اینترنت پرو؛ ابزاری راهبردی در گرداب جنگ و تحریم

سینا تفنگچی، دکترای علوم ارتباطات، پژوهشگر فناوری های نوین ارتباطی در یادداشتی نوشت: در شرایط کنونی که جنگ تمام عیار اقتصادی و سایبری علیه ایران به راه افتاده است، «اینترنت پرو» را باید بیش از یک سرویس معمولی دانست. این شبکه که با هدف ارائه اینترنت پایدار و پایدار برای مشاغل حساس، کسب و کارهای آنلاین، فعالان فناوری و کاربران حرفه ای طراحی شده است، در عمل به یکی از معدود شریان های ارتباطی حیاتی در برابر اختلالات گسترده تبدیل شده است.
از منظر الزامات جنگ، نمی توان انکار کرد که تاب آوری شبکه ملی اطلاعات و سرویس های اختصاصی مانند پرو، در شرایطی که حملات DDoS، خرابی زیرساخت های بین المللی و اعمال تحریم های مضاعف علیه ارائه دهندگان خارجی، دسترسی عمومی را مختل کرده است، یک اقدام دفاعی مشروع تلقی می شود. در چنین شرایطی، تضمین ادامه فعالیت کسبوکارهای دیجیتال، بانکداری آنلاین، سیستمهای آموزشی و بهداشتی از طریق یک لایه دسترسی امنتر و ممتاز، «تبعیض دیجیتال» نیست، بلکه «مدیریت منابع در بحران» است. تجربه کشورهای درگیر در جنگ سایبری یا تحریم (مانند روسیه، ونزوئلا و حتی گاهی چین) نشان داده است که ایجاد لایههای دسترسی مختلف در شبکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ حداقل کارکردهای حیاتی کشور است.
با این حال، انتقادات اینترنت پرو را نیز نمی توان نادیده گرفت. مهمترین انتقاد، شکاف عمیق دیجیتالی است که ایجاد می کند. در کشوری که تورم، معیشت و دسترسی عادلانه به خدمات اولیه موضوعی روزمره است، ارائه اینترنت با سرعت و کیفیت بالاتر برای گروهی که توانایی مالی آن را دارند، در عمل به معنای محروم کردن بخش بزرگی از مردم عادی (اعم از محققان، تأثیرگذاران و مشاغل کوچک) از یک حق اولیه است. در قرن بیست و یکم، اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست که برخی افراد نتوانند در زمان جنگ از آن استفاده کنند. انتقاد دیگر، شفاف نبودن ضوابط تخصیص این سرویس و بعضاً نفوذ واسطه های غیرفنی در فرآیند توزیع آن است. این موضوع اعتماد عمومی به «شبکه ملی اطلاعات» را تضعیف میکند و این تصور را تقویت میکند که اولویت دسترسی پایدار به اینترنت، تابعی از روابط و قدرت مالی است تا یک نیاز استراتژیک.
برای درک درست موضوع، باید هر دو طرف طیف را دید. از یک سو، واقعیت غیرقابل انکار جنگ سایبری تمام عیار وجود دارد. اسناد بین المللی و گزارش های فنی نشان می دهد که از سال ۲۰۱۸، میانگین حملات سایبری به زیرساخت های مخابراتی ایران بیش از ۴۰۰ درصد افزایش یافته است و تحریم های ثانویه دسترسی به CDN های جهانی و سرورهای پایدار ارائه دهندگان داخلی را مختل کرده است. در چنین شرایطی، اگر کشوری «لایه اضطراری» برای دستگاهی مانند پرو نداشته باشد، شبکه بانکی، اورژانس، سیستم سوخت رسانی و صدها سرویس دیجیتال دیگر در اولین طوفان سایبری فرو می ریزد. از این منظر، انکار ضرورت پرو مانند انکار آمبولانس شخصی در منطقه جنگی است. بله، در حالت ایدهآل همه باید به یک آمبولانس دسترسی داشته باشند، اما وقتی مورد آتش قرار میگیرید، اولویت رساندن مجروحان بدحال به اتاق عمل است.
اما این قیاس دقیقاً در جایی که به انتهای دیگر طیف نزدیک میشویم، لنگ میزند. در جنگ واقعی، مجروحان بدحال در میدان تریاژ می شوند. یک پزشک بی طرف تصمیم می گیرد که چه کسی ابتدا به آمبولانس می رود. با این حال، در اینترنت پرو، تریاژ معمولاً با «قیمت» انجام میشود. در کشوری که تورم معیشت را فشرده کرده است و حتی دانشجویی که پیشنهاد تحقیقش وابسته به اینترنت پایدار است ممکن است نتواند اشتراک ماهانه معادل نیمی از حقوق یک کارگر را پرداخت کند. اینجاست که «مدیریت بحران» به «بازاریابی بحران» تبدیل می شود. وقتی دسترسی به یک نیاز دیجیتالی اولیه به کالایی تبدیل میشود که فقط گروهی میتوانند از پس آن برآیند، آنگاه شبکهای که قرار بود یک دفاع باشد، به نمایش نابرابری تبدیل میشود.
نکته ظریف در اینجا این است که دو طرف این طیف لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند. می توان از روی ناچاری از پرو دفاع کرد و از سازوکارهای ناعادلانه گسترش آن انتقاد کرد. آنچه این زنجیره را قابل مدیریت می کند سه اقدام خاص است: اول، شفاف سازی معیارها و حذف توزیع پرو از روابط غیر فنی و واسطه های مالی. دوم، ایجاد لایههای حمایتی رایگان یا عمیقاً یارانهای برای گروههای کاربری ضروری اما ضعیف (محققان، روزنامهنگاران، فعالان مدنی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، و کسبوکارهای دانشبنیان کوچک). سوم، اعلام یک نقشه راه روشن که پرو را نه به عنوان یک سرویس لوکس دائمی، بلکه به عنوان یک «اقدام موقت در بحران» معرفی می کند و به موازات آن، برنامه بهبود سطح عمومی اینترنت را با شاخص های روشن به مردم نشان می دهد.
در نهایت، قضاوت Internet Pro را نمی توان به “کاملا خوب” یا “کاملا بد” تقلیل داد. در جبهه دفاعی آن، منطق بقای کشور در جنگ سایبری حرف اول را می زند. در جبهه محکومیت، وجدان عدالت دیجیتال زنگ خطر را به صدا در می آورد. مکان مناسب برای زندگی در این پیوستار نه در انکار ضرورت پرو، نه در دفاع نامحدود از وضعیت موجود، بلکه در «اصلاح تدریجی ساختار دسترسی» است. اگر این اصلاح انجام نشود، دولت در جنگ سایبری پیروز می شود اما در «جنگ روایتی» و «عدالت اجتماعی» بازنده می شود. و در دنیای امروز، این دو جنگ بیش از آنچه تصور می کنیم به هم مرتبط هستند.







