فرهنگ و هنر

آغاز به کار بازار سرمایه با ۳ نسخه

افق میهنی –

۴۰ روز از تعطیلی بورس تهران می گذرد. در شرایطی که چشم انداز پایان جنگ همچنان نامشخص است، بحث بازگشایی یا ادامه تعطیلی بورس به یکی از مهمترین ابهامات فعالان بازار تبدیل شده است. حامیان بازگشایی معتقدند؛ بازار سرمایه باید حتی در شرایط بحرانی فعال بماند تا از شوک های ناگهانی و بی اعتمادی سرمایه گذاران جلوگیری شود. به گفته آنها، تعطیلی طولانی مدت می تواند منجر به خروج سرمایه و تضعیف کارکرد اصلی بازار یعنی مسائل مربوط به «نقدینگی» شود. در مقابل مخالفان بر این موضوع تاکید دارند.

در یک محیط پرریسک و غیرقابل پیش بینی، باز بودن بازار می تواند منجر به رفتارهای هیجانی و افزایش زیان سهامداران شود. از دیدگاه این گروه، در صورت نبود اطلاعات روشن و چشم انداز روشن، توقف موقت معاملات می تواند از زیان سنگین و بی ثباتی بیشتر جلوگیری کند. واقعیت این است که تصمیم برای بازگشایی کامل بازار سهام به حفظ کارکردهای اساسی بازار و مهار ریسک های سیستماتیک بستگی دارد. یکی از محورهای اصلی تحلیل، کارکرد «کشف قیمت» در بازار سرمایه است. در صورت بسته ماندن بورس، این فرآیند به بازارهای غیررسمی یا دارایی های جایگزین منتقل می شود و ممکن است منجر به نوسانات بیشتر در بازارها شود که می تواند منجر به شکل گیری انتظارات کاذب شود. از سوی دیگر، باز بودن بازار در یک محیط مبهم، بدون ابزارهای کنترلی مناسب، ممکن است منجر به تشدید رفتار هیجانی و تصمیم گیری های عجولانه شود.

راه حل سه گانه

بازگشایی بورس در شرایط پرریسک کنونی به مجموعه ای از راهکارها بستگی دارد. بحث «دنیای اختصوت» با کارشناسان بازار سرمایه نشان می دهد که سیاست گذار با سه راهکار می تواند تکلیف بورس را مشخص کند. اعمال دامنه نوسانات هدفمند، نظارت بر فرآیند معاملات و تقویت مکانیزم مدیریت بازار سه محور کلیدی برای مدیریت ریسک و کنترل احساسات در صورت بازگشایی بازار است. بر این اساس بازار سرمایه می تواند به صورت تدریجی و کنترل شده به فعالیت بازگردد. در این سناریو از شوک های ناگهانی جلوگیری می شود و اعتماد سرمایه گذاران بازگردانده می شود. اما یکی از نکاتی که باعث نگرانی کارشناسان شده این است که سیاستگذار برای بازگشایی بازار مجبور است منابع مالی قابل توجهی را برای حمایت از معاملات و مدیریت نوسانات تامین کند.

برخی کارشناسان می گویند برای بازگشایی اولیه باید حدود ۵۰ همات از سوی سیاست گذار تامین مالی شود. آنها می گویند، به نظر می رسد در مرحله فعلی به دلیل هدفمندی برخی از زیرساخت های کشور، چنین ظرفیت نقدی به طور کامل در دسترس نباشد. محدودیت در تامین منابع حمایتی می تواند روند بازگشت بازار به شرایط عادی را به چالش کشیده و نحوه و سرعت بازگشایی را تحت تاثیر قرار دهد. تزریق منابع حمایتی بار روانی مثبتی در کاهش فشار فروش بر بازار سرمایه ایجاد می کند و می تواند تا حدودی از شدت رفتار هیجانی معامله گران بکاهد. این اقدام با تقویت سمت تقاضا به تعادل معاملات کمک کرده و از تشکیل صف های سنگین فروش جلوگیری می کند. در عین حال تداوم و هدفمندی این حمایت ها نقش تعیین کننده ای در بازگشت اطمینان سرمایه گذاران و تثبیت نسبی شرایط بازار خواهد داشت.

به این ترتیب نقش سیاست گذار در شرایط فعلی بسیار مهم می شود. استفاده از ابزارهایی مانند دامنه نوسان، افزایش نظارت بر معاملات و تقویت مدیریت بازار می تواند تا حدودی از شدت نوسان کاسته و شرایط را برای فعالیت کنترل شده بازار فراهم کند. همچنین اطلاع رسانی و انتشار به موقع داده های اقتصادی و سیاسی می تواند به کاهش عدم قطعیت کمک کند.

دامنه نوسان در بورس اوراق بهادار تهران همواره یکی از ابزارهای بحث برانگیز بوده است. به طوری که در شرایط عادی بسیاری از فعالان بازار آن را عاملی برای اخلال در صف های خرید و فروش می دانند. اما در شرایط بحرانی مانند جنگ، این ابزار می تواند به عنوان یک ترمز موقت عمل کند. محدود کردن دامنه تغییرات قیمت از افت ناگهانی و احساسی جلوگیری می کند و به سرمایه گذاران فرصت می دهد تا با آرامش بیشتری تصمیم بگیرند.

در واقع دامنه نوسانات در چنین شرایطی به مدیریت شوک های سیستماتیک کمک می کند و از آزاد شدن ناگهانی فشار فروش در بازار جلوگیری می کند. این استراحت های کوتاه امکان تجزیه و تحلیل اطلاعات جدید و کاهش رفتارهای جمعی را فراهم می کند. بنابراین، ابزاری که در شرایط عادی مورد انتقاد قرار می گیرد، می تواند به حفظ ثبات نسبی بازار به عنوان سپر کنترلی در یک محیط پرخطر کمک کند. برخی دیگر می گویند دامنه نوسانات شرایط را برای نوسان سازها بهتر و جذاب تر می کند و باعث فعالیت بیشتر و ورود سرمایه سهامدارانی می شود که به دنبال بازدهی کوتاه مدت هستند.

علیرضا خانمحمدی، کارشناس ارشد بازارهای مالی در گفت وگو با «دنیای اکستوم» در خصوص مهم ترین چالش پیش روی بازار سرمایه در شرایط کنونی گفت: تحلیل وضعیت نشان می دهد که گشایش بازار در شرایط فعلی، بدون زیرساخت های لازم، می تواند با ریسک های قابل توجهی همراه باشد. از پیامدهای احتمالی چنین تصمیمی می توان به نوسانات شدید قیمت در واکنش به اخبار فوری، احتمال صف های فروش سنگین و دشواری در مدیریت بازار اشاره کرد. بنابراین، تا زمانی که چشم‌انداز تحولات سیاسی و اقتصادی روشن‌تر شود، به تعویق انداختن بازگشایی می‌تواند گزینه عاقلانه‌تری باشد.

به گفته این کارشناس، اگر تصمیمی برای بازگشایی گرفته شود، نحوه اجرایی شدن آن از اهمیت بالایی برخوردار است. استفاده از ابزارهایی مانند دامنه نوسانات انعطاف پذیر، افزایش سطح نظارت بر معاملات و تقویت نقش بازارسازان می تواند به کنترل احساسات و تسهیل فرآیند کشف قیمت کمک کند. به ویژه تجدید نظر در محدوده نوسان به گونه ای که امکان تخلیه سریعتر فشار فروش وجود داشته باشد، یکی از راهکارهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی با بیان اینکه نکته قابل توجه دیگر لزوم شفافیت در اطلاع رسانی و هماهنگی بین نهادهای سیاست گذار است، گفت: اعلام برنامه مشخص برای بازگشایی، تبیین سیاست های حمایتی و ارائه تصویری شفاف از وضعیت اقتصادی می تواند به کاهش بلاتکلیفی و تقویت اعتماد سرمایه گذاران کمک کند. در غیر این صورت هرگونه تصمیم عجولانه ممکن است منجر به تشدید بی اعتمادی و افزایش ریسک بازار شود.

علیرضا خانمحمدی اظهار کرد: تجربه جهانی نشان می دهد که در شرایط بحرانی، توقف موقت بازارها بی سابقه نبوده و مدت آن بسته به شدت بحران و میزان بلاتکلیفی متفاوت بوده است. بر این اساس به نظر می رسد در شرایط فعلی رویکرد تدریجی مبتنی بر احتیاط در کنار طراحی دقیق سازوکارهای حمایتی می تواند راهکار مناسب تری برای مدیریت بازار سرمایه باشد.

ردپای تردید در بازارهای کم ریسک

این تحلیلگر در ادامه به وضعیت معاملات روز گذشته پرداخت و گفت: تحولات اخیر و تداوم بلاتکلیفی ناشی از شرایط جنگی رفتار فعالان بازار سرمایه را به میزان قابل توجهی تغییر داده است. بررسی الگوی معاملات در صندوق های مختلف نشان می دهد که سرمایه گذاران واقعی به عنوان بازیگران اصلی سمت تقاضا، تصمیمات خود را بر اساس سناریوهای مختلف آینده اقتصاد و روند تحولات سیاسی تنظیم می کنند. در این میان، نقش وکلا به جای هدایت، محدود به مدیریت نقدینگی و انجام تعهدات مدیریت بازار است.

به گفته این کارشناس دو رویکرد اصلی در صندوق های طلا و درآمد ثابت قابل شناسایی است. ابتدا گروهی از سرمایه گذاران با فرض نزدیک شدن به پایان تنش ها و احتمال نوعی توافق یا آتش بس، از دارایی های مبتنی بر طلا خارج شده اند. این گروه بر این باورند که با کاهش ریسک های ژئوپلیتیکی، نرخ ارز در کوتاه مدت با اصلاح مواجه خواهد شد و در نتیجه نگهداری دارایی های مبتنی بر طلا توجیه کمتری خواهد داشت. اما در این تحلیل تاکید شده است که این اصلاح می تواند موقتی باشد و متغیرهای بنیادی اقتصاد همچنان در میان مدت از سطوح بالاتر نرخ ارز حمایت می کنند.

علیرضا خانمحمدی افزود: گروه دیگری از سرمایه گذاران با تکیه بر سناریوهای بدبینانه تر، همچنان تمایل به حفظ یا حتی افزایش موقعیت در دارایی های مطمئن دارند. این گروه معتقد است حتی در صورت کاهش تنش ها، عوامل ساختاری اقتصاد و همچنین روندهای جهانی می تواند به تداوم رشد قیمت طلا و سایر دارایی های مرتبط منجر شود. به همین دلیل بخشی از تقاضا در این بازارها همچنان باقی است. اختلال در فعالیت‌های تجاری، کاهش فروش شرکت‌ها، تاخیر در وصول مطالبات و فشار بر جریان نقدی شرکت‌ها باعث شده تا برخی از سرمایه‌گذاران از سرمایه‌گذاری‌های مالی خارج شده و دارایی‌ها را به نقد تبدیل کنند. این پدیده نه تنها در صندوق های سرمایه گذاری، بلکه در بازارهای فیزیکی نیز قابل مشاهده است. به این ترتیب می بینیم که چگونه فروش دارایی ها حتی با تخفیف برای تامین نقدینگی افزایش یافته است.

این کارشناس بازارهای مالی در پایان گفت: علاوه بر این تحولات، سایر صندوق های کالایی نیز تحت تاثیر عوامل خاص خود هستند. به عنوان مثال، صندوق های مبتنی بر انرژی به دنبال نوسانات بازارهای جهانی و تحولات مربوط به قیمت حامل های انرژی، رشد قابل توجهی را تجربه کرده اند. اما ادامه این روند نیازمند احتیاط بیشتری از سوی سرمایه گذاران است. همچنین صندوق‌های کشاورزی مانند زعفران علاوه بر تأثیرپذیری از نرخ ارز، تابعی از شرایط تولید و چرخه‌های فصلی عرضه هستند که می‌تواند چشم‌انداز قیمتی آن‌ها را در ماه‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا