ترندهای روز

عبدی: حضور پزشکیان، مشارکت را دو برابر کرد

پیروزی مسعود بیزیکیان در ایران تحلیلات ریاست جمهوری و افزایش مشارکت مردم در مرحله دوم ایران تحلیلات، امیدهای زیادی را برای تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور ایجاد کرده است. برخی افزایش مشارکت مردم را ناشی از گسترش پایگاه رأی دهندگان اصلاح طلبان و برخی دیگر آن را نشانه ای از افول پایگاه رأی دهندگان اصولگرا می دانند.

در این میان دلایل پیروزی پزشکان در ایران تحلیلات ریاست جمهوری نیز محل بحث است. در این رابطه با عباس عبدی روزنامه نگار و پژوهشگر به گفت وگو نشستیم.

شاید اولین بار باشد که یک کاندیدای ایران تحلیلاتی از گروه های اصلاح طلب ۵۰ درصد مشارکت و ۴۰ درصد مشارکت را به دست آورد و اکثریت آرا را به دست آورد. این امر شاید حاکی از نوعی جابه‌جایی یا گستردگی پایگاه رأی‌دهی اصلاح‌طلبان باشد که در مشارکت کم توانسته‌اند به چنین رقمی دست یابند و از سوی دیگر می‌توان از آن به عنوان سقوط پایه اصولگرایان یاد کرد. دلیل این امر را توضیح دهید؟

این به معنای جابجایی آرا نیست. اصولگرایان آگاه نبودند وقتی بخش زیادی از مردم از دولت و اصلاحات دلسرد می شوند و اصلاح طلبان کنار می روند، به اشتباه خیالشان راحت می شود. آنها متوجه نشدند که این دو دستگی دوباره در بین آنها تکرار می شود و در نتیجه بخش قابل توجهی از آنها به سمت اصلاح طلبان رفت.

بنابراین این وضعیت نتیجه طبیعی همگن سازی است که اگر ادامه می یافت خلوص آنها بیشتر، تعدادشان کمتر و ناکارآمدی آنها بیشتر می شد. پس این وضعیت محصول همگن سازی است. در این شرایط فکر می کردند که می توانند دیگران را حذف کنند و خودشان را حفظ کنند، اما با حذف دیگران، آنها هم حذف می شوند و نمی توانند خودشان را حفظ کنند.

دلیل افزایش ۱۰ درصدی مشارکت نسبت به دور اول چه بود؟ اگر علت این افزایش قطبی شدن کمپین ها بوده است، چرا موتور قطبی سازی قدرت لازم برای تکرار سهم های گذشته بالای ۷۰ درصد را ندارد؟

دلیل روشنی دارد. توضیح خواهم داد. کسانی که مخالف شرکت در ایران تحلیلات بودند، شدت مخالفت آنها از توزیع آماری طبیعی و عادی پیروی می کند. یعنی برخی از مخالفان ضعیف و برخی مخالفان بسیار قوی هستند. وقتی بخواهید آنها را متقاعد کنید، کسانی که مخالفانشان ضعیف تر است، متقاعد می شوند و در ایران تحلیلات شرکت می کنند. در واقع تا جایی که شما آنها را متقاعد کنید در ایران تحلیلات شرکت می کنند.

شما نمی توانید بقیه را قانع کنید. قرار نیست صفر و یک باشد یا همه در ایران تحلیلات شرکت می کنند یا هیچ کدام شرکت نمی کنند. بنابراین داستان بسیار طبیعی است. برداشت اولیه ما پس از دور اول این بود که اگر بتوانیم مشارکت را به ۵۰ درصد برسانیم، عالی خواهد بود. فراموش نکنیم که این افزایش ۱۰ درصدی نبود، بلکه شاید ۱۴-۱۵ درصدی بود که در ایران تحلیلات شرکت کردند.

چون ۴۰ درصدی که در دور اول ایران تحلیلات شرکت کردند در دور دوم حضور نداشتند. معمولا در دور دوم چند درصد کاهش پیدا می کنند. اما این نیروهای جدید که ظاهر شدند، هم کاهش مشارکت را جبران کردند و هم ۱۰ درصد به نرخ مشارکت افزودند. پس باید آن را هم در نظر بگیریم.

به نظر شما و طبق آمار، کدام طیف ها و گروه های اجتماعی بیشتر در کاهش مشارکت نقش داشته اند؟

کاهش مشارکت از ویژگی های طبقه خاص نبود و امری رایج بود. یعنی در سال ۱۳۹۶ یک گروه را جدا کرد و در سال ۱۳۹۸ یک گروه دیگر و در سال ۱۴۰۱ یک گروه جدید را جدا کرد. به نظر من این یک ویژگی ترانس کلاس بود. اما این بار، طبقه متوسط ​​تا حدودی راحت تر بازگشتند، البته نه چندان. به همین دلیل معتقدم مخالفت با شرکت در ایران تحلیلات از ویژگی های طبقه اقتصادی و اجتماعی خاصی نبود. این یک موضوع فرا طبقاتی بود.

کدام گروه های اجتماعی به پزشکان رای دادند؟ برخی آمارها نشان می دهد که مردان بیشتر از زنان، افراد کم سواد بیشتر از افراد تحصیل کرده و گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال به پزشکان بیش از ۲۰ تا ۳۰ سال رأی داده اند. آیا با این آمار موافقید؟

در مورد این سوال فکر می‌کنم قشر و گروه خاصی به پزشکان رای نداده‌اند. چون اساساً قول خاصی به قشر و گروه خاصی نداده که بخواهند به او رای بدهند. رویکرد ایران تحلیلاتی پزشکان با رئیسی و ۴ تن از زیرمجموعه هایش در این دوره متفاوت بود که وعده های موهومشان متوجه اقشار پایین جامعه بود و اصلاً محقق نشد. اقشار متوسط ​​و بالا ربطی به وعده های رئیسی و رای دادن دیگران به آنها نداشتند.

اما وعده های پزشکان معطوف به موضوعی اجتماعی بود که همه طبقات را در بر می گرفت. می توانم آن را با کشتی تایتانیک مقایسه کنم که سوراخ می شد و همه مسافران در حال غرق شدن بودند و فرقی نمی کرد در کدام طبقه باشند. بنابراین اگر کسی قول می داد که کشتی را نجات دهد، همه طبقات از آن دفاع می کردند. بنابراین اینطور نیست که شخصی به اقتضای طبقه اجتماعی قول داده باشد.

به نظر می رسد جایگاه فردی، قومیتی، اجتماعی و سیاسی پزشکان در این رای گیری نقش بسزایی داشته است. اگر مثلاً شخص دیگری به جای پزشکان کاندیدا می شد، مثلاً اسحاق جهانگیری و همان تبلیغات ایران تحلیلاتی برای ایشان انجام می شد، آیا در سطح پایین و متوسط ​​مشارکت می شد برای او رأی آورد؟

اگر شخص دیگری جای پزشکان بود موضوع بحث ما نیست. اما در بحث خصوصیات قومیتی و فردی دیگر روسای جمهور کم و بیش یکسان بودند. در سال ۷۶ آقای خاتمی بالاترین رای را در یزد به دست آورد. آقای ناطق در مازندران بیشترین آرا را به دست آورد یا آقای رئیسی در خراسان. چنین وضعیتی کم و بیش وجود دارد و ما به اینها تمایلات قومیتی نمی گوییم. در آذربایجان طبیعی است که پزشکان بیشتر رای دهند.

این طبیعی است و غیر متعارف نیست و به معنای گرایش قومی نیست. باید ببینید اگر یک جریان سیاسی و اجتماعی قوی بودند و آذری زبانان در آن نبودند، آیا می توانست رای اکثریت را در این حوزه ها به دست آورد؟ پس به نظر من رای دادن پزشکان چنین ماهیتی ندارد.

چرا تبلیغات طیف مقابل علیه پزشکان جواب نداد؟ مثلاً دولت سوم روحانی یا دولت سوم خاتمی یا ترس از افزایش قیمت بنزین و … اگر به نظر می رسد که کمپین ترس افکنی اصلاح طلبان برای رقیب جواب داده است، نظر شما چیست؟

کمپین طرف مقابل یک کمپین بی محتوا به تمام معنا بود. هر کدام قول هایی دادند. گویی هر کدام از کاندیداها دست به جعبه وعده های پاندورا می زنند و هر کدام قولی برای مردم می دهند. از وعده طلا گرفته تا ارزان شدن بنزین و چیزهای عجیب دیگر. هیچ ایده ای پشت این وعده ها نبود. آنها رانت خوار بودند و بر اساس قدرت عمل می کردند و می خواستند بین خودشان ایران تحلیلات برگزار کنند. اگر بودند بین ۲۰ تا ۲۵ درصد در ایران تحلیلات شرکت نمی کردند و ایران تحلیلات در ایران تمام می شد.

ظاهراً فهمیدند و نگذاشتند ایران تحلیلات انحصاری مثل ۱۴۰۰ برگزار شود. به همین دلیل تمام وعده هایی که داده بودند بر خلاف آنها شد و در نتیجه آقای مزکیان با کمک قول های زاکانی، قاضی زاده و جلیلی توانست خیلی راحت رای بیاورد. در واقع این کاندیداها بیشترین کمک را به آقای آقا کردند بنابراین می توان گفت که ستاد ایران تحلیلاتی آنها تبلیغاتی نبوده است.

محتوا و جریان و ایده تولید نکردند و فقط یک کمپین قدرت طلبی بودند که با هم دعوا و بحث می کنند و اگر آقای مزیکیان نبود در همان دور اول همدیگر را نابود می کردند. و معلوم نبود چه فاجعه ای رخ خواهد داد. قصد توهین ندارم، اما واقعاً سطح سیاسی این جناح را در کمپین آنها ببینید. ۱۰:۰۰ شب ۱۵:۰۰ تیر وقتی شکست آنها از بام ایران تحلیلات به زمین سیاست افتاد، پیروزی خود را اعلام کردند و آنها را به خیابان دعوت کردند. آنها با این کار بی حد و حصر حماقت را آشکار کردند.

نزدیک ترین پیش بینی در مورد مشارکت از مرکز پژوهش و پرسش بود. دلیل تفاوت نتایج این نظرسنجی ها در ایران تحلیلات چه بود؟

در مورد نزدیکترین پیش بینی مستلزم تکرار آن است. یک بار و دو بار چنین برداشتی را از هیچ نهادی قبول نداریم. اما در مجموع نظرسنجی های مرکز پژوهش های مجلس، ایسپا و مرکز نظرسنجی و پرسش ها همگی قابل قبول و خوب بودند، با تفاوت های اندکی که در جامعه ایران عادی است. نظرسنجی ها به جز بحث مشارکت در دور اول خوب بود. یعنی پیش بینی آرای نامزدها قابل قبول بوده است. در دور دوم مشارکت و نامزدها به درستی سنجیده شد و این نکته بسیار مثبتی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا