نکرد که در “دبیرستان Khazra” بازی کند تا اینکه خانم Navidi وارد شد

او در مورد فیلم ها و سریال های بعدی خود توضیح داد: “من در” دبیرستان Khazra “بودم در حالی که من به فیلم” پاتک “رفتم. تهیه کننده این سریال آقای پورمانسوری بود که من یک شخصیت چرب و کاریزماتیک داشتم. از آن سریال طولانی و پرفیل ، مونولوگ که من اجرا کردم تحت تأثیر قرار گرفتن در مورد منسوج من است. جملات حسی و چرا بیان شده است؟ به او نمی آیند. “

آزیتا حاجیان دومین زنی است که به او مدیون هستم

وی آزیتا حاجیان را به عنوان یک زن تأثیرگذار دیگر در کار خود توصیف کرد و گفت: “او یک آموزش این زمینه و شخص اخلاق است ، و من چیزهای زیادی از او آموختم. او دومین زن است که مدیون او است. او زانو زد تا صحنه مونولوگ را انجام دهد و برای من توضیح داد که باعث می شود صحنه در یک برداشت را بیان کنم و همه به من تحسین می کردند.

زاری ادامه داد: “من با این سری از صحبت ها و دوبله ها آشنا شدم و بانوی سوم در زندگی من زهره بود. او نتیجه گرفت که ما خود بازیگران را آزمایش می کنیم ، همه توانسته اند نقش خود را بگویند. من همچنین به کانال دو گفتند. من همان مونولوگ را آزمایش کردم.

زاری گفت: “این کار به من فرصتی داد تا با یک مدیر خوب که یک قلم خاص داشت ، کار کنم ، او نقش مهمی در نگاه من به بازیگری داشت.”

وی در پاسخ به وهید سعدی ، که گفت بسیاری از افراد درگیر حرفه شما هستند ، گفت: “اولین باری که سیمورگ را گرفتم ، از همه کارگردانانی که با آنها کار کرده ام تشکر کردم.” هیچ یک از وقایع زندگی حرفه ای من لزوماً برای من مرتبط نیست ، اول خدا و پایان خدا و وسایل او و به معنای افرادی که با آنها کار کرده ام. “

من طرفدار Radash و Attar Fire بودم

این بازیگر توضیح داد: “من یکی از طرفداران این سریال و طرفدار Atsha Radash و Attaran بودم و مجبور شدم با آنها بازی کنم.” این یک تجربه عجیب بود. بازی با آقای رضا باباک بسیار خاص بود. “رحمانیان همچنین تأکید کرد که دیالوگ ها سریع و غیر ضروری هستند و این امر می تواند در افزایش تسلط من بر شغل من مؤثر باشد.”

او شهرت خود را به عنوان “خانه اجاره ای” خواند و گفت: “رنگ من کوتاه بود ، اما بسیار دیده می شد. این مشهورتر از تصویر صدای من بود و هر کجا که می رفتم ، صدای شما آشنا بود. من یکی از بازیگران نبودم که در دبیرستان Khazra با نقش منفی بازیگری آناهیتا هماتی را ببینم.”

من به فخیم زاده گفتم از تو می ترسم

زاری در مورد تجربه اجرای برنامه تلویزیونی توضیح داد: “من یک روز دیر آمدم و گفتم که برنامه را ضبط کرده ایم ، اما ما برای شما مصاحبه ای داریم. من گفتم که مصاحبه را نمی دانم. ناگهان ، آقای فخیم زاده وارد استودیو شد و به من گفت که ما سؤالاتی را برای شما آماده کرده ایم. نگران نباشید. وقتی ضبط شروع شد ، گفتم که می ترسم. من از آقای Fakhimzadeh می ترسم.” فخیم زاده گفت نه ، از من نترس و مصاحبه شکل گرفت. “

“مصاحبه ای که به پایان رسید ، آقای فردرو ، تهیه کننده برنامه ، از فخیمزاد پرسید ، که در آن روزها سریال” استان عشق “را ساخته است ، آیا شما نقشی را برای بازی خانم زاری دارید؟ او گفت نه ، اما من آرزو می کنم که من به من گفتند. من از این سریال به من زنگ زدند. نقش دختر فاضل بن سهئل ، که توسط فاضل بازی می کرد ، با بازی آقای اکبر زنجانپور و همسرش ، یک داستان است و داستانی نوشته شده است. “

این بازیگر یادآوری کرد: “آنها به من گفتند ،” شما باید در سوار شدن مسلط باشید و من تمرینات فشرده ای داشتم و روزانه ۲ تا ۴ ساعت کار کردم و یک اسب پرش به یک متر داشت. حتی آنقدر سختگیرانه بود که ما یک سوار زین را تجربه می کردیم. بسیاری از مردم فکر می کردند من دارم. من در آن زمان یک سفر خارجی داشتم و آقای فخیمزاد گفت اگر به شما اجازه می دهم اگر به شما حمله کنید ، سفر کنید. من با آقای نیک تمرین کردم و به فخیم زاده گفتم که آماده اجرای آن شرایط هستم. او همچنین به یاد آورد که من شوخی می کنم. من کنجکاو بودم و برای او انجام دادم و گفتم که هر سفر را طی کنم. “

اشکهای ماریلا زاری به یاد لادن تاباتابای

زاری در این سریال صحبت می کند که در این سریال گریه می کند ، زاری در این سریال گریه کرد و لحظاتی بعد گفت: “من و من سخت کار کردیم. ما در این سریال چیزهای زیادی آموختیم. آقای فخیمزاده نیز لحظه های لهجه را طراحی کرد. برای رفتن به خانه. “

وی توضیح داد: “او این نقش را به بسیاری از کسانی که در بورس اوراق بهادار بودند پیشنهاد کرده بود و به پایان نرسیده است.” او سریال “هوای تازه” را دید و از دستیار خود خواست تا مرا پیدا کند. انتشار اخبار و عکس ها اینگونه نبود و همه در دسترس خواهند بود. تا اینکه خانم مهری شیرازی همزمان من را معرفی کرد و من به دفتر خانم میلانی رفتم. من او را خیلی دوست داشتم و همکاری تشکیل شد. “

این بازیگر گفت: “روزی که من می خواستم برای یک قرارداد بروم و ساعت ۴ بعد از ظهر بود ، آنها به من گفتند که نیا و آقای جیرانی با بازیگر دیگری صحبت کرده اند.” منظور آنها یک هدیه عزیز بود. امین بازی نکرد و به آقای محمد رضا فوروتان رسید که بعداً در “دو زن” با او بازی کرد. اگر من به دنبال “قرمز” می رفتم ، راه آهن بازیگری من از دست دیگر می رفت. “

زاری ، با اشاره به آزادی “دو زن” در طول آزادی دوم سینما خرداد وی گفت: “این فیلم بسیار موفق بود و این اولین فیلمی بود که یک پوستر بود ، نه یک نقاشی.” پس از آن ، من در یک فیلم تجاری با آقای داریوش فرنگ کار کردم و با امین هایای بازی کردم که ستاره آن روزها بود. داریوش فرهنگ به عنوان مدیر “سلطان و چوپان” و “طلسم” شخص مهمی بود. در “دو زن” من هم دنیا و هم آخرت داشتم ، منتقدین راضی بودند و گیشه و مردم. “تکیه بر باد” همچنین یک تجارت صرف بود که شکست خورد و من را به سینمای گیشه تبدیل کرد. “من بعد از آن پیشنهادات زیادی داشتم و مهم بود که هر کاری انجام دهم.”

او “یک اشتباه کوچک” را به عنوان فیلمی توصیف کرد که در آن محمد رضا شریفینیا حضور داشت و در مورد نقش کوتاه خود در سربازان جمعه گفت ، که تمام جوایز را به دست آورد ، “نقشی که آنها به آقای کیمی معرفی کردند ، یک خط بود. سپس آنها یک مونولوگ به من دادند. من از آقای کیمیا خواسته ام که بخواهم مانند این مطالب تحقیق کنم؟ سخت

وی گفت: “وقتی به آقای کیمی در محله سفید خاک رسیدیم ، فهمیدم که آنها نشان داده اند که او را ببینند و از کل محله استقبال می شود.” ساعت ۹ بعد از ظهر ، وقتی آقای کیمی گفت که ما می خواهیم گودال را بگیریم ، تمرین می کردم ، گفتم که مونولوگ استاد خود را بدست آورم و من آماده شدم. او از دستیار خود خواست تا دیالوگ ها را به خانم زاری بدهد؟ گفتم کدام گفتگو؟ او توضیح داد که دیالوگ ها تغییر کرده و یک برگه جدید برای من آورده است. من نمی دانستم چه کاری باید انجام دهم. من گفتم که باید این را حفظ کنم ، اما کیمی گفت نگران نباشید که من برش می دهم. سینما به معنای برش است. “

زاری به یاد آورد: “من وارد صحنه شدم و مردم را از آنجا دیدم تیر چراغ برق بالا رفته و همه تماشا می کردند. اضطراب از تغییر دیالوگ ها و بازی در مقابل یک کارگردان کاریزماتیک مانند شیمیایی و امید به برش. من جیغ می کشیدم و گریه می کردم و به من آب شکر می دادم. همه چیز برای من کند بود. سپس آنها دفتر دکوپاژ خود را آوردند و چند صفحه را ترسیم کردند و دکوپاژ خود را تغییر دادند. “

کیمی گفت که آنها به کسی جایزه ای برای فیلم من ندادند اما شما خوب بودید

در پایان قسمت اول مکالمه ، وی گفت: “ما به ضبط مونولوگ رفتیم و ۵ دقیقه طول کشید و به من قول داد که هر کجا که می توانم برش دهم. در حالی که صحنه را اجرا می کردم ، من صدای پایان دادن به فکر فولاد را در پشت دوربین می شنیدم و کار به طرف من آمد. شوخی در این راه ، گفت که کریستال سیمورگ بهترین بازیگر نقش اول مرد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا