بانک و بیمه

سایه مذاکرات احتمالی تهران و واشنگتن بر سر بازار

وحید پرجریشی; بازار: موضوع مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا در روزهای اخیر به یکی از موضوعات داغ کشور تبدیل شده است. آخرین تحولات در این زمینه را می توان به مقاله ای که در روزنامه الاخبار چاپ بیروت وابسته به حزب الله لبنان منتشر شد، جستجو کرد. این نشریه لبنانی در ۱۳ آذر به نقل از منابع آگاه نوشت: ترامپ مسئولیت مذاکرات ایران و آمریکا را به بن سلمان سپرد. او به بن سلمان اجازه داد تا گفت و گوهای آمریکا و ایران را رهبری کند. بن سلمان تلاش های میانجی گری خود را بین تهران و واشنگتن آغاز کرده است.

انتشار این خبر و سفر روز چهارشنبه سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران به پاریس برای دیدار با همتای فرانسوی خود، بازارهای داخلی به ویژه در بخش طلا و ارز را تحت تاثیر قرار داد.

اما نکته مهم اینجاست که با توجه به سرمایه‌گذاری‌های کلان ایرانیان در این دو بخش در ماه‌های اخیر، آغاز چنین مذاکراتی تا چه اندازه می‌تواند دارایی‌های سرمایه‌گذاران را کم رنگ کند؟

با وجود همه مزیت های نوعی توافق ایران و غرب که مورد بحث گسترده رسانه ها و شخصیت های سیاسی کشور قرار گرفته است، این سوال پیش می آید که چه موانع جدی بر سر راه چنین توافقی وجود دارد؟ مهمتر از آن، آیا این موانع آنقدر قوی هستند که مانع از مذاکرات پربار و توافق نهایی شوند؟

در ادامه این متن سعی خواهیم کرد مهمترین این موانع را بررسی کنیم.

انرژی هسته ای و موشک، صنعت یا باور ملی؟

به نظر می‌رسد مهم‌ترین و اساسی‌ترین مشکل بر سر راه مذاکرات معنادار تهران و واشنگتن، مسئله عملکرد ایران در دو صنعت مورد مناقشه با غرب، یعنی صنایع هسته‌ای و موشکی است. دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور این کشور بارها علیه اصل غنی سازی و برد موشک های ایران که مانند جنگ ۱۲ روزه می تواند مواضع اسرائیل را پوشش دهد، صحبت کرده و خواستار توقف روند فعلی در هر دو بخش شده است.

در مورد دو صنعت هسته ای و موشکی ایران، ما با یک پارادایم فراملی مواجه هستیم که حتی اجماع مردم و دولت نیز قادر به تغییر نقشه راه تعیین شده برای آنها حداقل در شرایط فعلی نیست.

اما پیشروی رژیم صهیونیستی به خاک ایران و پاسخ موشکی ایران به تل آویو در قالب عملیات نظامی موسوم به «وعده صادق» مفاهیم جدیدی را برای مردم و نظام به وجود آورد. در بحث دفاع از هر دو صنایع ملی کشور نوعی اتفاق نظر در ساختار قدرت ایجاد شد و در بین مردم، صنایع موشکی که قبل از جنگ فقط وصف آنها را شنیده بودند، توان عملیاتی خود را نشان دادند و اکنون بخش قابل توجهی از جامعه خواهان ادامه روند فعلی در توسعه این صنعت هستند.

در چنین فضایی دیگر نمی توان تصور کرد که صنعت هسته ای و موشکی مشابه مثلاً خودروسازی باشد و قابل مذاکره باشد. بلکه پیوند نام آنها با امنیت ملی و مفهوم بازدارندگی، نوعی حریم ملی-مذهبی ایجاد کرده است که حتی اگر مقامات ارشد کشور بخواهند، جایی برای مذاکره و چانه زنی بر سر آنها باقی نمی گذارد. باید توجه داشت که وقتی صحبت از دو صنعت هسته‌ای و موشکی ایران می‌شود، با یک پارادایم فراملی مواجه هستیم که حداقل در شرایط کنونی، حتی اجماع مردم و دولت نیز قادر به ایجاد تغییراتی در نقشه راه تهیه‌شده برای آنها نیست.

بی اعتمادی شدید بین تهران و واشنگتن

درست مانند دو بخش ذکر شده، ما نیز پس از مذاکره با آمریکا با بروز مشکلات مشابهی مواجه هستیم. پس از نیم قرن خصومت متقابل، مواضع دو طرف به قدری از هم دور است که همچنان در تهران درباره مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات با آمریکا اختلاف نظر وجود دارد. البته نمی توان انتظار داشت که چنین گفتگوهایی نتایج قابل توجه و تحول آفرینی در روابط ایران و آمریکا داشته باشد. به نظر می رسد در صورت مذاکرات تهران و واشنگتن در خوش بینانه ترین حالت بتوانیم به چیزی مشابه برجام دست پیدا کنیم که البته باز هم تاثیر چندانی بر اقتصاد کشور نخواهد داشت. البته ذکر این موضوع به این معنا نیست که توافق برجام اساساً یک توافق بی فایده بوده است. علاوه بر این، بازگشت تحریم ها توسط شورای امنیت پس از مرگ برجام خود گویای این موضوع است. اما حقیقت این است که با وجود لغو تحریم‌های فوق، ایران به گشایش اقتصادی بزرگی دست نیافته و حتی کانال مالی ایران و اروپا یا «اینستکس» که پس از خروج دونالد ترامپ از برجام به ابتکار تهران و بروکسل برای تامین نیازهای غذایی و دارویی ایران ایجاد شد، حتی موفق به انتقال یک دلار هم بین دو طرف نشده است!

در چنین شرایطی، مواضع دو طرف مذاکره کننده به قدری از هم دور است که اساساً یا مبنای مشترکی برای همکاری منطبق با منافع ملی بین دو طرف ایجاد نخواهد شد و یا در صورت ایجاد، قدرت و جذابیت این همکاری برای خروج دو طرف از مواضع سفت و سخت خود کافی نخواهد بود.

جنگ ۱۲ روزه یک اشتباه فاحش و استراتژیک ترامپ علیه ایران بود که فکر می کرد با حمله به ایران و هدف قرار دادن تاسیسات هسته ای می تواند ایران را مجبور به عقب نشینی کند. نکته مهم این است که این حملات در میانه مذاکرات تهران و واشنگتن صورت گرفت که با مخالفت بخشی از قدرت از جمله تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس مواجه شد. اگرچه دولت همچنان از آمادگی خود برای مذاکره با آمریکا صحبت می کند، اما مسلم است که خاطره تلخ تهاجم نظامی به کشور در میانه مذاکرات را نمی توان نادیده گرفت که نه تنها افق آغاز مذاکرات سفت و سخت بین دو طرف را تحت الشعاع قرار می دهد، بلکه موضوعات کوچک تری مانند ماهیت همکاری با آژانس را به همراه دارد که با توجه به شرایطی که گروسی هرگز سرد نشده است.

نقش بازار چه خواهد بود؟

به راحتی می توان نتیجه گرفت که تغییر عمده ای در روابط ایران و آمریکا حداقل در هفته ها و شاید ماه های آینده دور از ذهن است. اگرچه چرخش در سیاست خارجی همواره جزء لاینفک ماهیت نظام سیاست خارجی دولت‌ها تلقی می‌شود و وقوع تحولات اساسی در روابط ایران و آمریکا غیرممکن نیست، اما به دلایلی که به‌ویژه در خصوص صنایع موشکی و هسته‌ای و تبدیل آن‌ها به نمادهای ملی-مذهبی مطرح شد، انحراف ایران از مواضع خود بسیار بعید به نظر می‌رسد. آمریکا پس از مشاهده حملات موشکی تا حدی موفق ایران به مواضع استراتژیک رژیم صهیونیستی، نمی‌خواهد کاری جز کاهش برد موشک‌های ایران و همچنین رساندن غنی‌سازی اورانیوم به صفر یا نزدیک به صفر انجام دهد.

در چنین شرایطی، مواضع دو طرف مذاکره کننده به قدری از هم دور است که اصولاً یا مبنای مشترکی برای همکاری منطبق با منافع ملی بین دو طرف ایجاد نخواهد شد و یا در صورت ایجاد، قدرت و جذابیت این همکاری به حدی نخواهد بود که بتواند طرفین را از مواضع سفت و سخت خود دور کند.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که شوک منفی شدید به بازار ارز و طلا در هفته های آینده به احتمال زیاد چندان واقعی نیست. علاوه بر افزایش انتظارات تورمی در جامعه، واگرایی مواضع تهران و واشنگتن در شرایط کنونی اجازه نمی دهد طرفین مذاکرات مثمر ثمری را انجام دهند.

این امر باعث می شود فشار روانی با محوریت قیمت دلار و مشتقات یا بازارهای وابسته به ارز از جمله طلا به روند افزایشی خود ادامه دهد. با این بازنمایی می توان گفت طلا نه تنها از فاز صعودی خود در بازارهای جهانی خارج نمی شود، بلکه روند مشابهی را در بازار داخلی نیز ادامه خواهد داد. مگر اینکه تغییر فوق العاده ای در عوامل اساسی موثر بر بازار ایجاد شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا