اخبار بورس

بازار سرمایه میان جاماندگی دلاری و امید به رالی جدید

وقتی ثبات سیاسی وجود داشته باشد، بازار سرمایه می تواند از بازارهای موازی بهتر عمل کند.

میلاد زمانی، کارشناس بازار سرمایه با بررسی عملکرد بورس در مقایسه با بازارهای موازی مانند طلا و دلار، بر این باور است که در حالی که بورس در ماه‌های اخیر بخشی از عقب ماندگی خود را جبران کرده است، شتاب تورم و نرخ‌های بالای سود موجب شده است که بورس همچنان از منظر دلاری در وضعیت ضعیف‌تری نسبت به سایر بازارها قرار داشته باشد. وضعیتی که به نظر وی برای کاهش ریسک های سیاسی و بازنگری در سیاست های پولی و پولی نیاز به اصلاح دارد.

تبلیغات کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با افق میهن وی به بررسی جایگاه بازار سرمایه در مقایسه با بازارهای موازی مانند طلا و دلار می پردازد و به این نتیجه می رسد که بورس در سال های اخیر عقب ماندگی قابل توجهی را تجربه کرده است. اگرچه در ماه‌های اخیر بخشی از این عقب‌ماندگی جبران شده است، اما شتاب تورم باعث شده است که بازار سرمایه همچنان در وضعیت ضعیف‌تری نسبت به سایر بازارها از منظر دلار قرار داشته باشد.

به گفته وی، رشد نسبی بازار سرمایه در ماه‌های اخیر نتوانسته همگام با تورم باشد و در نتیجه بسیاری از سهام به ویژه از منظر دلاری عقب مانده تلقی شوند. زمانی تاکید می کند که این وضعیت برای اکثر نمادهای بازار صدق می کند و نشان می دهد که بازار سرمایه همچنان با بازارهای موازی فاصله قابل توجهی دارد.

بازار سرمایه برای دستیابی به عملکرد بهتر به بازده بالاتری نیاز دارد

این کارشناس بازار سرمایه با نگاهی واقع بینانه به آینده بیان می کند: اگر قرار است بازار سرمایه در سال ۱۴۰۵ بازده قابل قبولی برای سرمایه گذاران ایجاد کند، باید بازدهی آن بیشتر از بازارهای مشابه و موازی باشد. این نیز با فرض ثابت ماندن سایر بازارها است. اما بازارهای موازی بسته به سطح سیاسی، اقتصادی و تورمی کشور همچنان پتانسیل رشد دارند و این مشکل توسعه بازار سرمایه را مشروط و حساس می کند.

زمانی معتقد است که می توان رشد معقولی را برای بازار سرمایه متصور شد، اما تحقق این سناریو منوط به شرایطی است که در صورت نادیده گرفتن آن، بورس دوباره در مسیر بقا قرار خواهد گرفت.

کاهش خطرات سیاسی؛ اولین شرط بازگشت اعتماد

به گفته این کارشناس، کاهش ریسک های سیاسی و نظامی مهم ترین شرط شکل گیری رالی پایدار در بازار سرمایه است. وی توضیح می دهد که سرمایه های موجود در بازار سرمایه دارای ویژگی محتاطانه و گریزان هستند و می توانند به هر تنش سیاسی واکنش منفی نشان دهند. موضوعی که در بلندمدت به ضرر بازار سرمایه خواهد بود و از شکل گیری روندهای صعودی باثبات جلوگیری می کند.

سیاست پولی و ارزی؛ تنفس بازار سرمایه در گرو تصمیمات کلان است

وی با توجه به نقش سیاست های کلان اقتصادی می گوید: چارچوب اقتصاد کلان باید به گونه ای طراحی شود که به نفع بازار سرمایه باشد. نرخ بهره اوراق قرضه دولتی، نرخ ارز و نرخ بین بانکی باید در سطوحی تعیین شود که به بازار سرمایه اجازه رشد و بازدهی را بدهد.

وی تصمیمات اخیر تیم جدید بانک مرکزی و رویکرد عبدالناصر همتی را در این راستا قابل توجه می داند و معتقد است نگاه جدید به بازار پول و حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز در مرکز مبادلات ارزی می تواند به عنوان موتور محرکه بازار سرمایه عمل کند. به خصوص در شرایطی که فاصله بین نرخ رسمی و آزاد کاهش یافته و دلار آزاد با اختلاف محدودی نسبت به نرخ های مرکز مبادلات ارزی حرکت می کند.

حذف رانت ارزی؛ فرصتی برای سودآوری شرکت های صادرات محور

این کارشناس بازار سرمایه تاکید می کند: وجود چند نرخی بودن ارز یکی از عوامل بقای بازار سرمایه در سال های اخیر بوده است. به نظر وی، لغو این مستمری و گذار به تک نرخی شدن ارز به نفع شرکت های صادرات محور و دلاری خواهد بود. شرکت هایی که قبلاً باید ارز صادراتی خود را با نرخ ارزان تری در مراکز مبادلاتی عرضه می کردند.

زمانی معتقد است که این تغییر می تواند بر سودآوری ریالی شرکت های بزرگ بازار سرمایه تاثیر مثبت داشته و در نهایت به تقویت پایه بازار سرمایه منجر شود.

چالش صنایع واردات محور و تحقق قیمت

وی در عین حال به تبعات منفی این سیاست برای برخی صنایع نیز اشاره می کند و می گوید: حذف ارز مبادله ای برای شرکت هایی مانند خودروسازان و قطعه سازانی که بخشی از مواد اولیه خود را به دلار عرضه می کنند ممکن است در کوتاه مدت با چالش مواجه شود. با این حال، در بلندمدت، اعمال تعرفه ها و کاهش نقش واسطه ها و تجار می تواند به فضای اقتصادی شفاف تر و کاهش فشار بر شرکت های بزرگ منجر شود.

بازار سرمایه به ثبات و تصمیمات صحیح بستگی دارد

مکانی در جمع بندی سخنان خود می گوید: اگر نرخ سود بین بانکی و تصمیمات کلان اقتصادی به گونه ای اتخاذ شود که منجر به خروج نقدینگی از بازار سرمایه نشود و در عین حال ریسک های سیاسی و نظامی را افزایش ندهد، می توان انتظار داشت که بازار سرمایه در دوره آتی عملکرد بهتری نسبت به بازارهایی مانند طلا و دلار داشته باشد.

او هشدار می دهد که با افزایش ریسک های جدید، بازار سرمایه ممکن است هیجان منفی و ترس موقتی را تجربه کند و ممکن است باز هم عملکرد ضعیفی در سایر بازارها داشته باشد، البته به طور موقت. موضوعی که بیش از هر زمان دیگری اهمیت ثبات سیاسی و انسجام سیاست های اقتصادی را برجسته می کند.

پایان مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا