بدون کدام اندامها همچنان میتوان به زندگی ادامه داد؟

زومیت: آپاندکتومی ممکن است رایج ترین نوع برداشتن اندام باشد، اما بدن انسان توانایی شگفت انگیزی برای مقابله با برداشتن سایر اندام ها نیز دارد.
بدن انسان برای ادامه زندگی به یک اندازه به همه اعضایش وابسته نیست. برخی از اندام ها را می توان به طور کامل برداشت، بخشی از برخی دیگر را می توان از دست داد، و در برخی موارد، تجهیزات پزشکی می توانند به طور موقت جایگزین عملکرد یک اندام حیاتی شوند. با این حال، «بقای بدون عضو» لزوماً به معنای زندگی بدون عواقب یا درمان دائمی نیست.
یک مثال معروف از توانایی بدن برای سازگاری، داستان آرون رالستون، کوهنورد آمریکایی است. در سال 2003، بازوی او در هنگام بالا رفتن بین صخرهها گیر کرد و پس از 5 روز مجبور شد برای نجات جانش، بخشی از دستش را قطع کند. داستانی که بعدها فیلم «127 ساعت» روی آن ساخته شد.
قطع عضو بدون مراقبت پزشکی می تواند به دلیل خونریزی شدید و عفونت کشنده باشد. اما اگر فرد به موقع درمان شود، بدن در بسیاری از موارد می تواند با شرایط جدید سازگار شود. درد فانتوم، یعنی احساس درد یا ناراحتی در اندامی که دیگر وجود ندارد، یکی از عوارض نسبتاً شایع پس از قطع عضو است.
اما توانایی بدن برای سازگاری محدود به دست ها و پاها نیست. برخی از اندام های داخلی نیز می توانند تحت شرایط خاصی از بدن خارج شوند.
آپاندیس یک زائده لوله ای شکل کوچک است که به ابتدای روده بزرگ متصل است. التهاب این اندام یا «آپاندیسیت» می تواند منجر به پارگی آن و عفونت شدید شکمی شود و در چنین مواردی معمولاً باید با جراحی برداشته شود.
در گذشته آپاندیس اندامی تقریبا بی فایده و بازمانده ای از گذشته تکاملی انسان به حساب می آمد. تحقیقات جدیدتر نشان داده اند که این اندام احتمالاً در سیستم ایمنی و حفظ بخشی از میکروب های مفید روده نقش دارد. یکی از فرضیه ها این است که آپاندیس می تواند به عنوان یک مخزن برای باکتری های مفید عمل کند و به ترمیم جمعیت میکروب های روده پس از بیماری های شدید گوارشی کمک کند.
با این حال، برداشتن آپاندیس در اکثر افراد مشکلات جدی و دائمی ایجاد نمی کند و افراد می توانند بدون آن یک زندگی عادی داشته باشند.
یکی از عجیب ترین نمونه های تاریخ پزشکی نیز مربوط به این اندام است. جراح شوروی، لئونید روگوزوف، در سال 1961 هنگامی که در یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب بود، به آپاندیسیت مبتلا شد. از آنجایی که او تنها پزشک حاضر در پایگاه بود، با کمک آینه و چند دستیار غیرپزشکی آپاندیس خود را جراحی و خارج کرد.
لوزه ها و آدنوئیدها نیز بافت های سیستم ایمنی هستند، اما بدن برای ادامه زندگی به آنها وابسته نیست. اگر این بافت ها مکرراً عفونی شوند، بیش از حد بزرگ شوند یا مشکلاتی مانند مشکلات تنفسی و خواب ایجاد کنند، پزشک ممکن است آنها را با جراحی بردارد. این جراحی بیشتر در کودکان انجام می شود و پس از آن سایر قسمت های سیستم ایمنی می توانند وظایف دفاعی بدن را بر عهده بگیرند. بنابراین، بیشتر افراد بدون لوزه و آدنوئید زندگی عادی دارند.
دکتر دانیل فانل، متخصص مراقبتهای ویژه توضیح میدهد که بدن میتواند از دست دادن بخشی از اعضای مهم بدن را تحمل کند، اما تعداد اندامهایی که میتوانند به طور کامل بدون جایگزینی برداشته شوند، محدود است.
یک فرد فقط با یک کلیه می تواند زندگی کند. همچنین می توان بخشی از کبد را برداشت، زیرا کبد توانایی قابل توجهی در بازسازی دارد. همچنین می توان با یک ریه زندگی کرد، اگرچه ظرفیت تنفس فرد کاهش می یابد.
حتی در برخی از بیماریهای عصبی شدید، بهویژه در کودکان مبتلا به انواع خاصی از صرع، جراحان ممکن است قسمت بسیار زیادی از یک نیمکره مغز را بردارند یا آن را از بقیه قسمتهای مغز جدا کنند. مغز، به ویژه در سنین پایین، توانایی زیادی در سازماندهی مجدد برخی از عملکردهای خود دارد.
اما این برای همه اندام ها صدق نمی کند. برداشتن کامل مغز، قلب یا هر دو ریه بدون استفاده از روش های جایگزین با بقا سازگار نیست.
در برخی موارد، پزشکی مدرن می تواند بخشی از وظایف اندام های حیاتی را با تجهیزات خارجی انجام دهد. اگر کلیه ها نتوانند خون را به درستی فیلتر کنند، دیالیز می تواند مواد زائد و مقادیر اضافی املاح و مایعات خاص را از خون خارج کند. دیالیز یک جایگزین کامل کلیه نیست، اما می تواند بیمار را برای مدت طولانی زنده نگه دارد یا تا زمان پیوند کلیه نقش حمایتی داشته باشد.
انسان معمولاً تنها با یک کلیه یا یک ریه می تواند زنده بماند و کبد توانایی قابل توجهی در بازسازی دارد.
در نارسایی شدید قلب یا ریه، دستگاه اکسیژنرسانی غشای خارج بدن یا ECMO میتواند بخشی از کار این اندامها را برای مدتی به عهده بگیرد. در این روش خون از بدن خارج می شود. دی اکسید کربن آن کاهش یافته، اکسیژن دریافت می کند و به گردش خون باز می گردد.
دستگاه کمک بطنی یا VAD نیز می تواند برای برخی از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی استفاده شود. این دستگاه به قلب در پمپاژ خون کمک می کند و گاهی تا زمان بهبودی قلب یا انجام پیوند از آن استفاده می شود.
برخی از این دستگاه ها جریان خون نسبتاً مداومی را فراهم می کنند. به همین دلیل، افرادی که از انواع VAD استفاده می کنند ممکن است نبض بسیار ضعیفی داشته باشند یا به راحتی آن را به روش معمول احساس نکنند.
دو غده فوق کلیوی در بالای کلیه ها قرار دارند و هورمون هایی تولید می کنند که در تنظیم فشار خون، واکنش بدن به استرس و بسیاری از فرآیندهای حیاتی نقش دارند.
یکی از بیماری های مربوط به این غدد تومور فئوکروموسیتوم است که می تواند مقدار زیادی هورمون مانند آدرنالین و نورآدرنالین ترشح کند. بیماران ممکن است افزایش شدید فشار خون، تپش قلب، تعریق، سردرد و اضطراب شدید را تجربه کنند.
تیموس غده کوچکی در قفسه سینه و پشت جناغ است. این اندام در دوران کودکی نقش مهمی در رشد و بلوغ نوعی از سلول های ایمنی به نام سلول های T ایفا می کند. با افزایش سن، فعالیت تیموس به تدریج کاهش می یابد. به همین دلیل، برداشتن آن در بزرگسالان معمولاً عواقب بسیار متفاوتی با برداشتن همان عضو در کودکان دارد.
اما تیروئید هورمون هایی تولید می کند که نقش اساسی در تنظیم متابولیسم بدن دارند. بنابراین فردی که تیروئیدش به طور کامل برداشته شده است معمولا تا پایان عمر باید هورمون تیروئید را به صورت دارو مصرف کند. به عبارت ساده، زندگی بدون خود غده ممکن است، اما زندگی بدون هورمون های آن ممکن نیست.
البته عدم وجود طحال خطر ابتلا به برخی عفونتهای جدی را افزایش میدهد، به ویژه عفونتهایی که توسط باکتریهای محصور شده مانند پنوموکوک، مننگوکوک و هموفیلوس آنفلوآنزا ایجاد میشوند. به همین دلیل، افرادی که طحال ندارند معمولاً به واکسن های اضافی نیاز دارند و بسته به سن، وضعیت سلامتی و دستورالعمل های پزشکی، ممکن است پروفیلاکسی آنتی بیوتیکی نیز تجویز شود.
در برخی بیماری ها، پزشکان ممکن است مجبور شوند کل روده بزرگ را با جراحی خارج کنند. این روش معمولا زمانی انجام می شود که فرد مبتلا به سرطان روده بزرگ، کولیت اولسراتیو شدید یا برخی بیماری های ارثی و سایر درمان ها کافی نباشد.
روده بزرگ عمدتاً در جذب آب و تشکیل مدفوع نقش دارد. پس از برداشتن آن، جراح می تواند انتهای روده کوچک را به راست روده متصل کند یا در برخی از بیماران، یک گذرگاه از شکم ایجاد کند. بنابراین، زندگی بدون کولون ممکن است، اما عملکرد دستگاه گوارش تغییر می کند و ممکن است فرد نیاز به اصلاح رژیم غذایی، نوشیدن مایعات بیشتر و دریافت مراقبت های پزشکی داشته باشد.
فهرست اندام هایی که انسان می تواند بدون آنها زندگی کند طولانی تر از آن چیزی است که در نگاه اول تصور می کنیم. آپاندیس، طحال، تیروئید و تیموس را می توان در شرایط خاصی به طور کامل برداشت. انسان فقط با یک کلیه یا یک ریه می تواند زندگی کند و حتی قسمتی از کبد توانایی بازسازی بعد از جراحی را دارد.
اما «متحرک» بودن به معنای بی فایده بودن این اندام ها نیست. هر کدام عملکردی در بدن دارند و حذف آنها ممکن است عواقبی را به همراه داشته باشد. گاهی اندام دیگری بخشی از کار عضو از دست رفته را بر عهده می گیرد، گاهی بدن به تدریج با شرایط جدید سازگار می شود و در برخی موارد فرد برای ادامه زندگی به دارو، درمان های جایگزین یا تجهیزات پزشکی نیاز دارد.
به عنوان مثال، فردی که تیروئید خود را به طور کامل برداشته است، باید تا پایان عمر هورمون تیروئید را به صورت دارو دریافت کند. فقدان طحال خطر ابتلا به برخی عفونت های جدی را افزایش می دهد و زندگی با یک ریه نیز می تواند ظرفیت تنفس و توانایی انجام فعالیت های سنگین را کاهش دهد.
بنابراین، به جای اینکه بپرسیم کدام اعضای بدن «لازم نیست»، بهتر است بپرسیم که بدن چقدر می تواند کمبود یک عضو را جبران کند. پاسخ به این سوال برای هر عضو متفاوت است و به وضعیت سلامتی فرد، دلیل جراحی و میزان حمایتی که بعد از آن دریافت میکند، بستگی دارد.
پیشرفت های پزشکی امکان زندگی پس از پیوند اعضا را فراهم کرده است، اما این سازگاری همیشه بدون هزینه نیست. گاهی اوقات فرد مجبور است تا آخر عمر دارو مصرف کند، بیشتر مراقب عفونت ها باشد یا با محدودیت های عملکرد بدن کنار بیاید. در واقع، توانایی زنده ماندن بدون اندام با ناچیز بودن اندام یکسان نیست.