سیاستهای پولی فعلی به تنهایی نمیتواند تورم را کنترل کند

یک اقتصاددان در گفت و گو با افق میهن گفت:
علی سعدوندی با اشاره به سیاستهای اقتصادی و پولی اخیر کشور از جمله انتشار اوراق بهادار، افزایش قیمت بنزین و اقدامات مربوط به کنترل نقدینگی، گفت: اقداماتی که صرفاً با هدف کنترل مقدار معینی از نقدینگی یا پایه پولی انجام میشود، نمیتواند با روشی که در سالهای اخیر اجرا شده، نتیجه پایداری داشته باشد.
علی سعدوندی، اقتصاددان در گفتگو با خبرنگار اخبار بورسدرباره سیاست های اقتصادی و پولی اخیر کشور از جمله صدور سفته، افزایش قیمت بنزین و اقدامات مربوط به کنترل نقدینگی اظهار داشت: این اقدامات باید با هدف کنترل تورم اجرا شود اما به تنهایی کافی نیست و ممکن است به نتایج مطلوب نرسد. سیاست هایی که به طور انحصاری بر کنترل مقدار معینی از نقدینگی یا پایه پولی تمرکز می کنند، همانطور که در سال های اخیر اجرا شده اند، نمی توانند نتایج پایداری داشته باشند.
سعدوندی افزود: اگر هدف نقدینگی یا پایه پولی است، سیاست باید آنقدر قوی باشد که نرخ سود واقعی را مثبت کند. یعنی نرخ سود بازار در موارد موجه باید بیشتر از نرخ تورم باشد. این اقدامات سال هاست که در کشور اجرا می شود اما در کنترل تورم چندان موفق نبوده و متاسفانه بارها و بارها تکرار می شود.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: اصل برخورد با تورم و مدیریت نقدینگی موضوعی ضروری است اما صرف تامین نقدینگی از بازار نمی تواند راه حل کاملی باشد. سوال اصلی این است که سیاستگذاران در برابر شرایط اقتصادی و شوک های تاثیرگذار بر اقتصاد کشور چگونه واکنش نشان می دهند.
وی درباره کاهش درآمدهای نفتی نیز گفت: حتی در دوره هایی که درآمدهای نفتی برای کشور بالا بود، بیشتر این منابع برای توسعه کشور هزینه نمی شد. در گذشته بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی به بانک مرکزی منتقل می شد و برای ایجاد پایه پولی و در نتیجه ایجاد تورم استفاده می شد. بخشی نیز به واردات کالاهای اساسی اختصاص یافت که منجر به وابستگی روزافزون تولید این کالاها به کشورهای خارجی و تشدید بیماری هلندی شد.
سعدوندی ادامه داد: بخشی دیگر از درآمدهای نفتی صرف ارز شد و این مبادلات ارزی در نهایت منجر به ایجاد فرصت برای فرار سرمایه شد. بنابراین فقط داشتن یا نداشتن درآمدهای نفتی مهم نیست، بلکه نحوه واکنش سیاستگذاران به میزان درآمدهای نفتی و نحوه استفاده از آن است که می تواند تأثیرات منفی را کاهش یا افزایش دهد.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: متأسفانه در واکنش به شوک های خارجی از جمله تحریم، جنگ و محاصره، سیاست های پولی و مالی کشور در بسیاری از موارد به سمتی پیش رفته که وضعیت اقتصادی را بدتر کرده است. به جای تمرکز بر پیامدهای این شوک ها، نحوه برخورد با آنها نیز باید بررسی شود.
وی درباره راهکارهای بهبود شرایط اقتصادی و حفظ رفاه مردم گفت: جنگ روسیه و اوکراین از بسیاری جهات شدیدتر از جنگ اخیر ایران و آمریکا بود، اما سیاست های بانک مرکزی روسیه در این شرایط توانست نتایج بهتری را به دست آورد. عملکرد و سیاست های بانک مرکزی روسیه نشان می دهد که بر خلاف تصور عمومی، راه حلی برای شرایط بحرانی وجود دارد و نتیجه تا حد زیادی بستگی به این دارد که چه کسی و به چه ترتیبی این سیاست را اجرا کند.
سعدوندی افزود: یکی از مشکلات اساسی این است که اقتصاددانان و سیاستگذاران کشور در سه دهه گذشته در بسیاری از حوزه ها چه در دولت اصلاحات و چه در دولت اصولگرا از نظر فکری نزدیک بوده اند و در حوزه مدیریت اقتصادی نیز هماهنگی زیادی داشته اند. نتیجه این است که با وجود تغییر در دولت، تفاوت اساسی در بخش قابل توجهی از سیاست ها مشخص نشده است.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: در حوزه کنترل تورم تفاوت چندانی بین سیاست های مختلف وجود ندارد و همچنان از رویکردهایی مانند ارز، مبادله طلا و کنترل مقداری نقدینگی استفاده می شود. چارچوب های مشخصی برای سیاست های پولی و هدف گذاری تورمی در اقتصادهای جهان وجود دارد و این رویکردها باید به طور مداوم و منظم دنبال شوند.
وی ادامه داد: در شرایط نارضایتی بانک ها و بحران نظام بانکی، سیاستی که در کشور دنبال می شود در ادبیات اقتصادی «مماشات حقوقی» نامیده می شود. در چنین رویکردی، سیاستگذار علیرغم مشاهده مشکلات و تخلفات در یک بانک، برای مدتی به آنها بی توجهی می کند و اجازه می دهد تا فعالیت بانک ادامه یابد تا مشکلات به مرحله ای برسد که دیگر امکان ادامه وضعیت موجود وجود نداشته باشد.
سعدوندی در پایان گفت: تجربه نظام بانکی و سایر بخش های اقتصاد نشان می دهد که ادامه سیاست های فعلی بدون اصلاحات اساسی نمی تواند مشکلات کشور را حل کند و در بسیاری از زمینه ها رویکردهای موجود نیاز به تغییر و حتی معکوس دارد. زیرا واکنش نادرست به شوک های اقتصادی می تواند هزینه های آن را برای اقتصاد و جامعه چند برابر کند.