ترندهای روز

معمای حافظه؛ چرا کسی دوران اولیه زندگی خود را به یاد نمی‌آورد؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

تحقیقات جدید نشان می دهد که احتمالاً خاطرات سال های اول زندگی از بین نمی روند، اما به دلیل تغییرات در رشد مغز، از دسترس حافظه آگاه خارج می شوند.

پدیده «فراموشی دوران کودکی» که مانع از یادآوری سال‌های اولیه زندگی می‌شود، سال‌ها ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است و اکنون تحقیقات جدید جنبه‌های پیچیده‌تری از نقش رشد مغز و سیستم ایمنی را در این فرآیند آشکار کرده است.

به گزارش تایم، اگر از شما بخواهند به اولین خاطره ای که دارید فکر کنید، احتمالا تصویری از شمع روی کیک تولد یا بوی عطر مادرتان خواهید داشت. اما به احتمال زیاد، شما حداقل دو یا سه ساله بودید که این خاطره اتفاق افتاد. تعداد کمی از مردم می توانند وقایع قبل از سه سالگی را به وضوح به خاطر بسپارند. این در حالی است که کودکان خردسال به شدت از محیط اطراف خود آگاه هستند. فقط به کودک نوپایی نگاه کنید که مشتاقانه یک اسباب بازی را در دهانش می گذارد یا با هیجان به آتش بازی واکنش نشان می دهد. آنها دنیا را با تمام وجودشان تجربه می کنند و حتی اتفاقات اخیر را به یاد می آورند، اما روزی می رسد که آن خاطرات دیگر در دسترس نیستند.

بین ما و اولین تجربه های زندگی ما، یک مانع مرموز وجود دارد. پدیده ای که در علم به «فراموشی دوران کودکی» یا «فراموشی نوزادی» معروف است. جالب اینجاست که این پدیده منحصر به انسان نیست. آزمایش‌ها نشان داده‌اند که موش‌ها الگوی مشابهی از فراموشی را تجربه می‌کنند. موش هایی که در سنین پایین یاد می گیرند چگونه از پیچ و خم خارج شوند، در بزرگسالی این مهارت را فراموش می کنند. حتی موش هایی که در دوران کودکی از یک اتاق خاص ترسیده بودند، دیگر آن مکان را در بزرگسالی نمی شناسند.

آیا خاطرات ناپدید می شوند یا فقط پنهان می شوند؟

سال ها تصور می شد که خاطرات اولیه زندگی به سادگی پاک می شوند. اما تحقیقات جدید تصویر پیچیده تری را ارائه می دهد. برخی از مطالعات بر روی موش ها نشان می دهد که خاطرات اولیه ممکن است هنوز در مغز باقی بماند، اما دسترسی به آنها دشوار است.

در آزمایشگاهی به سرپرستی پل فرانکلند، دانشمند ارشد در بیمارستان کودکان بیمار در تورنتو، محققان سلول‌های مغزی موش‌های جوان را که وقتی یاد گرفتند از یک اتاقک خاص بترسند، فعال می‌شدند، علامت‌گذاری کردند. سه ماه بعد، زمانی که موش‌ها بالغ شدند و ظاهراً ترس خود را فراموش کرده بودند، دانشمندان همان سلول‌ها را دوباره فعال کردند و ناگهان رفتار ترسناک بازگشت. این یافته نشان می دهد که حافظه از بین نمی رود، بلکه از دسترس حافظه عادی خارج شده است.

به عبارت دیگر، شاید مغز در طول فرآیند رشد خود خاطرات اولیه را در اتاق های قفل شده نگه می دارد. اتاق هایی با کلید گم شده شواهد دیگری نیز این فرضیه را تایید می کند. به عنوان مثال، حیواناتی مانند خوکچه هندی که نورون های کمتری پس از تولد به مغزشان اضافه می شود، علائم کمتری از این نوع فراموشی را نشان می دهند. این موضوع به نقش رشد مغز به ویژه تولید نورون های جدید در فرآیند فراموشی اشاره دارد.

نقش سیستم ایمنی در فراموشی دوران کودکی

تحقیقات انجام شده در آزمایشگاه توماس رایان، عصب شناس کالج ترینیتی دوبلین، ابعاد جدیدی به این موضوع داده است. او و همکارانش دریافتند که برخی از موش ها فراموشی کمتری دارند. به خصوص موش های نر که سیستم ایمنی مادرشان در دوران بارداری فعال می شود. این موش ها در مقایسه با خواهران خود یا موش های کنترل الگوی فراموشی متفاوتی از خود نشان می دهند.

همچنین، گروه رایان نقش «میکروگلیا» یا سلول‌های ایمنی مغز را در این پدیده برجسته کرده‌اند. هنگامی که فعالیت میکروگلیا در طول یک دوره حیاتی رشد کاهش یافت، موش‌ها محلول مازی را که در کودکی در بزرگسالی آموخته بودند فراموش نکردند. این یافته احتمال دخالت سیستم ایمنی در فراموشی نوزادان را تقویت می کند.

وضعیت در انسان چگونه است؟

بررسی مغز نوزادان و کودکان بسیار خردسال چالش های فنی زیادی دارد. به عنوان مثال، ثابت نگه داشتن یک کودک خردسال در دستگاه تصویربرداری مغز آسان نیست. با این حال، نیک ترک-براون، عصب شناس در دانشگاه ییل و همکارانش موفق به بررسی مغز تعداد قابل توجهی از کودکان خردسال شده اند. یافته‌های آن‌ها نشان می‌دهد که حتی در سن یک سالگی، کودکان می‌توانند خاطراتی شبیه به «حافظه رویداد» ایجاد کنند، همان نوع حافظه‌ای که بزرگسالان برای یادآوری وقایع گذشته از آن استفاده می‌کنند.

این نتایج نشان می‌دهد که انسان‌ها در سال‌های اول زندگی خاطراتی را خلق می‌کنند، اما به دلایلی نمی‌توانند آن‌ها را بعداً بازیابی کنند. این یک سوال آشنا را برای والدین ایجاد می کند: اگر کودک دو ساله من بعداً این سفر یا مهمانی را به یاد نیاورد، آیا ارزش آن را دارد؟

ترک براون می گوید که این سوال را بارها شنیده است. او می‌گوید صحبت کردن در مورد یک رویداد به طور مکرر یا نشان دادن تصاویر می‌تواند به تثبیت آن کمک کند، اما خاطره‌ای که کودک تجربه کرده و هرگز دوباره درباره آن فکر نکرده یا درباره آن صحبت نکرده است احتمالا محو می‌شود.

تست خاطرات منحصر به فرد

سارا پاور از موسسه توسعه انسانی ماکس پلانک برای تعیین دقیق‌تر زمان شکل‌گیری و گم شدن خاطرات، اتاق رسانه‌ای را طراحی کرده است که در آن کودکان تجربیات کاملاً منحصربه‌فردی دارند. تجربیاتی که در دنیای بیرون معادلی ندارند. هدف این است که اگر بچه‌ها بعداً آن وقایع را به خاطر بیاورند، مشخص شود که منشأ آنها صرفاً در آزمایشگاه است.

تاکنون حدود ۴۰۰ کودک ۱۸ تا ۲۴ ماهه در این طرح شرکت کرده‌اند و محققان در نظر دارند در سال‌های آینده آنها را دنبال کنند. اگرچه این پروژه هنوز در مراحل اولیه خود است، داده های اولیه نشان می دهد که توانایی کودکان برای رمزگذاری و حفظ خاطرات شبیه به اپیزودیک بسیار بیشتر از حد انتظار است.

در آزمایش دیگری، والدین از وقایع ضبط شده از دید خود کودک فیلمبرداری کردند. سپس محققان این ویدئوها را در جلسات مختلف طی دو سال برای کودکان پخش کردند و همزمان فعالیت مغز آنها را ثبت کردند. هدف این است که مشخص شود مغز کودک چه زمانی با دیدن تصاویر تجربه شخصی خود واکنشی یادآوری نشان می دهد و دقیقاً چه زمانی این واکنش ناپدید می شود.

چرا مغز ما این کار را می کند؟

این سوال بی پاسخ مانده است که چرا مغز انسان و سایر پستانداران سال های اول زندگی را فراموش می کند. آیا این یک “سوئیچ بیولوژیکی” است که به طور فعال خاطرات اولیه را خاموش می کند؟ یا این یک عارضه جانبی یک دوره یادگیری شدید و رشد سریع مغز است؟

برخی از محققان گمان می کنند که ارزش واقعی خاطرات اولیه ممکن است در جزئیات آنها نباشد، بلکه در ایجاد یک پایگاه داده ذهنی از نحوه عملکرد جهان باشد. حتی در روزهای اول زندگی، نوزادان توانایی قابل توجهی در تشخیص الگوها و جمع آوری اطلاعات آماری از محیط دارند. آنها به تدریج تصویری پایدار از جهان می سازند که به آنها در تصمیم گیری و سازگاری با محیط کمک می کند.

از این منظر شاید جزئیات وقایع چندان مهم نباشد. حتی اگر آن خاطرات را آگاهانه به خاطر نیاوریم، ممکن است تأثیر آنها در ساختار ذهنی ما و نحوه تعامل ما با جهان باقی بماند.

بنابراین، اگرچه دیوار فراموشی هنوز بین ما و سال‌های اولیه زندگی ما وجود دارد، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این خاطرات ممکن است هرگز به طور کامل از بین نرود. آنها ممکن است در لایه های عمیق تر ذهن ما باقی بمانند و بدون اینکه ما بدانیم بر رفتار و ادراک ما تأثیر می گذارند.

منبع: فرارو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا