بانک و بیمه

چرا دلار در اقتصاد ایران آرام نمی‌گیرد؟

بازار; گروه بانک و بیمه: در اقتصاد ایران دلار فقط یک ارز خارجی نیست. این یک شاخص روانشناختی، یک ابزار پوشش ریسک، قطب نما برای انتظارات و گاهی اوقات جایگزینی برای سیاست اقتصادی است. هر افزایش نرخ دلار نه تنها قیمت کالاها، بلکه رفتار شرکت ها، تصمیمات سرمایه گذاران و حتی الگوی مصرف خانوارهای خصوصی را نیز تغییر می دهد. در سال‌های اخیر – به‌ویژه در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ – دلار با وجود دوره‌های کوتاه ثبات، روندی رو به افزایش داشته است.

اختلافات کلان اقتصادی؛ منبع آشکار فشار در بازار ارز

اولین و بارزترین دلیل افزایش نرخ دلار، عدم تعادل مزمن در اقتصاد کلان ایران است. کسری بودجه دولت، رشد نقدینگی و شکاف بین تورم داخلی و تورم شرکای تجاری، فشار ساختاری بر نرخ ارز وارد کرد. بر اساس آمار بانک مرکزی در پایان سال ۱۴۰۳ میزان نقدینگی به بیش از ۹۵۰۰ میلیارد تومان رسید که نسبت به پنج سال قبل بیش از ۳.۵ برابر شده است. حتی با کاهش نسبی نرخ رشد نقدینگی به ۲۵-۲۷ درصد، سطح بالای پول در گردش، تقاضای سفته‌بازی برای ارز را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، کسری بودجه مزمن دولت – که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ بین ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است – اغلب از طریق استقراض غیرمستقیم، فروش اوراق قرضه یا فشار بر شبکه بانکی جبران می شود. نتیجه نهایی همه این راه ها افزایش پایه پولی و فشار بر بازار ارز است. در چنین شرایطی تثبیت دستوری نرخ دلار بدون اصلاح این اختلافات بیشتر شبیه به تعویق انداختن بحران است تا حل آن.

کسری مالی مزمن دولت اغلب از طریق استقراض غیرمستقیم، فروش اوراق قرضه یا فشار بر شبکه بانکی جبران می شود. نتیجه نهایی همه این راه ها افزایش پایه پولی و فشار بر بازار ارز است.

درآمدهای ارزی، تحریم ها و مسئله دسترسی

برخلاف تصور عموم، مشکل اصلی اقتصاد ایران نه تنها «نبود دلار» بلکه «دسترسی مؤثر» به درآمدهای ارزی است. بر اساس برآوردهای نهادهای بین المللی، صادرات نفت و میعانات گازی ایران در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط ​​حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیون بشکه در روز خواهد بود که با میانگین قیمت ها بیش از ۳۵ میلیارد دلار درآمد داشته است. این در حالی است که بخش قابل توجهی از این درآمد یا با تاخیر به چرخه اقتصادی باز می گردد یا بدون تسویه یا نقد شدن مصرف می شود.

تحریم های بانکی باعث افزایش هزینه نقل و انتقال ارز و کاهش شفافیت بازار شده است. در نتیجه عرضه ارز به بازار نامنظم و غیرقابل پیش بینی است. عاملی که باعث افزایش نوسانات نرخ دلار می شود. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با وجود بهبود تراز تجاری خارج از بخش نفت، بازار آزاد به دلیل دسترسی محدود به ارز پاسخ مثبتی نداده است.

تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با وجود بهبود تراز تجاری خارج از بخش نفت، بازار آزاد به دلیل دسترسی محدود به ارز پاسخ مثبتی نداده است.

انتظارات تورمی و دلار به عنوان حمایت از سرمایه

یکی از عوامل پنهان اما بسیار موثر در افزایش نرخ دلار، انتظارات تورمی است. اگر عوامل اقتصادی و خانوارها انتظار داشته باشند که تورم بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد باقی بماند، طبیعی است که به دنبال دارایی هایی باشید که قدرت خرید خود را حفظ کند. بدون بازارهای مالی عمیق و ابزارهای پوشش ریسک، دلار به یک پناهگاه شبه سرمایه داری تبدیل می شود.

بر اساس بررسی‌های انجام شده از فعالان اقتصادی در نیمه دوم سال ۱۴۰۳، بیش از ۶۰ درصد آنان انتظار داشتند که نرخ ارز در افق یک ساله افزایش بیشتری داشته باشد. این انتظار خود را تقویت می کند: تقاضای اولیه برای ارز باعث افزایش نرخ بهره می شود و افزایش نرخ بهره انتظارات تورمی را تشدید می کند. در چنین فضایی، حتی اخبار غیراقتصادی یا شایعات سیاسی نیز می تواند تاثیر زیادی بر بازار فارکس داشته باشد.

تقاضای زودهنگام برای ارز باعث افزایش نرخ می شود و افزایش نرخ انتظارات تورمی را تشدید می کند. در چنین فضایی، حتی اخبار غیراقتصادی یا شایعات سیاسی نیز می تواند تاثیر زیادی بر بازار فارکس داشته باشد.

سیاست پولی چندلایه و پیامدهای نامطلوب آن

وجود چند نرخی بودن ارز – از ترجیحی و نیم نرخی تا بازار آزاد – یکی دیگر از دلایل ساختاری تضعیف ریال است. اگرچه هدف سیاستگذاران ارز چند ارزی حمایت از تولید و کنترل قیمت هاست، اما تجربه نشان داده است که این ساختار منجر به افزایش رانت، عدم شفافیت و ناکارآمدی شده است.

در سال ۱۴۰۳ اختلاف بین نرخ رسمی ارز و بازار آزاد گاهی بیش از ۳۰ درصد بود. این شکاف انگیزه آربیتراژ و تقاضای غیرمولد را افزایش داد و برخی منابع ارزی را از مسیر تولید منحرف کرد. در ادامه پیامی متناقض به بازار مخابره شد: از یک سو صحبت از ثبات ارز و از سوی دیگر پذیرش ضمنی افزایش نرخ سود در بازار آزاد. این سیگنال های متناقض اعتماد فعالان اقتصادی را به سیاست گذاران تضعیف کرده است.

تا زمانی که مدیران اقتصادی تمرکز خود را از کنترل عرضه دلار به اصلاح سازوکارهای تولید خود تغییر ندهند، باز هم بازار ارز زودتر از سایر بخش ها هشدار می دهد.

راهکارهای عملی برای کنترل دلار از انضباط واقعی بودجه تا اصلاحات ساختاری

یکی از اشتباهات مزمن در حوزه سیاسی جستجو برای ثبات اسمی به جای ثبات واقعی بوده است. تثبیت مصنوعی نرخ ارز در اقتصاد با تورم پایدار ۳۰ تا ۴۰ درصد به معنای ایجاد فشار و انتقال آن به آینده است. تجربه نشان می‌دهد که جهش‌های ارزی اغلب نتیجه دفاع بلندمدت از نرخ ارز غیرواقعی است، نه نتیجه اصلاحات تدریجی. بر این اساس، استراتژی پایدار برای مهار دلار باید همزمان بر چهار رکن استوار باشد:

اول، انضباط مالی واقعی. بدون اصلاح ساختار بودجه، کاهش یارانه های پنهان و مهار بدهی های ملی، سیاست پولی باثباتی وجود نخواهد داشت.

دوم، یک سیاست پولی قابل پیش بینی و قابل اعتماد که نرخ بهره واقعی را از قلمرو منفی خارج می کند و ریال را دوباره به دارایی پایدار تبدیل می کند.

سوم، شفاف سازی و یکپارچگی بازار ارز از طریق حذف تدریجی چند نرخی شدن ارز و کاهش رانت ارزی.

و چهارم، دیپلماسی اقتصادی فعال با هدف کاهش هزینه های مبادله، بهبود دسترسی به منابع و کاهش عدم اطمینان سیاسی.

در نهایت، باید پذیرفت که دلار ارزان یک «هدف» نیست، بلکه نتیجه یک اقتصاد متعادل است. تا زمانی که مدیران اقتصادی تمرکز خود را از کنترل عرضه دلار به اصلاح سازوکارهای تولید خود تغییر ندهند، باز هم بازار ارز زودتر از سایر بخش ها هشدار می دهد. دلار نه دشمن اقتصاد ایران است و نه عامل اصلی مشکلات؛ بلکه حامل اشتباهات سیاسی انباشته است. نادیده گرفتن این پیام هزینه اصلاحات بعدی را افزایش می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا