عملیات ارزی پیش دستانه؛ وقتی جنگ قبل از موشک، از درهم و دلار آغاز میشود!

بازار؛ گروه ایران: در ادبیات امنیت ملی همیشه یک قانون نانوشته وجود داشته است: قبل از شلیک گلوله، ذهن و معیشت هدف قرار می گیرد. افزایش اخیر نرخ ارز ایران را نمی توان از دید برخی دیگر از تحلیل گران به «اختلال در بازار» یا «خطای سیاستگذاران» تقلیل داد، به ویژه زمانی که همزمان با تحرکات قابل توجه در بازار درهم امارات و تشدید تهدیدات منطقه ای باشد. به گفته این نخبگان، آنچه در حال وقوع است می تواند بخشی از یک عملیات فرسایشی برنامه ریزی شده باشد. عملیاتی که هدف نهایی آن نه تنها اعمال فشار اقتصادی، بلکه تضعیف انسجام اجتماعی و کاهش آستانه مقاومت ملی در آستانه رویارویی شدیدتر است.
افزایش اخیر نرخ ارز ایران را نمی توان از دید برخی دیگر از تحلیل گران به «اختلال در بازار» یا «خطای سیاستگذاران» تقلیل داد، به ویژه زمانی که همزمان با تحرکات قابل توجه در بازار درهم امارات و تشدید تهدیدات منطقه ای باشد.
بازار درهم; گلوگاه خاموش جنگ اقتصادی و امنیتی
طی دو دهه گذشته، بازار درهم امارات به تدریج از یک مسیر مکمل تجارت خارجی ایران به نقطهای خطرناک در سیستم ارزی کشور تبدیل شده است. اگرچه این کانال گاهی نقش ضربهگیر تحریمها را ایفا کرده است، اما از منظر امنیت اقتصادی، تمرکز بیش از حد جریان ارز در گلوگاه خارجی همواره یک ریسک بالقوه تلقی میشود. کارشناسان امنیت مالی معتقدند که دشمن باهوش دقیقاً به دنبال چنین نقاط تمرکزی است. جایی که حداکثر بی ثباتی با حداقل هزینه ایجاد می شود.
افزایش ناگهانی نرخ نقل و انتقال درهم، محدودیت های غیررسمی در صرافی ها، بسته شدن حساب های معلق و بازی با کارمزد ابزارهایی هستند که بدون اعلام رسمی می توانند بازار داخلی ایران را تکان دهند. به گفته تحلیلگران، درهم دیگر فقط یک ارز منطقه ای نیست. بلکه به اهرم فشار ژئواکونومیک علیه ایران تبدیل شده است.
طی دو دهه گذشته، بازار درهم امارات به تدریج از یک مسیر مکمل تجارت خارجی ایران به نقطهای خطرناک در سیستم ارزی کشور تبدیل شده است. اگرچه این کانال گاهی نقش ضربهگیر تحریمها را ایفا کرده است، اما از منظر امنیت اقتصادی، تمرکز بیش از حد جریان ارز در گلوگاه خارجی همواره یک ریسک بالقوه تلقی میشود.
دلار به عنوان ابزار عملیات روانی و دستکاری نارضایتی
در جنگ مدرن، اقتصاد فقط یک میدان جنگ نیست، بلکه ابزاری برای جنگ است. دلار در ایران به ویژه در دهه اخیر نقشی فراتر از متغیر پولی پیدا کرده و به شاخصی برای سنجش «آینده» در آگاهی جامعه تبدیل شده است. به همین دلیل، هر جهش شدید ارزی می تواند به سرعت منجر به بی اعتمادی، ترس های اجتماعی و واکنش های زنجیره ای عاطفی شود.
برخی از کارشناسان تامین اجتماعی هشدار میدهند که شوکهای ارزی، وقتی با عملیات رسانهای ترکیب شوند، میتوانند این تصور را تقویت کنند که «کنترل از دست رفته است». در چنین فضایی، حتی شایعات کوچک در مورد کمبود کالا، مسدود شدن مسیرهای تجاری و یا تحولات نظامی تاثیر چند برابری دارد. از این منظر، دلار نه تنها یک دارایی است، بلکه یک سلاح روانی است که مستقیماً صلح اجتماعی را هدف قرار می دهد.
دلار در ایران به ویژه در دهه اخیر نقشی فراتر از متغیر پولی پیدا کرده و به شاخصی برای سنجش «آینده» در آگاهی جامعه تبدیل شده است. به همین دلیل، هر جهش شدید ارزی می تواند به سرعت منجر به بی اعتمادی، ترس های اجتماعی و واکنش های زنجیره ای عاطفی شود.
یک الگوی تکرار شونده قبل از درگیری های نظامی
بخش قابل توجهی از تحلیلگران امنیت منطقه بر این باورند که بررسی تجربیات کنونی از خاورمیانه تا اروپای شرقی نشان می دهد که قبل از هر تنش نظامی گسترده، دوره ای از سقوط کنترل شده اقتصادی و رسانه ای وجود دارد. این مرحله پایه و اساس جامعه هدف را برای مقابله با بحران های داخلی و تمرکز کمتر بر تهدیدات خارجی می گذارد.
در این چارچوب، بیثباتی بازار ارز ایران را میتوان بخشی از یک سناریوی کلاسیک اما بهروز تحلیل کرد. افزایش فشار بر معیشت، افزایش شکاف روانی بین دولت و جامعه و ناکارآمدی ساختار دولت، همگی مولفه هایی هستند که قبل از اقدامات سختگیرانه فعال می شوند. از دیدگاه این کارشناسان، سوال اصلی این نیست که “حمله ای در راه است یا نه”، بلکه سوال اصلی این است که آیا ایران اجازه می دهد مرحله فرسایش به پایان برسد یا واکنش پیشگیرانه نشان دهد.
بی ثباتی بازار ارز ایران را می توان به عنوان بخشی از یک سناریوی کلاسیک اما به روز تحلیل کرد. افزایش فشار بر معیشت، افزایش شکاف روانی بین دولت و جامعه و ناکارآمدی ساختار دولت، همگی مولفه هایی هستند که قبل از اقدامات سختگیرانه فعال می شوند.
نقش واسطه ها و نیابت ها در جنگ ارزی
یکی از ویژگی های جنگ هیبریدی استفاده حداقلی از ردپای مستقیم است. فشارهای بازار سردرگم را می توان دقیقاً با همین منطق تحلیل کرد. هزینه های سیاسی نزدیک به صفر است، اما پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بسیار زیاد است. برخی از نخبگان امنیت مالی بر این باورند که بازیگران فرامنطقه ای با بازی شرکای منطقه ای و استفاده از ابزارهای مالی می توانند بدون شلیک یک گلوله فضای ایران را تخریب کنند.
در این میان، نقش بازیگران واسطه مانند بانکها، شرکتهای خدمات مالی، پلتفرمهای ارزهای دیجیتال و حتی جریانهای رسانههای خارجی را میتوان در نظر گرفت. ترکیب فشار نظارتی، گزارش دهی هدفمند و نوسانات مصنوعی یک مدل اثبات شده برای انتقال بحران از بیرون به داخل است. مدلی که امروز نشانه های آن در بازار ارز ایران به چشم می خورد.
برای مواجهه با این شرایط باید نگاه صرفا اقتصادی به بازار ارز را رها کرد. به عقیده این گروه، سیاست پولی باید به عنوان بخشی از سیاست دفاعی ملی مورد توجه قرار گیرد. اولین قدم در این راستا کاهش فوری و موثر وابستگی به تنگنا و سازماندهی مجدد مسیرهای تسویه تجاری است.
واکنش ایران؛ از دیدگاه امنیتی تا سیاست پولی
تقریبا تمامی کارشناسان تحلیلگر افزایش امنیت اخیر نرخ دلار در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن اینکه با توجه به این شرایط باید از نگاه صرفا اقتصادی به بازار ارز خارج شد. به عقیده این گروه، سیاست پولی باید به عنوان بخشی از سیاست دفاعی ملی مورد توجه قرار گیرد. اولین قدم در این راستا کاهش فوری و موثر وابستگی به تنگنا و سازماندهی مجدد مسیرهای تسویه تجاری است.
علاوه بر این، انسجام مدیریت اقتصادی بسیار مهم است. پاسخهای چندصدایی، پیامهای متناقض و فقدان یک روایت واحد دقیقاً همان چیزی است که عملیات بیثباتی به آن نیاز دارد. از منظر امنیتی، نمایش تسلط می تواند بازار را آرام کند، حتی بیشتر از تزریق منابع. از دیگر الزامات این مرحله می توان به کنترل جریان اطلاعات مخرب، نظارت هوشمند بر بازارهای موازی و فعال سازی سریع ابزارهای مسدودکننده ارز اشاره کرد.
ایران باید همزمان با مدیریت هوشمندانه بازار ارز، روایت امنیت اقتصادی خود را بازسازی کند. در این صورت بخش مهمی از جنگ قبل از ورود به مرحله سخت خنثی می شود.
اگر دلار نگذاشته شود، پرونده کجا باز می شود؟
خلاصه تحلیل امنیت محور نشان می دهد که نادیده گرفتن ماهیت تحولات اخیر در بازار ارز می تواند برای کشور هزینه ای فراتر از اقتصاد داشته باشد. وقتی دلار از کنترل خارج می شود، نه تنها قیمت ها افزایش می یابد. بلکه ضریب عدم قطعیت ملی افزایش می یابد. این عدم قطعیت مبنای اجرای هر سناریوی پرهزینهتری است، از تحریمهای سختتر گرفته تا درگیری نظامی محدود.
بنابراین کنترل دلار فقط یک ضرورت معیشتی نیست. حفظ ثبات ملی یک ضرورت استراتژیک است. کارشناسان هشدار می دهند که تأخیر در درک این واقعیت ممکن است منجر به انجام بازی در یک زمین طراحی شده خارج شود. از سوی دیگر، اگر ایران بتواند ضمن مدیریت هوشمندانه بازار ارز، روایت امنیت اقتصادی خود را بازسازی کند، بخش مهمی از این جنگ قبل از ورود به مرحله سخت خنثی خواهد شد.









