ترندهای روز

میمون تنها، عروسک و آزمایشی ۷۰ ساله: از داستان پانچ چه چیزی درباره دلبستگی می‌آموزیم؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

زومیت: یک بچه ماکاک به نام پانچ پس از طرد شدن توسط مادرش به عروسکی نرم می چسبد و این رفتار او در اینترنت معروف شده است. نگهبانان باغ وحش این عروسک را جایگزین مادر کردند تا او احساس امنیت و آرامش کند.

رفتار پانچ یادآور آزمایش‌های روان‌شناسی هری هارلو در دهه ۱۹۵۰ است که نشان داد میمون‌های رزوس ترجیح می‌دهند به یک «مادر» نرم و راحت بچسبند، حتی اگر از مادری سخت و سیمی تغذیه شوند.

نتایج هارلو اساس نظریه دلبستگی را پایه گذاری کرد و نشان داد که رشد سالم کودک تنها به تامین نیازهای فیزیکی بستگی ندارد، بلکه محبت، امنیت و توجه عاطفی بسیار مهم هستند. داستان پانچ نشان می دهد که حتی با ارائه تغذیه و مراقبت های جسمی، دلبستگی بدون عشق و امنیت عاطفی شکل نمی گیرد.

این روزها میمون کوچک ژاپنی به نام «پانچ» به ستاره اینترنتی تبدیل شده است. پس از رها شدن توسط مادرش، او تنها یک راه داشت: چسبیدن به یک عروسک نرم و راحت.

ماجرا از این قرار بود که مادر پانچ او را رها کرد و سایر میمون های گروهش نیز او را نپذیرفتند. برای اینکه پانچ احساس تنهایی نکند، نگهبانان باغ وحش شهر ایچیکاوا در ژاپن یک عروسک اورانگوتان به او دادند تا نقش یک مادر جانشین را بازی کند. ویدئوهایی از چسبیده شدن پانچ به عروسک و در آغوش گرفتن محکم آن در سراسر جهان منتشر شد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

دلبستگی پانچ به عروسکش فقط موضوع یک ویدیوی غم انگیز نیست. این حادثه یادآور آزمایشات روانشناختی معروف هری هارلو، محقق آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ است. یافته های هارلو اساس بسیاری از اصول نظریه دلبستگی را تشکیل داده است. این نظریه می گوید که رابطه بین والدین و فرزند برای رشد سالم کودک حیاتی است.

هارلو میمون های رزوس را در بدو تولد از مادرشان جدا کرد و آنها را در قفسی با دو “مادر جانشین” قرار داد: یکی قفس سیمی به شکل میمون مادر بود که غذا و نوشیدنی را از طریق یک ظرف کوچک تهیه می کرد و دیگری عروسکی به شکل میمون بود که با حوله ای نرم پوشیده شده بود. این عروسک نرم راحت و دلپذیر بود اما نه غذا می داد و نه نوشیدنی و فقط بچه میمون می توانست به آن بچسبد و احساس آرامش کند.

آزمایش فوق پاسخ هارلو به نظریه غالب آن زمان، یعنی رفتارگرایی بود. همانطور که مارک نیلسن، استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه کوئینزلند در گفتگو توضیح می دهد، رفتارگرایان معتقد بودند که کودکان به کسانی وابسته می شوند که نیازهای فیزیکی آنها مانند غذا و سرپناه را تامین می کنند. اما هارلو این نظریه را به چالش کشید و نشان داد که کودکان برای ایجاد دلبستگی به مراقبت، محبت و مهربانی و نه فقط تغذیه فیزیکی نیاز دارند.

هارلو نشان داد که میمون ها بیشتر وقت خود را صرف چسبیدن به “مادر” نرم و حوله مانند می کردند، حتی اگر مادر سیمی به آنها غذا می داد. این یافته اهمیت لطافت، مراقبت و محبت را به عنوان مبنای دلبستگی نشان داد. یعنی کودکان حتی زمانی که غذایشان تامین می شود، امنیت عاطفی و محبت را بر تغذیه جسمانی ترجیح می دهند.

کشف هارلو تأثیر زیادی بر روانشناسی داشت، زیرا دیدگاه رفتارگرایانه غالب آن زمان را به کلی تغییر داد. رفتارگرایان تصور می‌کردند که میمون‌ها و انسان‌ها فقط در چرخه‌های پاداش و تنبیه عمل می‌کنند و به کسی وابسته هستند که نیازهای جسمانی آنها را برآورده می‌کند. اما هارلو نشان داد که تغذیه عاطفی و محبت مهمتر از تغذیه فیزیکی است.

ترجیح میمون‌ها برای مادری نرم و حوله‌دار، مبنایی برای توسعه نظریه دلبستگی شد. بر اساس این نظریه، رشد سالم کودک زمانی اتفاق می افتد که کودک به طور “ایمن” به مراقب خود وابسته باشد. این زمانی اتفاق می افتد که والدین یا مراقب، محبت، توجه، مراقبت و امنیت عاطفی را فراهم کنند. اگر والدین سرد، دور یا بی توجه باشند، دلبستگی ناایمن ایجاد می شود. به بیان ساده، حتی اگر کودک تمام نیازهای غذایی خود را بدون عشق و گرمای عاطفی تامین کند، نمی تواند با والدین خود پیوند واقعی برقرار کند.

اگرچه یافته‌های هارلو درک ما از نیازهای عاطفی نوزادان را متحول کرد، اما این دانش به قیمت رنج عمیق روانی در میمون‌های رزوس تمام شد. میمون‌هایی که در آزمایش‌ها از مادرشان جدا شده بودند، پس از پایان مطالعات هرگز نتوانستند به زندگی اجتماعی عادی بازگردند. آنها از اختلالات رفتاری شدیدی مانند آسیب به خود، ترس از همسالان و ناتوانی در ایجاد پیوندهای عاطفی رنج می بردند. حتی زمانی که این میمون ها در محیط های گروهی قرار گرفتند، به دلیل نداشتن الگوی اولیه، رفتارهای پرخاشگرانه غیرعادی از خود نشان دادند که نشان دهنده آسیب دائمی به ساختار روانی آنها بود.

تحقیقات هارلو که امروزه از نظر اخلاقی توسط مجامع علمی محکوم می شود، نشان داد که «محرومیت عاطفی» در دوره بحرانی رشد، تأثیری برگشت ناپذیر دارد. بر اساس گزارش های منتشر شده در منابع علمی، بسیاری از آن میمون ها تا پایان عمر خود در انزوای روانی باقی ماندند و حتی زمانی که پدر و مادر شدند، توانایی مراقبت از فرزندان خود را نداشتند زیرا عشق مادری را تجربه نکردند.

داستان پانچ این نظریه را به صورت واضح و ملموس نشان می دهد. باغ وحش آزمایش علمی انجام نمی داد، اما وضعیت پانچ به طور تصادفی شبیه آزمایش کنترل شده هارلو بود. درست همانطور که میمون های هارلو مادر نرم و حوله دار را ترجیح می دادند، پانچ به عروسک نرم و راحت او وابسته شد. اگرچه در این مورد هیچ مقایسه ای با یک گزینه سخت و مغذی وجود ندارد، اما واضح است که پانچ به دنبال راحتی و امنیت عاطفی است نه فقط تغذیه.

امروزه اکثر کشورهای دنیا حقوق میمون ها را در مواردی برابر با حقوق انسان ها می دانند و آزمایش های هارلو به عنوان رفتار بی رحمانه و بی رحمانه شناخته می شود. شما نمی توانید نوزاد انسان را از مادرش بگیرید و چنین کاری انجام دهید، پس با میمون هم نباید این کار را کرد.

پانچ فقط یک ستاره اینترنتی نیست. او اهمیت تغذیه عاطفی و نیاز ما به فضاهای امن و نرم را یادآوری می کند. همه ما به عشق، محبت و گرمای عاطفی نیاز داریم و این عوامل برای سلامت روان و عملکرد ما بسیار مهمتر از تغذیه فیزیکی هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا