پیشبینیهای بازار نفت در سایه تنش میان ایران و آمریکا/منتظر سناریوهای شوکآور نباشیم؟ :: افق میهن

پیشبینیهای بازار نفت برای سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ تصویر رونق کمتری نسبت به آنچه اقتصادهای خلیجفارس در طول سالهای رونق به آن عادت داشتند، نشان میدهد، اما نه آنقدر تیره و تار که منجر به سناریوهای تکاندهنده شود.
به گزارش افق میهن، العربی الجدید نوشت: پیش بینی های بازار نفت برای سال های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ تصویری کمتر خوش بینانه نسبت به آنچه اقتصادهای خلیج فارس در سال های رونق به آن عادت داشتند ارائه می دهد، اما آنقدر تاریک نیست که به سناریوهای تکان دهنده ای منجر شود. بر اساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول، موسسات بزرگ بینالمللی تصویری از قیمتها در محدوده ۵۵ تا ۶۰ دلار در هر بشکه نفت برنت، همراه با کاهش تقاضای جهانی و افزایش مازاد عرضه را ترسیم میکنند. در مقابل، توانایی کشورهای خلیج فارس برای جذب شوک از طریق ترکیبی از انضباط مالی و اتکای تدریجی به درآمدهای غیرنفتی در حال افزایش است. آخرین پیش بینی اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده نشان می دهد که میانگین قیمت نفت برنت ممکن است در سال ۲۰۲۶ به حدود ۵۶ دلار در هر بشکه و در سال ۲۰۲۷ به ۵۴ دلار در هر بشکه کاهش یابد، پس از اینکه در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۹ دلار برآورد شد.
در همین حال، بانک جهانی پیش بینی می کند که میانگین قیمت برنت از ۶۸ دلار در سال ۲۰۲۵ به ۶۰ دلار در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد. و در چارچوب کلی که تحت فشار رشد کند و گسترش «مازاد» نفت در بازار جهانی، شاخص قیمت انرژی را به پایین ترین سطح خود در شش سال اخیر می رساند. این تصویر به معنای سقوط قیمت ها نیست، بلکه مرحله ای از “ارزان تر اما نه ارزان نفت” است. این تفسیری است که در گزارشی از اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده ارائه شده است. این وضعیت کشورهای حوزه خلیج فارس را در برابر معادله حساسی قرار می دهد: حفظ شتاب سرمایه گذاری در کنار بازسازی حاشیه های مالی.
بودجه کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، در مقایسه با بسیاری از نهادها، برآورد محافظهکارانهتری از مسیر نفت ارائه میکند. بودجه عربستان سعودی برای سال ۲۰۲۶ قیمت ضمنی نزدیک به ۷۲ دلار در هر بشکه دارد. یعنی بالاتر از میانگین ۵۶ تا ۶۰ دلاری که سازمان های بین المللی پیش بینی کرده اند. این نشان دهنده شرط ریاض بر روی ترکیبی از بهبود قیمت ها و افزایش تولید پس از پایان کامل کاهش تولید اوپک پلاس، همراه با پذیرش ادامه کسری مالی محدود برای جلوگیری از کند شدن پروژه های چشم انداز ۲۰۳۰ است.
در مقابل، گزارشهای مشاوره توضیح میدهند که این «خوشبینی محاسبهشده» به جای شرطبندی کوتاهمدت بر روی رونق نفت، بر وضعیت نسبتاً سالم بدهی عمومی و شبکه گسترده داراییهای صندوقهای ثروت دولتی استوار است. بر اساس تحلیل موسسه مطالعات انرژی جهانی. با این حال، اکثر دولتهای خلیج فارس با سناریوی ارزانتر نفت با منطق سنتی انقباضی برخورد نمیکنند، بلکه اولویتهای هزینههای عمومی را دوباره توزیع میکنند. برنامههای تحول اقتصادی با اولویت دادن بیشتر به زیرساختهای دیجیتال، لجستیک، صنعت و پروژههای انرژی کم کربن، همراه با تشویق مشارکتهای دولتی-خصوصی و خصوصیسازی برای تامین مالی بخشی از سرمایهگذاریها به جای بارگذاری کامل بر بودجه، پیشرفت میکنند. بر اساس گزارش منتشر شده توسط شرکت مشاور پرایس واترهاوس کوپرز.
عوامل ثبات قیمت
در این زمینه احمد حسن کرم، کارشناس مسائل نفتی می گوید: سطح قیمت نفت در دوره اخیر که حدود ۶۰ دلار در هر بشکه در نوسان است، تقریباً معادل میانگین ثبت شده در سال گذشته است و مطابق با پیش بینی های صندوق بین المللی پول برای سال های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ است که این محدوده را در ثبات قیمت ها محتمل می داند. وی خاطرنشان می کند که بسیاری از ناظران بر این باورند که این سطوح به دلیل عوامل متعددی در دوره آینده ادامه خواهد یافت.
از جمله مهمترین این عوامل، به گفته کرم، ضعف تقاضای جهانی نفت، افزایش سطح تولید، کاهش نرخ رشد اقتصادی در کشورهای بزرگ و همچنین توانایی آمریکا برای تسلط بر ذخایر نفتی ونزوئلا و بهره برداری از آن در زمان مورد نظر است. این امر به واشنگتن نفوذ بیشتری در سازمان اوپک از طریق متحدش ونزوئلا می دهد.
کرم توضیح می دهد که ادامه قیمت نفت در سطوح فعلی با ساختار هزینه کشورهای خلیج فارس سازگار نیست. کشورهایی که بودجه آنها تقریباً به طور کامل به درآمدهای نفتی وابسته است. اکثر این کشورها برای دستیابی به تعادل بین درآمد و هزینه بدون ثبت کسری مالی به سطوح قیمتی بسیار بالاتر از ۶۰ دلار نیاز دارند.
در نتیجه، دولتهای خلیج فارس ممکن است مجبور به اتخاذ اقدامات اصلاحی از جمله کاهش هزینههای عمومی شوند که میتواند اجرای برخی از پروژههای حیاتی را کند کند. از این رو کرم بر ضرورت تمرکز جدی کشورهای حوزه خلیج فارس بر تنوع منابع درآمدی فراتر از نفت، استفاده از سرمایه گذاری های خارجی برای حمایت از این توسعه و همچنین تسهیل ورود سرمایه گذاری های خارجی به منظور کاهش بار بودجه دولت و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی برای تامین هزینه های جاری و سرمایه ای تاکید می کند.
نوسانات گسترده
در همین زمینه، وداه طه، کارشناس اقتصادی به «العربی الجدید» می گوید: فشار نزولی بر قیمت نفت ناشی از افزایش عرضه نفت خام نسبت به تقاضای جهانی علیرغم پیش بینی افزایش اندک مصرف در سال های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ است. بشکه در روز در سال ۲۰۲۷
با این حال، به گفته طاها، قیمت ها همچنان در معرض نوسانات گسترده است. زیرا برآوردها در بین موسسات مختلف متفاوت است. با این حال، برخی از پیشبینیها منطقیتر به نظر میرسند، از جمله پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول که میانگین قیمت نفت را در حدود ۶۲ دلار در هر بشکه در سال ۲۰۲۶ تخمین میزند، با افزایش جزئی به ۶۲.۱۷ دلار در سال ۲۰۲۷. که نشان دهنده نوعی ثبات نسبی است.
طاها میافزاید که این توازنهای شکننده ممکن است تحت تأثیر عوامل خارجی مانند افزایش تولید توسط کشورهای غیراوپک یا اوپک پلاس، علاوه بر ریسکهای ژئوپلیتیکی فزاینده، بهویژه در صورت تشدید تنش بین ایالات متحده و ایران باشد. موضوعی که می تواند منجر به جهش شدید و غیرمنتظره قیمت ها فراتر از برآوردهای فعلی شود.
او خاطرنشان میکند که سطوح فعلی قیمتها یک چالش بزرگ برای کشورهای تولیدکننده است، زیرا برای اکثر آنها زیر نقطه سربهسر مالی قرار دارند و بودجهشان را در معرض کسری قرار میدهند. کشورهایی که تقریباً به طور کامل به درآمدهای نفتی متکی هستند، مانند عراق که بیش از ۹۰ درصد درآمدهای دولت خود را از نفت به دست میآورد، بیش از سایرین آسیبپذیر هستند و در شرایط دشواری قرار دارند که نیازمند جستجوی منابع جایگزین برای پوشش کسری بودجه است.
اما کویت، علیرغم تأثیر بالقوه بودجهاش، دارای یک صندوق ثروت دولتی بزرگ است که در صورت نیاز میتواند شکاف مالی را پوشش دهد. طاها همچنین خاطرنشان می کند که نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی در کشورهای حوزه خلیج فارس هنوز نسبتاً پایین است و در کشورهایی مانند کویت، عربستان سعودی و امارات تهدید مالی مستقیم محسوب نمی شود.
به گفته طاها، این وضعیت به ویژه با افزایش سهم بخشهای غیرنفتی در اقتصاد، فضای بیشتری برای مانور به این کشورها میدهد. به گونه ای که سهم این بخش ها در امارات از ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته و عربستان نیز پیشرفت چشمگیری در این زمینه داشته است. او نتیجه می گیرد که این محیط قیمتی مستلزم اتخاذ سیاست های اقتصادی انعطاف پذیر است که سناریوهای مختلف ممکن را در نظر بگیرد. زیرا عوامل زیادی وجود دارند که ممکن است هر لحظه با یکدیگر تداخل داشته باشند و تغییرات اساسی در بازار جهانی نفت ایجاد کنند.










