مراقبت از بیمار بعد از سکته مغزی| روزهای اول چه کنیم؟

موضوع مراقبت از بیمار بعد از سکته مغزی روزهای اول چه کنیم دغدغه ای حیاتی است که نیازمند آگاهی عمیق، خونسردی و اقدامات حساب شده پزشکی و توانبخشی است، مغز انسان شگفتی بزرگی به نام انعطاف پذیری عصبی دارد، به این معنی که اگر در همان هفتاد و دو ساعت نخست و روزهای ابتدایی اقدامات درست صورت گیرد، سلولهای سالم اطراف ناحیه آسیب دیده می توانند وظایف بخشهای آسیب دیده را بر عهده بگیرند، این مقاله راهنمای بالینی و درعینحال روان شماست تا بدانید چطور با مدیریت صحیح، بیمار عزیزتان را در مسیر بهبودی کامل هدایت کنید.
هفتاد و دو ساعت طلایی اول در بیمارستان، چه می گذرد و چه باید کرد؟
در روزهای اول که بیمار معمولاً در بخش مراقبتهای ویژه یا بخش نورولوژی بستری است، اولویتهای مراقبتی با زمانی که بیمار ترخیص می شود کاملاً متفاوت است، در این مرحله کارهای زیر حیاتی هستند:
۱- پایش دقیق علائم حیاتی و مدیریت داروها
پزشکان به صورت مداوم فشار خون، ضربان قلب، سطح اشباع اکسیژن و تب را کنترل می کنند، باید بدانید که در روزهای نخست پس از سکته ایسکمیک، پزشکان معمولاً اجازه می دهند فشار خون کمی بالاتر از حد نرمال باقی بماند تا خون رسانی به ناحیه نیمه جان مغز تقویت شود، بنابراین هرگز نباید خودسرانه درخواست داروی کاهش فشار خون داشته باشید، همچنین داروهای ضد انعقاد، ضد پلاکت یا محافظت کننده مغزی بر اساس پروتکل های منظم تزریق می شوند.
۲- حفظ ثبات قند خون و دمای بدن
تب بالا و قند خون نامنظم دو عامل تخریب کننده سلولهای مغزی در روزهای اول هستند، هر نیم درجه افزایش دمای بدن آسیب سلولی را تشدید می کند، خانواده و پرستار سالمند با تجربه باید به کوچکترین احساس داغی در بدن بیمار توجه کرده و فورا تیم پزشکی را باخبر سازند.
۳- وضعیت قرارگیری سر و گردن
تخت بیمار باید در زاویه ای حدود سی درجه نگه داشته شود، این زاویه استاندارد مانع از افزایش فشار داخل جمجمه می شود و در عین حال گردش خون مغزی را بهینه نگه می دارد، سر نباید به چپ یا راست خم شود، زیرا خمیدگی گردن مسیر عروق گردنی را تنگ می کند.
مدیریت بلع و تغذیه، خطری خاموش به نام آسپیراسیون
یکی از شایعترین و در عین حال خطرناک ترین عوارض روزهای اول پس از سکته مغزی، اختلال در بلع یا دیسفاژی است، ناتوانی در کنترل عضلات حلق باعث می شود مواد غذایی یا حتی آب دهان به جای مری، وارد نای و ریهها شوند، این مسئله باعث عفونت شدید ریه به نام ذات الریه آسپیراسیون می شود که یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در هفته اول است که حتماً باید به این نکته توجه شود.
- هیچ گاه تا زمانی که تست بلع توسط پزشک یا گفتاردرمانگر انجام نشده، حتی یک قطره آب به دهان بیمار نریزید
- در صورت تائید اختلال بلع، در روزهای نخست از لوله بینی معده استفاده می شود تا مواد غذایی مستقیماً وارد دستگاه گوارش شوند
- هنگام غذا دادن از طریق لوله یا دهان، بیمار باید کاملاً در وضعیت نشسته نود درجه قرار گیرد و تا نیم ساعت بعد از غذا نیز نخوابد
- دهان شویه منظم و پاکسازی حفره دهان مانع از ورود باکتریهای دهانی به مجاری تنفسی می شود.

پوزیشن دهی صحیح و پیشگیری از زخم بستر
بیماری که نیمی از بدنش فلج شده، توانایی احساس درد ناشی از فشار مداوم بر پوست را به طور کامل ندارد، زخم بستر می تواند در کمتر از بیست و چهار ساعت اول شکل بگیرد و درمان آن ماهها طول بکشد:
- تغییر پوزیشن هر دو ساعت یک بار: بیمار باید طبق برنامه ای ثابت به پهلوی راست، به پشت و به پهلوی چپ چرخانده شود
- استفاده از بالشتک های محافظ: قرار دادن بالش بین دو زانو هنگام خوابیدن به پهلو، زیر مچ پاها برای معلق ماندن پاشنه در هوا، و زیر بازوی سمت فلج برای جلوگیری از افتادگی مفصل شانه بسیار مهم است
- تشک مواج استاندارد: از همان روز اول باید تشک مواج تخم مرغی یا سلولی مناسب تهیه شود تا فشار ممتد روی استخوان دنبالچه و لگن برداشته شود
- خشک و تمیز نگه داشتن پوست: تعریق یا بی اختیاری ادرار و مدفوع محیط را به شدت برای آسیب پوستی مستعد می کند، شستشو با شوینده های ملایم و استفاده از کرمهای محافظ اکسید روی توصیه می شود
سندروم شانه دردناک و محافظت از اندامهای فلج
در سمت فلج، عضلات نگه دارنده شانه ضعیف می شوند و وزن بازو باعث کشیدگی کپسول مفصلی و نیمه دررفتگی شانه می گردد، این اتفاق دردی جانکاه برای بیمار ایجاد می کند که بعداً مانع از توانبخشی دست می شود:
- هرگز بیمار را از زیر بغل یا با کشیدن بازوی فلج حرکت ندهید چون باعث آسیب می شود
- همیشه بازوی سمت مبتلا را روی بالش یا نگه دارنده قرار دهید تا وزن آن آویزان نماند
- هنگام جابجایی بیمار، از لگن، کمر و تنه کمک بگیرید و دست ضعیف را محافظت کنید
توانبخشی زودهنگام، آغاز معجزه نوروپلاستیستی
این تصور که بیمار بعد از سکته باید هفته ها بدون حرکت در رختخواب استراحت کند، کاملاً منسوخ و زیان بار است، توانبخشی باید دقیقاً از زمانی که وضعیت قلبی و مغزی بیمار پایدار شد، معمولاً بین بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت بعد از بستری، آغاز شود:
۱، فیزیوتراپی تنفسی و حرکات غیرفعال
در روزهای اول که بیمار توان حرکت فعال ندارد، فیزیوتراپیست مفاصل را در دامنه کامل حرکتی جابجا می کند تا از خشکی مفصل و کوتاهی تاندونها جلوگیری شود، همچنین تمرینات تنفسی مانع از روی هم خوابیدن حبابچه های ریه می شود.
۲، گفتاردرمانی زودهنگام
اگر بیمار در سخن گفتن یا فهم کلمات دچار مشکل شده، ارزیابی سریع گفتاردرمانگر و شروع تمرینات ارتباطی، حتی به شکل حرکات چشم و ایما و اشاره، کانالهای ارتباطی جدیدی در مغز می گشاید.
۳، کاردرمانی حسی و وضعیتی
تحریک حواس سمت آسیب دیده، ماساژ ملایم و تصحیح وضعیت قرارگیری بدن در بستر، سیگنالهای عصبی مداومی به مغز می فرستد تا یادآوری کند این نیمه از بدن هنوز وجود دارد و نباید فراموش شود.

مراقبتهای روانی، مواجهه با افسردگی و خشم بعد از سکته:
بیمار به یکباره استقلال فردی خود را از دست رفته می بیند، نمی تواند تنهایی به دستشویی برود، توان صحبت کردن ندارد یا حتی برای خاراندن صورتش نیازمند دیگران است، این موضوع شوک روانی عظیمی به بار می آورد:
- انفجارهای خشم و گریههای بی دلیل: تغییرات شیمیایی مغز و آسیب به لوب پیشانی یا احساسی می تواند رفتارهای غیرقابل پیش بینی ایجاد کند، صبور باشید و بدانید این رفتارها ناشی از بیماری است نه شخصیت فرد
- صحبت کردن محترمانه: هرگز در حضور بیمار جوری رفتار نکنید که گویی او حضور ندارد یا متوجه نمی شود، مغز در حال پردازش محیط است و احساس سربار بودن روند بهبود را به تأخیر می اندازد
- تشویق کوچکترین پیشرفتها: تکان خوردن یک انگشت پا یا تلاش برای ادای یک کلمه، دستاوردی بزرگ در روزهای اول است و باید بسیار مورد تشویق قرار گیرد
نتیجه گیری
مراقبت از فردی که دچار سکته مغزی شده است، بی شک آزمونی دشوار از صبر، تعهد و دانش بالینی برای خانواده به شمار می رود، اما درک درست از روزهای آغازین، پایبندی به برنامههای ضد زخم بستر، مدیریت حرفه ای بلع، مهار به موقع اختلالات فشار خون و آغاز بدون فوت وقت جلسات توانبخشی، پایه گذار معجزه ای واقعی در زندگی بیمار خواهد بود، شما به عنوان همراه و مراقب، مهم ترین ستون تکیه گاه او در مسیر پرفراز و نشیب بازگشت به زندگی هستید.