بانک و بیمه

دلارزدایی واقع‌گرایانه؛ چگونه نقشه تجارت ایران می‌تواند سلطه دلار را بشکند؟

بازار؛ گروه بانک و بیمه: بحث «لغو دلار» سالهاست که در ادبیات سیاسی ایران تکرار شده است. اما اغلب در سطح شعار باقی می ماند یا به اقدامات پرهزینه و بی اثر منجر می شد. مشکل از زمانی شروع می شود که دلار نه به عنوان یک ابزار بلکه به عنوان یک دشمن تعریف شود. در حالی که تجربه اقتصادهای تحریم شده و حتی بازارهای بزرگ نوظهور نشان می دهد که مسیر منطقی نه لغو دلار بلکه کاهش وابستگی ساختاری به آن است. نقشه واقعی تجارت خارجی ایران – نه آنچه در اسناد ایده آل آمده است – نشان می دهد که چنین کاهشی در شرایط کنونی نه تنها ممکن است بلکه ضروری است.

نقشه تجاری ایران; تمرکز شرکای غیر غربی و فرصت پنهان دلاری شدن

بر اساس اطلاعات رسمی گمرک ایران و پایگاه کامترید سازمان ملل متحد، بیش از ۷۵ درصد صادرات ایران به کمتر از ۱۰ کشور در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ بوده است. چین با سهمی نزدیک به ۳۰ درصد بزرگترین مقصد صادراتی ایران است. پس از آن عراق (حدود ۲۰ درصد)، امارات متحده عربی، ترکیه، هند، افغانستان و پاکستان قرار دارند. در بخش واردات، چین، امارات متحده عربی، ترکیه، هند و روسیه بیش از ۶۵ درصد از کل واردات ایران را تامین می کنند.

نکته کلیدی در اینجا این است که تقریباً هیچ یک از این کشورها “وابستگی اجتناب ناپذیر” به دلار در تجارت دوجانبه ندارند. در سال ۲۰۲۴، چین بیش از ۵۲ درصد تجارت خارجی خود را با ارزهای غیر دلاری انجام خواهد داد. پس از سال ۲۰۲۲، روسیه سهم دلار در تجارت خارجی خود را به کمتر از ۲۰ درصد کاهش داده است. هند مکانیسم های تسویه روپیه را با بیش از ۱۸ کشور فعال کرده است و ترکیه رسماً سیاست افزایش سهم لیر در تجارت منطقه ای را دارد.

این ارقام نشان می دهد که دلاری شدن تجارت ایران نه به دلیل محدودیت های خارجی بلکه به دلیل اینرسی نهادی داخلی صورت گرفته است. وقتی بیش از دو سوم تجارت کشور با اقتصادهایی است که خودشان از دلار رویگردان هستند، ادامه وابستگی شدید به دلار بیشتر یک انتخاب سیاسی است تا یک محدودیت ساختاری.

دلار به عنوان واحد قیمت گذاری یا ابزار تسویه حساب؛ خطای مفهومی سیاستگذار

یکی از دلایل عدم موفقیت ایران در کاهش نقش دلار، خلط دو مفهوم متفاوت در اقتصاد بین‌الملل است: «واحد حساب» و «وسیله پرداخت». بیشتر تجارت جهانی، به ویژه بازارهای انرژی و کالا، هنوز به دلار قیمت گذاری می شود. با این حال، این به هیچ وجه به معنای تسویه دلار نیست. بر اساس آمار بانک تسویه بین المللی (BIS)، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۴۰ درصد از معاملات بین بازارهای نوظهور با وجود قیمت دلار، به ارزهای محلی یا سبد پولی تسویه خواهد شد.

ایران همچنین می تواند ابزار تسویه حساب را بدون دستکاری پرهزینه در سیستم قیمت گذاری تغییر دهد. قیمت‌های نفت و محصولات پتروشیمی را همچنان می‌توان به دلار اعلام کرد، اما تسویه حساب به یوان، روپیه یا روبل انجام می‌شود. این همان مدلی است که چین و روسیه با موفقیت اجرا کرده اند و ریسک نوسانات دلار را به حداقل رسانده اند.

اصرار بر حذف دلار از قیمت گذاری باعث افزایش هزینه های مبادلات و کاهش شفافیت می شود. در حالی که تمرکز بر تغییر ابزار تسویه بدون ایجاد اختلال در بازار است، این امر می تواند تاثیر واقعی بر کاهش تقاضای دلار در اقتصاد داخلی داشته باشد.

تسویه و قراردادهای پولی مدرن؛ از تجربه شکست خورده تا مدل کار

برای سیاستمداران ایرانی، تهتر اغلب یادآور تجربیات ناکارآمد، مبهم و سودآور دهه‌های اخیر است. با این حال، آنچه امروزه در ادبیات تجارت بین‌المللی مورد بحث قرار می‌گیرد «تسویه مدرن» یا «تسویه زنجیره‌ای» است. مدلی مبتنی بر قیمت های شفاف، قراردادهای بلندمدت و حساب های بانکی دوجانبه.

بر اساس گزارش آنکتاد، در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۲ درصد تجارت بین اقتصادهای تحریم شده یا پرخطر از طریق مکانیسم های شبه تسویه انجام خواهد شد. ایران می تواند مستقیما صادرات پایدار خود – نفت، میعانات گازی، متانول، اوره و فولاد – را به واردات کالاهای سرمایه ای، تجهیزات صنعتی و مواد خام مرتبط کند. در این مدل نه دلار حذف می شود و نه شفافیت قربانی به خطر می افتد. بلکه جریان ارز کوتاه شده است.

علاوه بر این، قراردادهای پولی دوجانبه با کشورهایی مانند چین، روسیه و ترکیه در صورتی که از سطح نمادین فراتر رود، می تواند بخش قابل توجهی از تجارت را از مدار دلار خارج کند. تجربه نشان داده است که پیمان پولی بدون اراده عملی بانک مرکزی و بدون پذیرش آن از سوی بخش خصوصی عملاً ناکارآمد است. اما اگر واردکننده و صادرکننده متقاعد شوند که ارز محلی قابل مبادله، نگهداری و استفاده مجدد است، رفتار بازار به تدریج تغییر خواهد کرد.

نقش دولت؛ بزرگترین مانع یا بازیگر برای دلارزدایی

واقعیت این است که دولت ایران خود بزرگترین مصرف کننده دلار در اقتصاد است. از واردات کالاهای اساسی گرفته تا بازپرداخت بدهی ها و قراردادهای خارجی، بیشتر تقاضای پایدار برای دلار توسط دولت ایجاد می شود. تا زمانی که این الگو اصلاح نشود، هرگونه توصیه به بخش خصوصی برای محدود کردن نقش دلار بی اثر و یا حتی متناقض خواهد بود.

بر اساس گزارش سازمان برنامه و بودجه، در سال ۱۴۰۲ بیش از ۶۰ درصد تخصیص رسمی پولی به واردات دولتی و نیمه دولتی اختصاص داشت. اگر این بخش به تدریج به سمت تسویه حساب های غیر دلاری حرکت کند، سیگنالی قوی به کل اقتصاد ارسال خواهد کرد. تغییر ترکیب ذخایر ارزی بانک مرکزی از دلار محور به سبد متنوع، پرداخت های خارجی دولت به ارز طرف های تجاری و الزام بنگاه های دولتی به استفاده از سازوکارهای غیردلار می تواند تاثیری واقعی و ماندگار داشته باشد.

دلارزدایی بدون تغییر رفتار دولت شبیه به تقاضای صرفه جویی در انرژی از بزرگترین مصرف کننده انرژی است. شعاری که بازار آن را جدی نمی گیرد.

بازار سرمایه و ابزارهای مالی؛ حلقه مفقوده سیاست ارزی

یکی از نقاط ضعف عمده در پروژه کاهش نقش دلار در ایران، بازار سرمایه است. در حالی که ابزارهای مالی در بسیاری از کشورها نقش کلیدی در مدیریت ریسک ارز دارند، بازار سرمایه ایران هنوز دلاری شدن را به عنوان یک فرصت تشخیص نداده است. از طریق انتشار اوراق قرضه غیر دلاری، صندوق های کالایی صادرات محور و قراردادهای ارزی بلندمدت می توان ارتباط بین تجارت خارجی و بازار مالی برقرار کرد.

به گفته صندوق بین المللی پول، کشورهایی که موفق به کاهش سهم تجاری دلار شده اند، بازارهای مالی عمیق تری برای ارزهای جایگزین ایجاد کرده اند. بدون چنین ابزارهایی، صادرکننده ترجیح می دهد ارز خود را به دلار نگه دارد. حتی اگر کسب و کار فروشگاه دلار نباشد. بازار سرمایه می تواند این معادله را تغییر دهد و دلارزدایی را از یک دستور اداری به یک تصمیم اقتصادی تبدیل کند.

خلاصه دلارزدایی به عنوان مدیریت ریسک، نه به عنوان جنگ ارزی

نقشه صادرات و واردات ایران به خوبی نشان می دهد که کاهش نقش دلار یک پروژه پرهزینه و پرخطر نیست، بلکه مسیری تدریجی و منطقی است. ایران با تمرکز بر شرکای غیرغربی، تفکیک قیمت‌گذاری و تسویه، استفاده از تسویه مدرن، اصلاح رفتار ارزی دولت و فعال‌سازی بازار سرمایه، می‌تواند ظرف چند سال از سهم دلار در تجارت خارجی خود بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد. بدون شوک ارزی یا اختلال در تجارت.

درس اصلی این است که دلار نباید لغو شود. باید مدیریت شود. دلار زدایی موفقیت آمیز از طریق تقابل سیاسی اتفاق نمی افتد، بلکه از طریق کنترل نهادی و همسویی منافع بازار صورت می گیرد. تنها در این صورت است که کاهش نقش دلار از یک شعار تکراری به یک دستاورد اقتصادی پایدار تبدیل می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا