ترندهای روز

رازهایی که آدم‌های آگاه برای زندگی بهتر می‌دانند

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

رازهایی که افراد آگاه برای زندگی بهتر می دانند از تجربیات روزمره سرچشمه می گیرد. نه از شعار. برای شروع این مسیر، بسیاری به سراغ یادگیری کم هزینه و در دسترس و یکی از ساده ترین راه ها می روند. دانلود کتاب و گوش دادن یا خواندن

به همین ترتیب، برخی از رمان‌ها و داستان‌ها به انسان کمک می‌کنند تا از زاویه‌ای جدید به زندگی نگاه کند. به عنوان مثال کتاب مغازه خودکشی با طنز تلخ، چگونگی شکل‌گیری امید و معنا را حتی در بدترین و تاریک‌ترین شرایط به تصویر می‌کشد. بدون اصابت مستقیم به هدف و مشاوره دادن.

اما نکته اینجاست: افراد آگاه زندگی را با چند ترفند جادویی بهتر نمی کنند، بلکه با چند تصمیم کوچک اما ثابت زندگی را بهتر می کنند. از ذهن و زمان گرفته تا رابطه، پول، بدن و سواد رسانه ای.

۱. آگاهی یعنی دیدن واقعیت، نه فقط مثبت اندیشی

یک فرد آگاه یک خوشبین ساده لوح نیست. او واقعیت را همانطور که هست می بیند، سپس برای بهتر کردن آن برنامه ریزی می کند. فرقش با دیگران این است که از دیدن حقیقت فرار نمی کند و به جای توجیه به دنبال علت می گردد.

بخش مهمی از آگاهی، توانایی نامگذاری تجربیات است. وقتی بفهمید که این خستگی ناشی از کم خوابی است یا این که از مرزها خارج نمی شود، پیدا کردن راه حل آسان تر می شود. یک فرد آگاه احساس را می شناسد، اما اسیر احساس نمی شود.

آنها برای تصمیمات خود دلایلی دارند. اگر چیزی را نمی پذیرند از سر لجاجت نیست. بر اساس معیارهای خاصی است. معیارهای آنها معمولا ساده است و در هر موضوعی سلامتی، احترام، رشد و آرامش خود را در نظر می گیرند. این چهار کلمه بسیاری از افق میهن ها را روشن می کند. این نگاه فرد را از چرخه قربانی بودن خارج می کند و به عمل گرایی می انجامد. حتی اگر شرایط بیرونی سخت باشد.

این دیدگاه حتی در پیگیری اخبار هم دیده می شود. بسیاری از بحران ها بزرگ می شوند، اما یک فرد آگاه می داند چگونه اخبار واقعی را از اخبار غیر واقعی و اغراق آمیز تشخیص دهد زیرا به جزئیات توجه می کند. او نگران می شود، اما فلج نمی شود.

۲. مدیریت توجه

خردمندان می دانند که زمان همیشه کمیاب است، اما «توجه» کمیاب تر از زمان است. می توان ساعت ها روی بسیاری از کارهای مختلف وقت گذاشت و هیچ پیشرفتی نداشت، زیرا توجه پراکنده است و متمرکز نیست. بنابراین قبل از مدیریت زمان، مدیریت توجه جدی گرفته می شود.

یکی از رازهای مهم آنها این است که محیط را به گونه ای تنظیم می کنند که تمرکز راحت تر شود. مثلا در استفاده از تلفن همراه تعادل را رعایت می کنند. هنگام انجام کارهای مهم، نوتیفیکیشن های موبایل خود را می بندند و…

یک فرد آگاه، فهرست کارهای خود را به “مهم” و “فوری” محدود نمی کند. او ستون دیگری دارد: «موثر». کار مؤثر کاری است که اگر انجام شود، چندین کار دیگر خود به خود سبک می شود. مانند نظم خواب یا تعیین مرزهای کاری.

این افراد از خود می پرسند: “اکنون چه چیزی بیشترین تفاوت را ایجاد می کند؟” این سوال از گیر افتادن در جزئیات جلوگیری می کند. به جای مشغله کاری، به دنبال نتیجه هستند و اتفاقاً در خودنمایی هم مهارت چندانی ندارند.

۳. تصمیم گیری بهتر به معنای افق میهن کمتر برای افق میهن صحیح تر است

راز افراد باهوش این است که همیشه گزینه های زیاد را نعمت نمی دانند. گزینه های زیاد منجر به تصمیم گیری مداوم و در نهایت خسته شدن می شود. افراد آگاه تا آنجا که می توانند افق میهن ها را محدود می کنند. لباس کمتر، اپلیکیشن کمتر، قرار ملاقات کمتر، اما با کیفیت بیشتر.

قبل از تصمیم گیری، به هزینه پنهان فکر می کنند. هر بله گفتن به معنای نه به چیز دیگری است. بنابراین اگر پروژه ای را بپذیرند، می دانند از چه چیزی صرف نظر می کنند. این شفافیت مانع از پشیمانی می شود.

یک فرد آگاه وقتی انرژیش کم است تصمیم نمی گیرد. اگر بداند شب خسته است، صبح تصمیمات جدی می گیرد. ساده به نظر می رسد، اما کیفیت تصمیم گیری ها را به طور جدی تغییر می دهد.

یکی دیگر از عادت های آنها این است که برای هر تصمیمی که می گیرند دلیل قانع کننده و روشنی دارند. بنابراین اگر نتیجه تصمیمشان بد شد، به جای سرزنش، تجدید نظر می کنند. این کار از تکرار اشتباهات جلوگیری می کند و باعث رشد می شود.

در نهایت، آنها به دنبال “گام بعدی درست” هستند تا کمال گرایی.

۴. انضباط ذهنی; از افکار مزاحم گرفته تا مکالمات درونی

افراد آگاه می دانند که ذهن یک کارخانه فکر است و همیشه افکار را تولید می کند. پس هدفشان ساکت کردن ذهن نیست، هدفشان هدایت ذهن و افکار است. با تمرینات ساده ای مانند نوشتن، تنفس عمیق و شفاف سازی احساسات خود نسبت به خود، ذهن را هدایت می کنند.

یک فرد آگاه مراقب دیالوگ های درونی خود است. به عنوان مثال، اگر دائماً خود را تحقیر کنید، حتی بهترین دستاوردهای شما برای شما قابل مشاهده نخواهد بود. بنابراین، یک فرد آگاه، لحن درونی خود را تنظیم می کند: دقیق، مهربان و مسئولیت پذیر. آسان و سخت نیست.

در روزگاری که اخبار بد و انتقادی به گوش می رسد، انسان آگاه مرز خبر و زندگی را جدا می کند. او می داند که دنبال کردن مداوم بحران تنها به احساس درماندگی منجر می شود. بنابراین اخبار را به صورت محدود و هدفمند دنبال می کند.

۵. عادات کوچک; جایی که زندگی واقعاً تغییر می کند

خیلی ها به دنبال انگیزه هستند، افراد آگاه به دنبال ساختن یک سیستم کارآمد هستند. انگیزه بالا و پایین می رود، اما سیستم باقی می ماند. اگر می‌خواهید زندگی‌تان را بهبود ببخشید، باید عادت‌هایی ایجاد کنید که حتی در روزهایی که انگیزه ندارید، قابل انجام باشند.

مثلاً اگر بخواهند آب بیشتری بنوشند، بطری را جلوی چشم خود می گذارند. اگر بخواهند ورزش کنند از شب قبل لباس ورزشی خود را آماده می کنند. تغییرات بزرگ از این تنظیمات کوچک ناشی می شود.

آدم هوشیار رکورددار است نه آدم وسواسی. مثلا هفته ای یک بار مرور می کند: خوابم چطور بود؟ هزینه های من چطور بود؟ روابط من چطور بود؟ این سه شاخص کیفیت زندگی را تا حد زیادی نشان می دهد و مسیر بهبود را روشن می کند.

یکی از رازهای ساده آنها «نه گفتن به عادات بد کوچک» است. پرخوری، پیمایش بی پایان، بدی جزئی. اینها ممکن است کوچک به نظر برسند، اما به آرامی اعتماد به نفس شما را از بین می برند. فرد آگاه از فرسایش زودهنگام جلوگیری می کند.

آنها شروع های ثابتی دارند تا شروع های طوفانی. برنامه های غیرواقعی نمی نویسند. مثلا می گویند روزی ده دقیقه یک زبان می خوانم و همین را حفظ می کنند.

۶. روابط از گفتگوها قوت می گیرند

افراد آگاه می دانند که کیفیت رابطه از کیفیت گفتگو ناشی می شود. بحث می کنند نه دعوا. در گفتگو به جای حمله، موضوع را مطرح می کنند. به جای “تو همیشه…”، می گویند “وقتی این اتفاق می افتد این احساس را دارم.”

یکی از رازهای مهم آنها مرزبندی است. مرز یعنی روشن کردن چه رفتاری قابل قبول است و چه رفتاری قابل قبول نیست. مرزبندی با خشونت متفاوت است. تعیین حد و مرز به معنای احترام به خود و دیگران و جلوگیری از انباشته شدن مزاحمت هایی است که می توانند مانند کوه رشد کنند.

یک فرد آگاه از روابط یک طرفه دوری می کند. او می فهمد که عشق بدون احترام، فرسودگی می آورد. بنابراین با معیارهای روشن جلو می رود: صداقت، امنیت، مسئولیت. اگر اینها نباشند، حتی عاشقانه ترین رابطه دیر یا زود فرو می ریزد.

آنها می دانند چگونه عذرخواهی کنند، اما برای همه چیز عذرخواهی نمی کنند. عذرخواهی زمانی معنادار است که با اصلاح همراه باشد. از طرفی از دیگران عذرخواهی واقعی می خواهند. این دوطرفه رابطه را سالم نگه می دارد.

۷. کار و پول; امنیت مالی بدون قربانی کردن جان

افراد آگاه با پول رابطه عاطفی ندارند. آنها پول را وسیله امنیت و آزادی می دانند. بنابراین درآمد خود را مدیریت می کنند.

یکی از رازهای مهم این است که «پول برنامه ریزی نشده» همیشه کم است، حتی اگر زیاد باشد. یک فرد آگاه هزینه های ثابت و متغیر را می داند و با خود صادق است. مثلاً می داند چقدر برای نیازهای زندگی اش هزینه می کند و چقدر برای سرگرمی هزینه می کند.

یک فرد آگاه مرز بین کار و خانه را جدی می گیرد. اگر از راه دور باشد، زمان شروع و پایان دارد. اگر حضوری باشد سعی می کند زندگی را به بعد از کار موکول نکند. زیرا می داند که بعداً همیشه خسته تر است، نه آزادتر.

آنها مهارت را سرمایه می دانند. هر ماه چیزی یاد می گیرند: مذاکره، نوشتن، تجزیه و تحلیل داده ها یا حتی مدیریت استرس. همین یادگیری باعث می شود درآمد در طول زمان پایدارتر شود و کمتر به شانس وابسته باشد.

۸. بدن و انرژی; پایه ای که همه چیز بر آن استوار است

افراد آگاه می دانند که بدون انرژی هیچ برنامه ای نمی تواند اجرا شود. به همین دلیل به سلامتی خود اهمیت می دهند.

اولین راز این است که آنها زمان مشخصی برای خواب و بیدار شدن دارند. خواب کمتر، تصمیمات بد منجر به تصمیمات بد می شود، یا عصبانیت بیشتر منجر به تمرکز کمتر می شود.

آنها قوانین ساده ای دارند: آب کافی، سبزیجات بیشتر، شکر کمتر، وعده های غذایی منظم بیشتر. این روال‌های ساده، اگر پایدار باشند، از هر برنامه‌ای مؤثرتر هستند.

ورزش برای آنها رقابت نیست. بیست دقیقه پیاده روی، حرکات کششی یا ورزش سبک در روز کافی است. نشانه های بدن را جدی می گیرند. دردهای مکرر، بی خوابی یا بی حوصلگی طولانی مدت بی اهمیت نیستند.

۹. سواد رسانه ای; وقتی اخبار سبک زندگی را می بلعد

افراد آگاه می دانند که «اطلاعات زیاد» لزوماً «دانش زیاد» نیست. گاهی اوقات اطلاعات بیش از حد باعث اضطراب بیش از حد می شود.

آنها بین اخبار، تحلیل ها و شایعات مرزی می کشند. خبر یعنی چه اتفاقی افتاده، تحلیل یعنی چرا و چه خواهد شد، شایعه یعنی چیزی که فقط باعث هیجان می شود و منبع خاصی ندارد.

افراد آگاه خود را با دیگران مقایسه نمی کنند. شبکه های اجتماعی معمولا ویترین هستند نه واقعیت. وقتی زندگی خود را با ویترین شخص دیگری مقایسه می کنید، دائماً احساس می کنید که عقب مانده اید.

به جای اینکه همه چیز را دنبال کنند، یک چیز را عمیق تر دنبال می کنند.

۱۰. یادگیری مستمر

افراد آگاه منتظر “فرصت ایده آل” نیستند. آنها یادگیری را با زندگی مخلوط می کنند. ده دقیقه در مسیر، پانزده دقیقه قبل از خواب، یا گوش دادن به پادکست کوتاه در حین انجام کارهای خانه. این قطعات چندین ساعت در ماه هستند.

آنها می دانند که یادگیری فقط برای شغل نیست. آنها در مورد روابط، سلامت، فرزندپروری و حتی مدیریت عاطفی یاد می گیرند. در واقع هر جا که شلوغی زندگی زیاد شود، یادگیری به ابزاری ارزان قیمت تبدیل می شود. یادگیری برای یک فرد آگاه به معنای “تمرین” است، نه صرفا مصرف اطلاعات و داده ها.

این افراد از ابزارهای موجود استفاده می کنند. آنها کتاب های دیجیتال و صوتی را جدی می گیرند، زیرا محدودیت زمانی را پشت سر می گذارند. با پلتفرم هایی مانند فیدیبو، بسیاری مطالعه را از یک برنامه سنگین به یک عادت ساده تبدیل کرده اند

رازها پیچیده نیستند، اما نیاز به تکرار دارند

رازهایی که افراد آگاه برای زندگی بهتر می دانند بیش از نظم و انضباط است. این به معنای تصمیم گیری های کوچک با تداوم است. آنها به دنبال میانبر نیستند، بلکه به دنبال یک مسیر کم اصطکاک هستند. همین نگاه باعث می شود استرس کمتر و کارایی بیشتر شود.

یک فرد آگاه به جای رویاهای بزرگ بدون برنامه ریزی، تعهدات کوچک می گیرد. ممکن است فردی از بیرون چیزی نبیند اما فرد از درون آرامتر می شود و این آرامش کیفیت رابطه و کار را افزایش می دهد.

در پایان، اگر بخواهیم تنها سه اصل اساسی و حیاتی را در مورد افراد آگاه بیان کنیم، عبارتند از:

  • توجه خود را مدیریت می کنند
  • آنها مرزها را روشن می کنند
  • و یادگیری را به عادت تبدیل کنید.

زندگی بهتر همیشه به معنای افق میهن های بهتر است، نه زندگی بدون مشکل. افراد آگاه مشکل دارند اما اصولی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا