فرمول استیو جابز برای «باهوشتر شدن» که هیچ ربطی به IQ ندارد

زومیت: استیو جابز معتقد بود که هوش واقعی در اتصال نقاطی است که دیگران نمی بینند. مهارتی که با یک تغییر ساده در سبک زندگی خود می توانید آن را بیاموزید.
تحقیقات نشان می دهد که باهوش ترین افراد معمولا از گذراندن زمان تنها لذت می برند. همچنین، هرچه باهوشتر باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که خود را در تشخیص الگوها و پیشبینی نتایج ماهر بدانید، اگرچه تحقیقات نشان میدهد که احتمالاً آنقدر که فکر میکنید در آن مهارت ندارید.
بخش بزرگی از هوش حافظه است. اما بخش مهمتر به توانایی عقب نشینی و دیدن تصویر بزرگ مربوط می شود. مانند زمانی که در یک شهر هستید و همه چیز را از طبقه ۸۰ می بینید. در حالی که دیگران سعی می کنند با نقشه های کوچک راه خود را از نقطه A به نقطه B پیدا کنند، شما می توانید کل شهر را یکباره ببینید. همه چیز جلوی چشمان شماست.
به گفته جابز، هوش با «ایجاد ارتباطات»، وصل کردن نقاطی که دیگران به آنها متصل نشدهاند، تعریف میشود. چیدن چیزهایی که دیگران هرگز کنار هم نمی گذارند.
به گفته جابز، هوش واقعی توانایی دیدن ارتباطاتی است که برای دیگران نامرئی است.
بیایید این را بیشتر تجزیه کنیم. اگرچه روانشناسان حداقل هشت نوع مختلف هوش را شناسایی کرده اند، اما ما روی دو مورد تمرکز خواهیم کرد.
هوش متبلور به دانش انباشته شده اشاره دارد. حقایق، ارقام و ارقام. به عبارت ساده، “هوش کتاب”.
با این حال، برخی از افراد با تحصیلات عالی لزوما خیلی باهوش نیستند، و اینجاست که هوش سیال به وجود می آید: توانایی یادگیری و حفظ اطلاعات جدید و استفاده از آن برای حل مشکلات، کسب مهارت های جدید، یا یادآوری خاطرات گذشته و اصلاح آنها با دانش جدید. چیزی که ما به عنوان هوشمندهای خیابانی می شناسیم.
بسیاری از مردم هوش کتاب دارند و بسیاری از هوش خیابانی بالایی دارند. اما کسانی که هر دو را دارند نادرترند. زیرا روند تقویت این دو نوع هوش متفاوت است.
اگر می خواهید در زمینه خاصی باسوادتر شوید، کار ساده ای در پیش دارید: هر چه بیشتر در آن موضوع کاوش کنید، بیشتر خواهید دانست. اما بهبود هوش سیال دشوارتر است، زیرا باید دائماً عمیق شوید، چیزی یاد بگیرید و سپس به یک موضوع جدید بروید. بارها و بارها.
چرا وقتی سعی می کنید چیز جدیدی یاد بگیرید، ضخامت و فعالیت قشر مغز شما برای مدتی افزایش می یابد. هر دوی اینها نشانه هایی از افزایش ارتباطات عصبی و تخصص آموخته شده است. اما پس از چند هفته اول، این روند کاهش می یابد و در نهایت به حالت اولیه باز می گردد.
نتیجه این است که شما قطعا بیشتر می دانید. یا می توانید کارهای بیشتری انجام دهید. اما زمانی که آن دانش یا مهارت را به دست آوردید. یعنی زمانی که آن را به طور کامل یاد گرفتید. دیگر لازم نیست مغز شما آنقدر سخت کار کند.
به همین دلیل، تنها راه افزایش و حفظ هوش سیال این است که دائماً خود را در معرض تجربیات جدید قرار دهید. چیزهای جدید بیاموزید، مهارت های مختلف را امتحان کنید و مدام خود را به چالش بکشید، چه در محل کار و چه در زندگی شخصی، همه جا.
به این ترتیب، نه تنها از جریان مداوم اطلاعات و مهارت های جدید بهره مند می شوید، بلکه مغز شما “ضخیم تر” می ماند و به ایجاد ارتباطات عصبی جدید ادامه می دهد. این فرآیند همچنین باعث میشود بعداً یاد بگیرید و باهوشتر شوید.
در اینجا به صحبت های جابز برمی گردیم. او معتقد بود که اگر بخواهید ارتباطات نوآورانه ای ایجاد کنید و دو تجربه به ظاهر مجزا را به هم متصل کنید، نمی توانید همان مجموعه ای از تجربیات را داشته باشید که دیگران دارند. در غیر این صورت، همان ارتباطاتی را ایجاد خواهید کرد که دیگران برقرار کردند و نوآوری نخواهید کرد. بنابراین باید تجربیات متفاوتی کسب کنید.
اگر به زندگی افراد باهوش و مبتکر نگاه کنید، یک چیز مشترک است: آنها مجموعه ای از تجربیات متنوع را با خود به ارمغان می آورند که در صورت مواجهه با مشکل یا دوراهی، می توانند برای یافتن راه حلی منحصر به فرد از آنها استفاده کنند.
هرچه دامنه دانش و تجربه شما گسترده تر باشد، بیشتر می توانید از قدرت یادگیری انجمنی استفاده کنید. فرآیندی که از طریق آن چیز جدیدی را با آنچه قبلاً میدانید مرتبط میکنید و رابطهای بین چیزهای به ظاهر نامرتبط پیدا میکنید.
به عبارت ساده، هر زمان که می گویید “متوجه شدم! اینطور است”، از یادگیری تداعی استفاده می کنید، و هر بار که فکر می کنید، “صبر کنید… من می توانم این را در آن موقعیت اعمال کنم”، از چیزهایی که آموخته اید برای ایجاد ارتباطات هوشمند استفاده می کنید.
دقیقاً همین گونه بود که استیو جابز از تجربه شرکت در کلاس خوشنویسی در دوران دانشگاه الهام گرفت تا فونت های اولیه اپل را طراحی کند. یا تجربه کوین پلانک در بازی فوتبال کالج الهام گرفته از لباس های عرق گیر Under Armour بود.
یا بنیانگذاران واتساپ که کارمندان سابق یاهو بودند، از مدل کسبوکار مبتنی بر تبلیغات و جمعآوری دادهها خسته شدهاند و از این تجربه الهام گرفتهاند تا محصولی کاملاً متضاد ایجاد کنند: یک پیامرسان ساده و بدون آگهی با تمرکز بر ارتباطات خالص و سریع.
هر یک از این تجربیات منبعی از تجربیات تازه ای شد که امکان حل مشکل را به روشی متفاوت فراهم کرد.
هرچه بیشتر بیاموزید، احتمال بیشتری وجود دارد که دانش قدیمی خود را با موضوعات جدید مرتبط کنید. در این مورد، شما فقط باید تفاوت ها و تفاوت های ظریف را بدانید. اکنون می توانید آنچه را که به تازگی آموخته اید در یک زمینه وسیع تر قرار دهید. چارچوبی که هم یادگیری را تسهیل می کند و هم ذخیره سازی و بازیابی حافظه را بهبود می بخشد.
این در مورد تجربیات زندگی نیز صادق است. در نتیجه کل «فرآیند یادگیری» برای شما آسان تر می شود. تحقیقات همچنین نشان میدهد که با این فرآیند سریعتر یاد میگیرید و اطلاعات بیشتری را به خاطر میآورید و در نهایت حتی باهوشتر از آنچه هستید خواهید شد.










