اخبار اقتصاد ایران

نگاهی به سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز؛ اصلاح یا شوک؟ :: افق میهن

پس از سال ها بحث و جدل میان سیاست گذاران، کارشناسان و فعالان اقتصادی، سیاست یکسان سازی نرخ ارز بار دیگر به کانون توجه اقتصاد ایران بازگشته است. سیاستی که با حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی و حرکت به سمت نزدیک شدن نرخ رسمی و آزاد به هم عملا وارد فاز اجرایی شده است.

به گزارش افق میهن، اما سوال کلیدی اینجاست. آیا این تصمیم به قول مدافعان آن یک اصلاح ساختاری و واقع بینانه است یا باید منتظر موج جدیدی از تکانه های قیمتی در بازار کالاهای اساسی و معیشت خانوار بود؟

بازگشت یک ادعای قدیمی

یکسان سازی نرخ ارز یک تقاضای دیرینه در میان بخش خصوصی، تجار و بسیاری از اقتصاددانان بوده است. منتقدان سیاست ارزی چند نرخی همواره تاکید داشته اند که وجود نرخ های مختلف ارز نه تنها منجر به ثبات قیمت نمی شود، بلکه با ایجاد رانت، فساد، بی انضباطی مالی و اخلال در سازوکار تجارت خارجی، هزینه های سنگینی را بر اقتصاد تحمیل می کند.

تولد ۴۲۰۰ دلار; آغاز یک سفر پرهزینه

نقطه عطف سیاست ارزی چند نرخی باید به سال ۲۰۱۷ و همزمان با خروج آمریکا از برجام بازگردد. زمانی که دولت برای مهار التهاب بازار ارز و مهار انتظارات تورمی، سیاست تخصیص دلار ۴۲۰۰ تومانی به واردات کالاهای اساسی را در پیش گرفت. هدف از این اطلاعیه حفظ سفره مردم و تثبیت قیمت ها بود. دولت فکر می‌کرد با ارزان‌تر کردن نهاده‌های وارداتی می‌تواند جلوی جهش قیمت کالاهای اساسی را بگیرد.
اما گزارش‌های رسمی بعدی، از جمله گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس، تصویر دیگری را ارائه کرد. تخصیص ارز ارزان نه تنها به ثبات قیمت منجر نشد، بلکه بخش قابل توجهی از منابع ارزی کشور یا به سمت انحراف رفت و یا اثر آن هرگز به مصرف کننده نهایی منتقل نشد. در عمل، شکاف بین قیمت ارز ترجیحی و نرخ بازار آزاد، انگیزه های قوی برای رانت جویی ایجاد کرد. از ثبت سفارش رسمی تا واردات کالا با ارز ارزان و فروش با قیمت آزاد.

اختلال در کسب و کار و صف های بی سابقه

تبعات ارز ۴۲۰۰ تومانی تنها به ناکارآمدی در کنترل قیمت خلاصه نشد. فعالان اقتصادی از همان ابتدا از اختلالات جدی در روند واردات و صادرات، پیچیدگی مراحل ثبت سفارش و مشکل در بازگشت ارزهای صادراتی صحبت کردند. صف های طولانی دریافت ارز ترجیحی به پدیده ای تبدیل شد که پیش از این در اقتصاد ایران سابقه نداشت. این سیاست به جای شفافیت، لایه های جدیدی از بوروکراسی و عدم اطمینان را به فضای کسب و کار اضافه کرد.

حذف ۴۲۰۰ دلار و آزمون یارانه نقدی

در خرداد در سال ۱۴۰۱، دولت سیزدهم تصمیم گرفت یکی از پرهزینه ترین سیاست های ارزی دهه اخیر را کنار بگذارد. دلار ۴۲۰۰ تومانی حذف و به جای آن یارانه نقدی ۳۰۰ و ۴۰۰ هزار تومانی به دهک های مختلف پرداخت شد. در عین حال یارانه ۴۵ هزار تومانی که سال ها بدون تغییر باقی مانده بود، عملا برداشته شد.

اگرچه این تصمیم از منظر اصلاح ساختار بودجه و کاهش رانت ارزی قابل دفاع به نظر می رسید، اما نگرانی هایی در مورد آثار تورمی آن نیز مطرح شد. دولت استدلال کرد که پرداخت مستقیم یارانه ها می تواند اثر افزایش قیمت ها را بر خانوارها خنثی کند. با این حال، منتقدان هشدار دادند که تورم ناشی از آزادسازی قیمت ها سریعتر از قدرت خرید یارانه ها حرکت خواهد کرد. همانطور که در خرداد در سال ۱۴۰۱ یکی از اوج های تورم اتفاق افتاد.

تولد ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی

پس از حذف ارز ۴۲۰۰، سیاست ارزی کشور وارد مرحله جدیدی شد. ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که در دوره ریاست محمدرضا فرزین در بانک مرکزی ایجاد شد، عملا نقش ارز جدید ترجیحی را برای برخی کالاهای اساسی و نهاده ها ایفا کرد. قرار بود این نرخ فاصله با بازار آزاد را کاهش دهد و از افزایش شدید قیمت ها جلوگیری کند.
در عمل ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان به واردات کالاهای اساسی، نهاده های دامی و برخی اقلام حساس مانند دارو اختصاص یافت. اما باز هم همان انتقادات قدیمی مطرح شد. آیا این نرخ می تواند پایدار باشد؟ و آیا باز هم شاهد شکل گیری رانت و دوگانگی در بازار خواهیم بود؟
دولت چهاردهم و تشکیل تالارها

با روی کار آمدن دولت چهاردهم سیاست ارزی با سازوکار جدیدی دنبال شد. ایجاد «تالار اول» و «تالار دوم» در بازار ارز تلاشی برای تفکیک نیازهای مختلف ارزی و مدیریت تقاضا بود. سالن اول به ارزهای ترجیحی و سالن دوم به نرخ های نزدیک به بازار آزاد اختصاص داشت. اما به تدریج فاصله نرخ تالار دوم تا بازار آزاد کاهش یافت. به گونه ای که برخی از فعالان اقتصادی معتقدند این دو نرخ عملاً به یکدیگر نزدیک شده اند. اما اکنون با حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی و حرکت جدی به سمت یکسان سازی، این سوال مطرح است که آیا سیاست گذار آمادگی پذیرش تبعات کوتاه مدت این تصمیم را دارد یا خیر؟

نشانه های اولیه شوک قیمت

اولین نشانه های تاثیر این تغییر سیاست در بازار روغن نباتی نمایان شد. بر اساس لیست اعلامی انجمن صنایع روغن نباتی ایران، قیمت مصرف کننده روغن مایع آفتابگردان در بسته بندی ۶۷۵ گرمی به ۱۸۴ هزار تومان و در بسته بندی ۲ هزار و ۲۵۰ گرمی به ۵۹۸ هزار و ۱۰۰ تومان رسیده است. روغن مایع مخلوط ۶۷۵ گرم ۱۸۲۰۰۰ تومان و ۴۵۰۰ گرم بیش از ۱۱۸۲۰۰۰ تومان قیمت گذاری شده است. برای بسیاری از ناظران، افزایش قیمت ها زنگ خطری بود که در هفته های آینده در بازار سایر کالاهای اساسی به ویژه محصولات پروتئینی مانند گوشت، مرغ، تخم مرغ و برنج ممکن است رخ دهد.

کالاهای برگ؛ سپر معیشتی یا مسکن موقت؟

دولت برای کاهش فشار معیشتی طرح هدیه یک میلیون تومانی به ازای هر نفر را از ۲۰ دی ماه در دستور کار قرار داد. این سیاست شباهت هایی با رویکرد جبرانی دولت در زمان حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی دارد با این تفاوت که این بار حمایت بیشتر هدفمند و طراحی شده است.
با این حال، تردیدها همچنان باقی است. آیا کالاهای برگ می توانند با افزایش قیمت همگام شوند؟ یا مانند تجارب قبلی به تدریج اثر خود را در برابر افزایش تورم از دست خواهد داد؟

اصلاح یا شوک؟

در نهایت آنچه امروز در اقتصاد ایران می گذرد، مجموعه ای از سوالات است تا پاسخ قطعی. یکسان سازی نرخ ارز از منظر تئوریک و تجربه جهانی گامی ضروری برای شفافیت و کارآمدی اقتصاد است. اما زمان‌بندی، اجرا و سیاست‌های تکمیلی تعیین خواهد کرد که آیا این اصلاح منجر به ثبات یا شوک خواهد شد.

تجربه ۴۲۰۰ دلاری نشان داد که ارز ارزان لزوما برای مردم امن نیست. تجربه ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی نیز این سوال را مطرح کرد که آیا نسخه های نیمه راه می توانند جایگزین اصلاحات اساسی شوند؟ اکنون با بسته شدن نرخ ها و حذف یکی از آخرین اشکال ارز ترجیحی، اقتصاد ایران در نقطه حساسی قرار گرفته است.

آیا بازارها پس از یک دوره تعدیل به تعادل جدیدی خواهند رسید؟ یا فشار هزینه بار دیگر موجی از افزایش قیمت ها را دامن می زند؟ پاسخ به این سوال نه تنها به سیاست ارزی، بلکه به مجموعه ای از عوامل از جمله انضباط مالی، سیاست های بودجه ای، کنترل انتظارات تورمی و اعتماد عمومی گره خورده است. عواملی که آزمون اصلی سیاست یکسان سازی نرخ ارز در ماه های آینده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا