داستان گرگهایی که یک اکوسیستم را نجات دادند

سال ها پیش بشر با بی احتیاطی و عدم آگاهی از اهمیت تنوع زیستی، گروهی از گرگ ها را نابود کرد که نتایج فاجعه باری داشت و سپس مجبور شد همان شکارچیان را به محل زندگی خود بازگرداند و بی شک از این تجربه درس مهمی گرفت. به مناسبت «روز جهانی تنوع زیستی» داستان قتل عام و احیای گرگ ها در پارک یلوستون را بیان می کنیم.
بیش از 30 سال از بازگشت گرگ ها به پارک ملی یلوستون می گذرد و تحقیقات جدید نشان می دهد که گرگ ها با کاهش جمعیت و حذف حیوانات ضعیف و بیمار به ایجاد گله های گوزن شمالی انعطاف پذیر کمک کرده اند. هرچند اخیراً خطری جان این گرگ های نجات دهنده را تهدید کرده است.
زمستان یلوستون سال ها ساکت بود. سکوتی سنگین، بدون زوزه گرگ ها. آهوها در دشت چرا می کردند، درختان جوان قبل از بلند شدن خورده می شدند و رودخانه ها به آرامی چهره خود را تغییر می دادند. انگار چیزی نامرئی از دل طبیعت حذف شده باشد. اما زمانی که چند گرگ خاکستری در دهه 1990 بازگشتند، اتفاقی افتاد که دانشمندان هنوز از آن شگفت زده می شوند: درختان دوباره رشد کردند، پرندگان برگشتند، سگ های آبی سدهایی ساختند، و حتی مسیر برخی رودخانه ها تغییر کرد. انگار فقط چند زوزه در تاریکی برای بیدار کردن دوباره یک اکوسیستم کافی بود.
بیش از 30 سال از بازگشت گرگ های خاکستری به پارک ملی یلوستون می گذرد و شکارچیانی که برخی از آنها می ترسیدند گوزن های شمالی را از بین ببرند، در عوض به یک نیروی تثبیت کننده تبدیل شده اند. تحقیقات جدید نشان می دهد که با کاهش جمعیت و حذف حیوانات ضعیف و بیمار، گرگ ها به ایجاد گله های گوزن شمالی انعطاف پذیرتر کمک کرده اند.
تعداد گوزنهای شمالی در بزرگترین گله پارک بین 6000 تا 8000 راس ثابت باقی مانده است، به جای چرخههای شدید رونق و رکود ناشی از نوسانات آب و هوایی.
کریس ویلمرز، بوم شناس حیات وحش در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز، می گوید: گوزن های شمالی دیگر گرسنه نیستند.
در طول سالهای مختلف با مقادیر معمولی باران و برف، گرگها عمدتاً گوزنهای بزرگتر را میکشند، زیرا شکار آنها راحتتر است. اما ویلمرز مطالعهای را رهبری کرد که نشان داد گرگها در سالهای خشکسالی زمانی که علفها، درختچهها و گلهای وحشی مانند گذشته سرسبز نیستند، به گاو نر روی میآورند. این نرهای تنومند در پاییز زیاد غذا نمی خورند و در عوض به یکدیگر ضربه می زنند. تمام این تلاش ها کالری می سوزاند و آنها را در زمستان ضعیف می کند. در سالهای خشک تعداد آنها حتی کمتر می شود.
به عنوان شکارچیان سازگار و باهوش، گرگ ها یاد گرفته اند که این شرایط را تشخیص دهند و یک گاو نر 750 پوندی را به یک گاو 450 پوندی ترجیح می دهند. بنابراین با هدف قرار دادن گاو نر در سال های کمبود غذا، به گاو نر فرصت تولید مثل و در نتیجه حفظ جمعیت می دهند.
اما مهمتر از همه، طبق این مطالعه، گرگهای یلوستون، که اکنون بین 300 تا 350 عدد هستند، میتوانند به گلههای گوزن شمالی کمک کنند تا از خطرات آب و هوای ناپایدارتر جان سالم به در ببرند. به عنوان مثال، گله های گوزن شمالی که تعداد آنها ثابت است، به جای اینکه تعداد آنها دائماً بالا و پایین شود، بهتر می توانند در برابر خشکسالی های مکرر مقاومت کنند که این یکی از اثرات تغییرات آب و هوایی است که در حال حاضر در منطقه رخ می دهد.
داگ اسمیت، زیست شناس ارشد حیات وحش یلوستون می گوید: «در آینده ای بسیار غیرقابل پیش بینی، ما به یک حائل در برابر مرگ و میرهای دسته جمعی نیاز داریم و توانایی گرگ ها برای ایجاد تعادل در گله های گوزن شمالی می تواند این نقش را از طریق شکار و شیوه های مدیریت ایفا کند. انسان ها همچنین به تثبیت جمعیت گوزن شمالی کمک می کنند، اما همان کاری را که گرگ ها انجام می دهند، انجام نمی دهند.
یافتن تعادل
ویلمز، اسمیت و همکارانش بیش از 1000 گوزن شمالی مرده را در یلوستون، وایومینگ، مونتانا و آیداهو طی بیش از 20 سال تجزیه و تحلیل کردند. دانشمندان سه گله گرگ را برای حدود یک ماه در آغاز و پایان هر زمستان ردیابی کردند و هر گوزن شمالی را که گرگ ها کشته بودند، یافتند. آنها سن و جنسیت حیوان مرده را ثبت کردند. و از آن نمونه مغز استخوان گرفتند که وضعیت جسمانی گوزن شمالی را قبل از مرگ مشخص کرد. سپس این تیم از داده های ماهواره ای برای محاسبه میزان حیات گیاهی موجود برای تغذیه گوزن های شمالی در هر سال استفاده کرد که به ذوب برف و بارندگی بستگی دارد.
ترکیب همه این دادهها نشان داد که گرگها در سالهایی که پوشش گیاهی ضعیف است، گاو نر را هدف قرار میدهند و درک واضحتری از چگونگی تغییر آب و هوا باعث تغییر رفتار شکارچیان میشود.
این به ویژه برای مدیریت و حفاظت از گرگ ها مفید است، زیرا آنها هنوز هم پس از بیش از یک قرن آزار و شکنجه در حال بازسازی تعداد خود هستند. قبل از دهه 1900، شکارچیان یلوستون مانند خرس گریزلی، خرس سیاه، گرگ و شیرهای کوهی در کنار جمعیت های قوی گاومیش کوهان دار، گوزن شمالی، آهو قاطر، پرونگ هورن و گوسفند شاخ بزرگ رشد می کردند.
اما یک کمپین هماهنگ توسط دولت فدرال تقریباً همه آن شکارچیان و بوفالوها را از منطقه ریشه کن کرد. آخرین گله گرگ شناخته شده در یلوستون در سال 1926 کشته شد، و سگ ها نیز در بسیاری از محدوده تاریخی خود در بیشتر 48 پایین تر از بین رفته اند و در تعداد کمی از جمعیت ها در اطراف دریاچه های بزرگ زنده مانده اند. با ناپدید شدن گرگ ها و کاهش شدید خرس ها و شیرها، جمعیت گوزن شمالی به طرز چشمگیری افزایش یافت. بین سالهای 1932 تا 1968، خدمات پارک ملی ایالات متحده و ایالت مونتانا، بیش از 70000 گوزن شمالی را از گلههای خود در شمال یلوستون با کشتن یا ارسال آنها به سراسر کشور به مناطقی که معدوم شده بودند، خارج کردند.
هنگامی که پارک کشتن گوزن ها را در سال 1968 متوقف کرد، تعداد آنها دوباره از حدود 5000 به نزدیک به 20000 افزایش یافت. در چند دهه بعد، گوزن ها با نوسانات آب و هوا، دوره های رونق و رکود جمعیت را پشت سر گذاشتند. زمستان های سخت زمین را با صدها لاشه آهو که از گرسنگی مرده بودند پر کرد. سپس، بین سالهای 1995 تا 1997، مقامات حیات وحش 41 گرگ را دوباره به یلوستون معرفی کردند.
خرس های گریزلی و شیرهای کوهی که از گوزن شمالی نیز تغذیه می کنند، به دلیل محافظت بیشتر از ایالت ها و دولت فدرال افزایش یافته اند. جمعیت گوزن شمالی کاهش یافته و در نهایت افزایش و کاهش می یابد.
داستان گرگ های یلوستون نشان می دهد که تنوع زیستی فقط به معنای “حضور حیوانات مختلف” نیست. بلکه در مورد تعادل پیچیده ای است که میلیون ها سال طول کشید تا شکل بگیرد. در طبیعت، هر شکاری که انسان آن را خطرناک یا بی فایده بداند، نقش حیاتی دارد.
وقتی انسان ها در اوایل قرن بیستم گرگ ها را از یلوستون خارج کردند، فکر کردند طبیعت آرام تر و کنترل شده تر خواهد شد. اما حذف یک شکارچی در بالای هرم غذایی کل اکوسیستم را از تعادل خارج کرد.
با ناپدید شدن گرگ ها، جمعیت گوزن شمالی به طرز چشمگیری افزایش یافت. آهوها به طور مداوم از درختان جوان و پوشش گیاهی تغذیه می کردند. جنگل ها ضعیف شدند، زیستگاه بسیاری از پرندگان و حیوانات از بین رفت و حتی رودخانه ها تغییر شکل دادند. در طول زمستان های سخت، هزاران آهو از گرسنگی مردند، زیرا طبیعت دیگر قادر به حفظ این جمعیت عظیم نبود.
این حادثه نشان داد که وقتی انسان ها بخشی از چرخه طبیعت را حذف می کنند، معمولا فقط یک گونه را از بین نمی برند. بلکه زنجیره ای از پیامدهای پیش بینی نشده را آغاز می کند. گرگ ها فقط شکارچی نبودند. آنها جمعیت آهو را کنترل کردند، به پوشش گیاهی فرصت رشد دادند و به ده ها گونه دیگر کمک کردند تا زنده بمانند.
داستان یلوستون به ما یادآوری می کند که طبیعت یک ماشین ساده نیست که بتوان قطعات آن را توسط انسان جدا کرد یا جایگزین کرد. هر “گونه” بخشی از یک شبکه به هم پیوسته است و دستکاری شتابزده آن می تواند عواقبی داشته باشد که ده ها سال بعد آشکار می شود.
اسمیت گفت، برای مثال، در زمستان 2010-2011، گوزنهای شمالی نسبتاً خوب عمل کردند، در مقایسه با مرگهای انبوهی که در زمستانهای مشابه در دهههای 1980 و 1990 مشاهده شد، در هنگام برف و سرمای غیرمعمول شدید.
درس هایی برای ایالت های دیگر
محققان از داده های بیش از 30 سال برای پیش بینی اینکه در صورت بازگشت شکارچیان به هر ایالت دیگر در ایالات متحده چه اتفاقی می افتد استفاده کردند. این بدان معنی است که مکان و تعداد گرگ هایی که قرار است دوباره معرفی شوند و تحمل انسان ها در برابر حضور آنها چالش های بالقوه ای است.
شیوع بیماری در میان گرگ ها
با وجود اثرات مثبت حضور گرگ ها در پارک ملی یلوستون، اخیراً خبر نگران کننده ای مبنی بر شیوع بیماری در بین آنها منتشر شده است.
شیوع بیماری که مخصوصاً برای تولههای گرگ کشنده است، تا سال 2025 به تعداد گرگها در وایومینگ و پارک ملی یلوستون رسید، و تعداد گرگها را به سطحی کاهش داد که زیستشناسان آخرین بار زمانی که گرگها در سالهای 1995-1996 بهبودی تاریخی را تجربه کردند، مشاهده کردند.
کن میلز، زیست شناس گرگ در دپارتمان بازی و ماهی وایومینگ، گفت که این کمترین تعداد گرگ در 20 سال گذشته است. همه نشانه ها حاکی از آن است که هاری علت اصلی کاهش جمعیت گرگ در ایالت وایومینگ به حداقل 253 گرگ و 14 جفت مولد در پایان سال 2025 بوده است.
در حالی که گرگ های بالغ می توانند از ویروس مسری که باعث بیماری سرخک مانند در سگ ها می شود، زنده بمانند، برای توله ها “کاملا کشنده” است و طبق گزارش نظارت بر گرگ در سال 2025، تنها “31 تا 34” از 87 توله متولد شده تا پایان سال زنده ماندند که میزان زنده ماندن را فقط 37 درصد نشان می دهد.
میلز می گوید زمانی که بیماری در میان گرگ های یلوستون شیوع پیدا می کند، یک سال طول می کشد و سپس بهبود می یابد. تعداد کل گرگهای یلوستون دو بار در سالهای 2012 و 2018 به 80 نفر کاهش یافته است. اما طبق معیارهای دیگر، سال 2025 سال سختی بود که جمعیت پارک از زمان معرفی مجدد آن را تجربه نکرده بودند. محققان همچنان در حال بررسی گرگ ها هستند و امیدوارند که این روند متوقف شود و گرگ ها بهبود یابند.
اکنون، در سوی دیگر این چرخه، هاری به آرامی اما پیوسته جان موجوداتی را که از زیستگاه خود بیرون رانده شده یا توسط انسان نابود شده اند، تهدید می کند. انسان امروز در تلاش برای بقای گونه ای است که زمانی با ظلم یا بی احتیاطی از بین برده است.
این بار اما تجربیات تلخ گذشته نشان داده است که حذف یک گونه یا برهم زدن تعادل طبیعت عواقب گسترده تری نسبت به تصور دارد. به همین دلیل، تلاشها برای کنترل هاری و حفاظت از حیات وحش فقط یک اقدام بهداشتی نیست، بلکه بخشی نادیده گرفته شده برای احیای تنوع زیستی است.
انسان اکنون در موقعیتی قرار دارد که هم مسئول بخشی از آسیب گذشته است و هم تنها نیرویی است که می تواند از تکرار آن جلوگیری کند; فرصتی برای جبران، قبل از اینکه چرخه دوباره از تعادل خارج شود.
منبع: ایسنا










