اخبار بورس

تا زمانی که سرچشمه ناترازی ها اصلاح نشود، نمی توان با افزایش قیمت بنزین مسئله را حل کرد

یک اقتصاددان در گفت و گو با افق میهن گفت:

این کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه با انتقاد از تمرکز دولت بر افزایش قیمت بنزین، گفت: حتی اگر قیمت بنزین به 100 هزار تومان هم برسد و ریشه مشکلات اقتصادی و کسری بودجه برطرف نشود، یک سال بعد دوباره با همین مشکلات مواجه خواهیم شد. تا علت نارضایتی برطرف نشود با افزایش قیمت بنزین مشکل حل نمی شود.

محمد شمس الدین، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار اخبار بورستعیین نرخ سوم بنزین و تاثیر افزایش قیمت سوخت بر اقتصاد و معیشت خانوار: برای بررسی موضوع بنزین ابتدا باید به ترازنامه بانک مرکزی و افزایش پایه پولی پرداخت. یکی از ارکان پایه پولی، بدهی دولت به بانک مرکزی یا بدهی بانک های تجاری به بانک مرکزی است که معمولاً در خرداد ماه تغییرات قابل توجهی را نشان می دهد. اگر توسعه پایه پولی از اول انقلاب تا سال ۱۴۰۳ بیایید نگاهی بیندازیم، میانگین افزایش سالانه پایه پولی تقریباً ۲۱ درصد، در حالی که در خرداد امسال همین عدد است ۵۷ درصد رسیده است.

وی افزود: زمانی که پایه پولی به دلیل ضریب فزاینده پول افزایش می یابد، این افزایش حجم بسیار بیشتری از نقدینگی و پول را تحت تاثیر قرار می دهد. به عنوان مثال، اگر صد اگر تومان به پایه پولی اضافه شود، می توان این عدد را با توجه به ضریب فزاینده چندین برابر کرد. اگر پایه پولی افزایش یابد اما اقتصاد به تناسب کالاها و خدمات بیشتری تولید نکند، طبیعی است که قیمت ها افزایش می یابد. این افزایش قیمت در ابتدا در کالاهایی که کشش قیمتی کمتری دارند از جمله کالاهای روزمره نیز مشهود است..

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: حتی اگر دولت در چنین شرایطی منابعی را به اقتصاد پمپاژ کند، زمان می برد تا تاثیر آن در بازار دیده شود. پیش بینی من در ژوئن این بود که این به دلیل رشد است ۵۷ درصد پایه پولی، در شهریور و در ماه اکتبر با شرایط بسیار سختی در بازار مواجه خواهیم بود. بنابراین مشکل اصلی اقتصاد ایران را نمی توان به سادگی با افزایش قیمت ماده اولیه ای مانند بنزین حل کرد..

شمس الدین از تمرکز دولت بر افزایش قیمت بنزین انتقاد کرد و گفت: این ادعا که باید بنزین را گران کنیم چون ثروتمندان بیشتر مصرف می کنند یا اینکه با افزایش قیمت می توان مصرف را کنترل کرد بخش مهمی از مشکل را نادیده می گیرد. این موضوع بیشتر یک بازی برای ایجاد تعادل در کسری بودجه دولت است. حتی اگر قیمت بنزین خیلی بالا باشد صد اگر به ریشه‌های مشکلات اقتصادی و کسری بودجه رسیدگی نشود، یک سال بعد دوباره با همان مشکلات مواجه خواهیم شد. تا زمانی که علت نارضایتی برطرف نشود با افزایش قیمت بنزین مشکل حل نمی شود..

وی با اشاره به ساختار هزینه های دولت گفت: در حال حاضر تعداد زیادی کارمند در دستگاه های دولتی داریم که بخش قابل توجهی از آنها کارایی مناسبی ندارند اما همچنان حقوق و هزینه های آنها را دولت پرداخت می کند. بخش بسیار زیادی از بودجه دولت صرف هزینه هایی می شود که بازده مشخصی ندارد. اگر قرار است پایه پولی کنترل شود، بودجه دولتی باید وارد بودجه عملیاتی شود. یعنی سازمان دولتی باید مشخص کند که در ازای مقدار مشخصی از منابعی که دریافت می کند، چه خدماتی ارائه می کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما ادامه داد: به عنوان مثال یک دستگاه یا سازمان باید اعلام کند که برای اجرای یک پروژه به چه تعداد نیرو و چه میزان بودجه نیاز دارد و در مقابل دولت عملکرد خاصی را از دستگاه مطالبه کند. این موضوع باید در بودجه عمرانی نیز لحاظ شود. برای مؤسسات و مؤسسات فرهنگی که ساختار اداری گسترده ای دارند، بودجه عملیاتی نیز باید هدف هزینه ها و خدمات آنها را مشخص کند. عدم اجرای این اصلاحات و صرف افزایش پایه پولی و تخصیص منابع بیشتر برای پرداخت حقوق و هزینه های جاری منجر به افزایش مستمر قیمت کالاها می شود..

شمس الدین تاکید کرد: افزایش قیمت به تدریج بر کالاهای مختلف تاثیر می گذارد و امروز در شوینده ها، فردا در لبنیات و پس فردا در رشته رشته و سایر کالاهای مصرفی احساس می شود. بنابراین، این فرض که افزایش قیمت بنزین به تنهایی بار قابل توجهی بر بودجه تحمیل می کند، در مقایسه با تورم ناشی از رشد پایه پولی، نادرست است. فشار اصلی بر بودجه زمانی ایجاد می شود که تورم قدرت خرید مردم را کاهش می دهد. این روزها مردم خودشان برای پرداخت هزینه دارو با مشکل جدی مواجه هستند و در چنین شرایطی تمرکز بر افزایش چند هزار تومانی بنزین دغدغه اصلی اقتصاد خانوار نیست..

وی افزود: دولت توجه داشته باشد که مثلا قیمت بنزین برای دولت افزایش یابد. ۶۰ هزار تومان است و مصرف کننده مبلغ بسیار کمتری می پردازد، مابه التفاوت آن از بودجه عمومی و در نهایت ساختار پولی و بودجه ای کشور تامین می شود. وقتی این منابع از طریق افزایش پایه پولی تامین شود، تورم رخ می دهد. بنابراین به جای تمرکز بر قیمت بنزین، باید مشخص شود که منابع مورد نیاز دولت از کجا تامین می شود و چگونه می توان بدون افزایش پایه پولی بر کسری های موجود غلبه کرد..

محمد شمس الدین

این کارشناس اقتصادی درباره موضوع قاچاق سوخت گفت: پیشنهاد ما این است که قیمت سوخت را با توجه به شرایط هر منطقه و در چارچوب مشخصی تعیین کنیم. نمی توان انتظار داشت که قیمت یکسان در تمام نقاط کشور از تهران گرفته تا شهرهای مرزی تاثیر اقتصادی داشته باشد. در برخی از مناطق مرزی تفاوت قیمت سوخت باعث شده تا بخشی از نیروی کار به قاچاق سوخت بپردازند. مثلا در بندرعباس و قشم مواردی را دیده ام که برخی از جوانان به دلیل سود بالای قاچاق سوخت به جای ورود به تولید به این عرصه روی آورده اند..

شمس الدین ادامه داد: در برخی مناطق مرزی افراد با استفاده از خودروهای سبک یا حتی لنج در فعالیت های مربوط به حمل و نقل و قاچاق سوخت شرکت می کنند و درآمد قابل توجهی در آن محل کسب می کنند. این نشان می دهد که مشکل فقط قیمت بنزین نیست، بلکه اختلاف قیمت، ساختار اشتغال، موقعیت مناطق مرزی و کمبود فرصت تولید نیز در پیدایش قاچاق سوخت نقش دارد. جوانی که باید وارد یک پروژه تولیدی شود، در کارخانه مهارت کسب کند و سپس متخصص و مدیر شود، ممکن است به دلیل جذابیت اقتصادی قاچاق سوخت، مسیر دیگری را انتخاب کند..

وی با بیان اینکه سیاست حمایتی نیز باید هدفمند شود، تصریح کرد: باید مشخص کنیم یارانه را به چه کسانی می دهیم و آیا امکان پرداخت یارانه به همه وجود دارد یا خیر. پرداخت یک یارانه به همه بدون شناسایی دقیق گروه های هدف امکان پذیر نیست. منابع دولتی محدود است و باید مشخص شود که این منابع در کدام بخش ها مؤثرتر است.

این استاد دانشگاه در خصوص لزوم اصلاح بودجه گفت: به نظر من دولت باید بودجه عملیاتی واقعی اتخاذ کند و اجازه ندهد پایه پولی بدون تنظیم افزایش یابد. با افزایش پایه پولی، این امر منجر به افزایش عرضه پول و سپس افزایش تورم از طریق ضریب پول می شود. افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند برنج و روغن نیز از پیامدهای این روند است. پس از آن، مردم برای حفظ ارزش دارایی خود، خودرو، سکه، خانه و سایر دارایی ها را خریداری می کنند و این باعث ایجاد تقاضای کاذب می شود..

شمس الدین افزود: در چنین شرایطی چرخه منفی در اقتصاد ایجاد می شود. یعنی مردم از ترس کاهش ارزش پول ملی ریال خود را نگه نمی دارند و به دارایی های دیگر متوسل می شوند. اگر مردم مطمئن باشند که ارزش پولشان کاهش نخواهد یافت، انگیزه ای برای ایجاد این تقاضای کاذب نخواهند داشت. بنابراین، به جای پرداختن به اظهار نظر سیاسی در مورد قیمت ها و نرخ ارز، باید توجه خود را به مبانی اقتصاد و علل تورم معطوف کرد..

وی با هشدار نسبت به تداوم روند تورم اظهار کرد: فروردین طی یک ماه شاهد بودیم که قیمت برخی از دارایی ها مانند خودرو و تلفن همراه به شدت افزایش یافت و قیمت خودرو در مدت کوتاهی حدود 10 درصد افزایش یافت. ۳۰ درصد افزایش یافت. این افزایش لزوما به دلیل تغییر در ارزش واقعی کالا نبود، بلکه تا حدی به دلیل نگرانی مردم در مورد کاهش ارزش پول و مهاجرت آن به دارایی هایی بود که می توانست به عنوان ذخیره ارزش عمل کند. اگر دولت بتواند تورم را کنترل کند و مردم اعتماد کنند که ارزش ریال حفظ می شود، این تقاضای کاذب نیز کاهش می یابد..

این کارشناس اقتصادی در خاتمه تاکید کرد: مشکل اصلی اقتصاد ایران افزایش یا کاهش چند هزار تومانی بنزین نیست، بلکه باید علل افزایش پایه پولی، کسری بودجه و نحوه هزینه کرد اعتبارات کشور اصلاح شود. دولت باید بودجه عملیاتی داشته باشد و در ازای منابعی که دریافت می کند، خروجی و خدمات مشخصی ارائه کند. علاوه بر این، بانک مرکزی باید بر وظیفه اصلی خود که حفظ ارزش پول ملی است، تمرکز کند. اگر این اصلاحات اجرا نشود، افزایش قیمت بنزین به تنهایی نمی تواند مشکل عدم تعادل انرژی و مشکلات اقتصادی خانوارها را حل کند..

تبلیغات 5

تقسیم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا