ترندهای روز

نبرد طبیعت و انسان؛ آیا تمام گربه‌های نژاددار محصول دستکاری ما هستند؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

آیا گربه های اصیل با دستکاری انسان ایجاد شده اند؟ پاسخ به این معما نگاه شما به این پشمالوهای کوچک را برای همیشه تغییر خواهد داد.

بدون شک انسان ها با دخالت در افق میهن ژنتیکی، نژادهای مختلفی از گربه ها را ایجاد کرده اند. اما سوال اینجاست که آیا در میان این همراهان کوچک نژادهایی وجود دارند که به طور طبیعی بدون دخالت مستقیم دست انسان تکامل یافته باشند؟

در پاسخ باید گفت بله، بسیاری از نژادهای محبوب امروزی که با نام علمی نژادهای بومی (لندریس) شناخته می شوند، محصول مستقیم افق میهن طبیعی و سازگاری با محیط هستند. این گربه‌ها در طول قرن‌ها ویژگی‌های ظاهری و رفتاری خاصی برای بقا در مناطق جغرافیایی دورافتاده به دست آورده‌اند. به عنوان مثال نژاد مینکئون با جثه بزرگ و پوشش ضدآب خود برای زنده ماندن در زمستان های سخت آمریکای شمالی تکامل یافته است یا نژاد ترکی وان که به طور طبیعی توانایی شنا و پوشش خاصی از مو را به دست آورد که به دلیل مجاورت با دریاچه وان در ترکیه به سرعت خشک می شود.

در واقع، در مورد نژادهای بومی، انسان به جای ایجاد آنها از ابتدا در آزمایشگاه های پرورش، به سادگی ویژگی های موجود در طبیعت را شناسایی و استاندارد کرده است.

آمارهای جهانی نشان می دهد که از بیش از ۶۰۰ میلیون قلاده گربه که در سرتاسر کره زمین پراکنده شده اند، کمتر از ۱۰ درصد آنها به عنوان نژادهای خاص دسته بندی می شوند. این آمار خیره کننده یک سوال اساسی را در ذهن زیست شناسان و دوستداران حیوانات ایجاد می کند: آیا نژادهای خالص حاصل مهندسی و مداخله انسان هستند یا طبیعت آنها را به تنهایی خلق کرده است؟

پاسخ به این سوال پیچیده تر از یک بله یا نه ساده است. به گفته Leslie E. Lyons، متخصص ژنتیک گربه ها در دانشکده دامپزشکی دانشگاه میسوری، می گوید که بخش بزرگی از نژادهایی که امروزه می شناسیم محصول ۱۴۰ سال گذشته هستند. در این مدت کوتاه، انسان ها با افق میهن گزینشی ویژگی های فیزیکی خاصی باعث شکل گیری نژادهای جدید شده اند.

گروهی از گربه ها با وجود دخالت انسان به عنوان نژادهای طبیعی شناخته می شوند. اعضای این گروه از جمعیت هایی مشتق شده اند که طی هزاران سال تحت تأثیر مستقیم عوامل محیطی و اقلیمی تکامل یافته اند. در واقع با استفاده از مکانیسم افق میهن طبیعی، طبیعت ویژگی های فیزیکی این حیوانات را برای بقا در زیستگاه های خاص اصلاح کرده است. در میان این میراث کهن طبیعت، نام های آشنا و محبوبی به چشم می خورد:

گربه مین کون برای زنده ماندن در سرمای آمریکای شمالی تکامل یافت.

گربه سیبری با کت خز ضخیم و چند لایه برای مقابله با یخبندان روسیه.

گربه آبی روسی با ظرافت ریشه در شمال اروپا دارد.

گربه جنگلی نروژی با پاهای قوی برای صخره نوردی.

گربه وان ترکی که شناگر ماهری از سواحل دریاچه وان است.

گربه مصری Maui که قدیمی ترین نژاد اهلی محسوب می شود و تصاویر آن بر روی دیوار معابد باستانی حک شده است.

این نژادها ثابت می‌کنند که قبل از اینکه انسان‌ها با استانداردهای زیبایی‌شناختی خود وارد عمل شوند، طبیعت ماشین‌های بقای منحصربه‌فردی را طراحی می‌کرد که امروزه به عنوان نژادهای خالص آن‌ها را تحسین می‌کنیم.

مطالعه منشا بیولوژیکی گربه ها نشان می دهد که تکامل نژادهای طبیعی به طرز چشمگیری شبیه به روند ظهور گونه های وحشی است. سارا هارتول، محقق در زمینه ژنتیک گربه ها و بنیانگذار پایگاه داده مسابیست، معتقد است که اجداد نژادهای طبیعی در شرایطی شکل گرفته اند که گونه های حیات وحش در طبیعت به وجود آمده اند.

هارتول توضیح می دهد: «نژادهای طبیعی را می توان گامی در مسیر گونه زایی در نظر گرفت. به عبارت دیگر، گربه های بومی در آستانه تبدیل شدن به گونه ای کاملاً متمایز بودند. در بیشتر موارد، شکل گیری نژادها نتیجه مستقیم سازگاری با محیط است. به عنوان مثال، در مناطق غربی روسیه، شرایط آب و هوایی بسیار سرد و برفی باعث می شود گربه هایی با استخوان های بزرگ و خز بسیار ضخیم شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند. این ویژگی های فیزیکی بعدها سنگ بنای نژاد جنگل سیبری شد.

در مقابل، شرایط گرم و مرطوب در جنوب شرقی آسیا و مناطق ساحلی اقیانوس هند حاکم بود. این آب و هوا گربه هایی با جثه بلند و لاغر، موهای کوتاه و گوش های بزرگ را ترجیح می داد تا فرآیند دفع گرمای بدن به راحتی انجام شود. این ویژگی های محیطی در نهایت بستر را برای ظهور نژاد حبشی فراهم کرد. در واقع، گربه‌های گرمسیری نمونه‌های بارز مهندسی طبیعت هستند که قبل از مداخله انسان، کدهای ژنتیکی خود را با جغرافیای زیستگاه خود تنظیم کرده‌اند.

عامل دیگری که در برخی موارد باعث پیدایش نژادهای طبیعی می شود، انزوای جغرافیایی است. این پدیده که در ژنتیک به عنوان «اثر بنیان‌گذار» شناخته می‌شود، زمانی رخ می‌دهد که یک جهش ژنتیکی خاص – حتی اگر هیچ مزیتی برای بقای حیوان نداشته باشد – به دلیل وجود مخزن ژنتیکی کوچک و محدود در یک جمعیت جدا شده گسترش می‌یابد. جزیره من در دریای ایرلند نمونه بارز این موضوع است.

در جزیره من، یک جهش ژنتیکی که باعث گسترش دم کوتاه به دلیل همخونی در بین گربه‌های جدا شده شد و در نهایت باعث پیدایش اجداد نژاد مانکس شد. با این حال، میراث طبیعی جزیره من همیشه امن نیست. گربه های مانکس امروزه ممکن است به دلیل جهش دم از نقص ستون فقرات رنج ببرند.

نکته چالش برانگیز در مطالعه این گونه گربه ها این است که اگرچه اجداد نژادهای مذکور در شرایط کاملاً طبیعی تکامل یافته اند، گربه های امروزی این نژادها دیگر چندان طبیعی به حساب نمی آیند. لزلی لیون می گوید: “همه نژادها، صرف نظر از گونه ها، تحت تاثیر انسان ها قرار گرفته اند.”

بر اساس مطالعه ای که در مجله علمی Animal Genetics و با همکاری لیون منتشر شده است، پرورش افق میهنی گربه ها در قرن گذشته به طور تصاعدی افزایش یافته است. مداخلات انسانی باعث شده است که فشارهای محیطی – همان عواملی که در ابتدا نژادهای طبیعی را شکل داده اند – ناپدید شوند و جای خود را به استانداردهای مورد علاقه انسان بدهند. در واقع جوامع بشری با فراهم آوردن محیطی امن و کنترل شده، روند تکامل طبیعی گربه ها را متوقف کرده و آنها را به سمتی که ما می خواستیم هدایت کرده اند.

نژاد Manx نمونه خوبی از دخالت انسان است. این گربه احتمالاً در چرخه طبیعی به دلیل فقدان تنوع ژنتیکی و اثرات مضر جهش دم کوتاه منقرض شده بود، اما امروزه به طور گسترده فقط به دلیل پرورش هدفمند توسط انسان وجود دارد.

با این حال، تلاش هایی در جامعه علمی برای تغییر وضعیت در حال انجام است. لزلی لیون خاطرنشان می کند: “یا باید نژاد گربه را بازنشسته کنیم (تولید را متوقف کنیم) یا راهی برای بهبود سلامت آنها پیدا کنیم.” شاید بهتر باشد برای جلوگیری از مشکلات ستون فقرات به سمت پرورش گربه مانکس با دم حرکت کنیم. تغییر رویکرد حاکی از بیداری وجدان علمی در میان متخصصان ژنتیک است. جایی که سلامت و کیفیت زندگی حیوان بر حفظ ظاهر و استانداردهای فانتزی نژادها اولویت دارد.

تداوم ارتباط با ریشه در همه نژادها یکسان نیست و برخی از نژادهای طبیعی ارتباط بسیار قوی تری با ریشه های قدیمی خود نسبت به سایر همتایان خود حفظ می کنند. به عنوان مثال، گربه های سیبری امروزی شباهت ژنتیکی و فیزیکی قابل توجهی به اجداد خود دارند. علت ثبات ژنتیکی به رویکرد هوشمندانه پرورش دهندگان برمی گردد. این افراد به طور مرتب گربه های جدیدی را که به عنوان ولگرد یا حیوانات خانگی در سرزمین مادری این نژاد (روسیه) یافت می شوند را در برنامه های پرورش خود قرار می دهند.

تزریق مداوم ژن های جدید از دل طبیعت به گنجینه ژنتیکی نژاد سیبری این امکان را می دهد که غنی بماند و از تضعیف بیولوژیکی ناشی از جفت گیری های مکرر و بسته جلوگیری کند. روش ذکر شده نشان می دهد که چگونه می توان با الهام گرفتن از الگوهای حرکتی در طبیعت، اصالت و سلامت یک نژاد باستانی را در دنیای مدرن حفظ کرد.

بر خلاف نژادهایی که اصالت خود را حفظ کرده اند، نژادهای دیگری هم از نظر ژنتیکی و ظاهری تفاوت های قابل توجهی با اجداد اولیه خود یافته اند. به عنوان مثال، نژاد آبی روسیه را در نظر بگیرید. پس از جنگ جهانی دوم، کارشناسان برای جلوگیری از انقراض کامل این نژاد، آنها را با گربه های سیامی تلاقی کردند. از آن زمان، پرورش دهندگان نژاد آبی روسی را به گونه های متمایز تقسیم کردند که امروزه ظاهری متمایز از نمونه های اولیه خود دارند.

بنابراین، در نتیجه، بله، نژادهای گربه طبیعی وجود دارد، اما گربه های امروزی دیگر کاملاً محصول طبیعت نیستند. صفاتی که اکنون به عنوان نشانه های نژادی مانند مین کون شناخته می شوند – از جمله اندازه بسیار بزرگ، فک مربعی، و حتی داشتن شش یا بیشتر انگشت روی دست ها – در حالی که شباهت هایی به مین کون کشف شده در قرن نوزدهم دارند، در واقع حفظ شده اند و در برخی موارد از طریق “افق میهن مصنوعی” اغراق شده اند.

لزلی لیون نتیجه می گیرد: “همه چیز به سلیقه افراد بستگی دارد. نوع خاصی از گربه ممکن است بسیار محبوب شود و ظاهر یک نژاد کامل را تغییر دهد؛ سپس با ظهور مد جدید، این روند دوباره به سمت دیگری متمایل خواهد شد.” سخنان لیون نشان می دهد که حتی نژادهای باستانی امروزه در چنبره ترجیحات انسان گرفتار شده اند و ظاهر آنها بیشتر تابع استانداردهای زیبایی شناختی نمایش گربه ها است تا نیازهای بقا در طبیعت.

منبع: زومیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا