اخبار اقتصاد ایران

دستمزدها اسمی بالاتر می‌روند نه واقعی؛ افزایش دستمزدها تسکین روانی موقت ایجاد می‌کند

زمانی که تورم در سطوح بالای ۴۵ درصد تثبیت می شود، اقتصاد وارد وضعیتی می شود که افق تصمیم گیری کوتاه مدت و غیرمولد می شود. در چنین شرایطی، افزایش دستمزدهای اسمی، اگر با کاهش همزمان نرخ تورم همراه نباشد، تنها “آرامش روانی موقت” را به همراه خواهد داشت.

افق میهن به نقل از فرارو، بر اساس سخنان سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال ۱۴۰۵، در سال آینده به منظور توجه به معیشت شاغلان، کارگران و بازنشستگان و جبران آن، بخشی از افزایش هزینه ها بر اساس تورم، افزایش حقوق بین ۲۱ تا ۴۳ درصد معکوس در نظر گرفته می شود. حمایت دولت به عنوان یک قطعنامه

موضوع افزایش حقوق نیز سوالات مختلفی را در سایه تورمی که طی سال گذشته افزایش محسوسی داشته است، به وجود می آورد. از جمله اینکه آیا افزایش دستمزدها می تواند برای مبارزه با تورم کافی باشد؟ این افزایش دستمزد چه تاثیری بر تورم خواهد داشت؟ علی قنبری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفتگو با فرارو به این پرسش ها پاسخ داد:

افزایش دستمزدها باعث تسکین موقت روانی می شود

علی قنبری گفت: یکی از اساسی‌ترین موضوعاتی که در اقتصادهای تورم‌زده نشان‌دهنده اختلافات سیاستی است، تضاد «افزایش اسمی دستمزدها» و «کنترل پایدار تورم» است. در اقتصاد ایران مشکل اصلی پایین بودن تعداد دستمزدها نیست، بلکه بی‌ثباتی مزمن سطح عمومی قیمت‌ها است؛ پدیده‌ای که عملاً سیاست‌های هیچ‌کدام از تجربه‌های کوتاه را خنثی می‌کند. تمرکز صرف بر افزایش حقوق و دستمزد، بدون پرداختن به ریشه های تورم، نه تنها منجر به بهبود معیشت نمی شود، بلکه در بسیاری از موارد به تشدید تورم و تضعیف بیشتر قدرت خرید منجر شده است.

وی افزود: تورم به عنوان یک متغیر کلان صرفاً افزایش قیمت نیست، بلکه نشان‌دهنده اختلال در سازوکارهای اساسی اقتصاد است و وقتی تورم در سطوح بالای ۴۵ درصد تثبیت می‌شود، اقتصاد وارد شرایطی می‌شود که افق تصمیم‌گیری خانوار، بنگاه‌های اقتصادی و حتی دولت کوتاه‌مدت و غیرمولد می‌شود، در چنین شرایطی اگر غیرمولد نباشد با افزایشی همراه شود. در نرخ تورم، ممکن است یک کارمند یا مزدبگیر در ماه‌های ابتدایی بهبودی نسبی داشته باشد، اما با تداوم تورم، این افزایش در موج جدید افزایش قیمت‌ها به سرعت از بین می‌رود.

دستمزدها به صورت اسمی افزایش می یابد، نه به صورت واقعی

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: از نظر اقتصاد آنچه برای خانوار مهم است «دستمزد واقعی» است نه دستمزد اسمی. دستمزد واقعی نسبت دستمزد اسمی به سطح عمومی قیمت است. اگر دستمزد اسمی ۳۰ درصد افزایش یابد اما تورم ۴۵ درصد باشد، دستمزد واقعی کاهش یافته است. حتی اگر تعداد حقوق در فیش حقوقی افزایش یافته باشد. این خطای رایج سیاست گذاری در اقتصاد ایران است که بر اعداد اسمی تمرکز می کند و از متغیرهای واقعی غفلت می کند. در نتیجه، سیاست‌هایی که برای حمایت از معیشت طراحی شده‌اند، عملاً غیرمولد می‌شوند و فشار تورمی بیشتری را بر همان گروه‌های هدف وارد می‌کنند. »

وی افزود: همچنین افزایش حقوق در شرایط تورمی در صورتی که بدون اصلاح ساختار بودجه و نظام مالی دولت باشد معمولاً از محل کسری بودجه تامین می‌شود و در نهایت کسری بودجه یا از طریق استقراض از بانک مرکزی و شبکه بانکی و یا از طریق فروش دارایی‌ها و ایجاد بدهی آتی جبران می‌شود که در هر دو حالت، در صورت افزایش فشار پایه پولی و چرخه نقدینگی، این افزایش پایه پولی و چرخه نقدینگی افزایش می‌یابد. در سال های اخیر بارها تکرار شده است: افزایش حقوق، افزایش هزینه های جاری دولت، افزایش کسری بودجه، افزایش نقدینگی و در نهایت افزایش تورم نتیجه نهایی این چرخه کاهش مستمر قدرت خرید و ناکارآمدی همه سیاست های حمایتی اسمی است.

مردم باید مالیات پنهان بپردازند

این استاد دانشگاه تاکید کرد: نکته مهم دیگر کاهش بی رویه ارزش واقعی حقوق است؛ موضوعی که کمتر به آن توجه شده است. در اقتصاد با تورم مزمن، پول کارکرد اصلی خود را به عنوان واحد اندازه گیری و ذخیره ارزش از دست می دهد و وقتی قدرت خرید به شدت کاهش می یابد، مفاهیمی مانند «یک میلیون تومان» یا حتی «ده میلیون تومان دیگر ارزش ثابت شده پول به معنای تثبیت اقتصادی نیست». نوعی مالیات پنهان بر حقوق بگیران و اقشار با درآمد ثابت، مالیاتی که بدون تصویب قانون و بدون شفافیت اخذ می شود، اما آثار توزیعی بسیار سنگینی دارد.

وی افزود: در چنین شرایطی اولویت سیاست گذار باید بازگرداندن ثبات به اقتصاد کلان باشد، کنترل تورم صرفاً یک هدف آماری یا سیاسی نیست، بلکه پیش نیاز هر سیاست موثری در حوزه دستمزد، رفاه اجتماعی و رشد اقتصادی است و تا زمانی که تورم مهار نشود، هیچ سطحی از افزایش پایدار حقوق و دستمزدها نمی‌تواند منجر به بهبود معیشت دولت شود. ۵۰ یا ۶۰ درصد در صورت عدم وجود سیاست های معتبر ضد تورمی، این افزایش به سرعت به قیمت کالاها، خدمات، مسکن و ارز سرازیر می شود. شفافیت در نظام مالی یکی از پیش نیازهای اساسی برای مهار تورم است، بدون این اصلاحات، هر گونه سیاست دستمزدی صرفاً به معنای انتقال بحران از نقطه‌ای به نقطه دیگر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا