ترندهای روز

چرا فقط انسان‌ها چانه دارند؟/ چانه بشر نتیجه کوچک‌تر شدن دندان‌های او است!/ پاسخ تازه دانشمندان به معمای دیرینه تکاملی

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

زومیت: تحقیقات جدید نشان می دهد که چانه احتمالاً محصول جانبی تغییرات عمده در تکامل انسان است، مانند بلندتر ایستادن، مغز بزرگتر و دندان های کوچکتر.

چانه ویژگی عجیبی است که تنها در میان نخستی ها در انسان یافت می شود و به همین دلیل سال هاست که ذهن زیست شناسان را به خود مشغول کرده است. اکنون، یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که این برجستگی آشنا احتمالاً برای هدف خاصی به وجود نیامده است، بلکه بیشتر به‌عنوان یک پیامد ناخواسته سایر تغییرات در فرآیند تکامل است.

دانشمندان مدت‌ها تصور می‌کردند که هر گونه تفاوت قابل توجهی بین گونه‌ها باید به دلیل مزیت متمایز در افق میهن طبیعی به وجود آمده باشد. اما تحقیقات جدید نشان می دهد که تکامل همیشه آنقدر هدفمند نیست. به گفته نورین فون کرامون-تاوبادل از دانشگاه بوفالو، “مردم دوست دارند فکر کنند که هر ویژگی هدف خاصی دارد، اما تکامل اغلب بسیار پیچیده تر و نامنظم تر از آن است.”

در ساده ترین تعریف، چانه برآمدگی استخوانی فک پایین است که در جلوی دندان های جلو قرار می گیرد. نکته جالب این است که حتی نزدیکترین خویشاوندان ما در میان میمون های بزرگ نیز چنین ویژگی را ندارند و به همین دلیل است که چانه یکی از نشانه های کلیدی برای شناخت انسان عاقل است. با این حال، علت آن همیشه نامشخص بوده است.

در طول سال ها، نظریه های مختلفی ارائه شده است. برخی از محققان می گویند که چانه ممکن است فشار روی فک را در هنگام جویدن کاهش دهد. گروهی دیگر معتقد بودند که ممکن است به شکل گیری گفتار کمک کند. همچنین نظریه ای وجود داشت که آن را نتیجه افق میهن جنسی می دانست. یعنی ممکن است انسان‌ها در طول تاریخ شرکای با این ویژگی چهره را جذاب‌تر یافته باشند. در مقابل، برخی از دانشمندان از ابتدا تصور می کردند که چانه اصلاً هدف خاصی ندارد و به سادگی همراه با سایر تغییرات در جمجمه و فک ظاهر می شود.

تیم تحقیقاتی به رهبری فون کرامون-تاوبادل حتی احتمال دیگری را نیز بررسی کردند: اینکه چانه نتیجه “رانش ژنتیکی” است. رانش ژنتیکی به سادگی به معنای تغییراتی است که در جمعیت ها تنها به دلیل شانس اتفاق می افتد، نه به دلیل یک مزیت خاص برای بقا یا تولید مثل.

به گزارش New Sitetist، محققان ۵۳۲ جمجمه انسان و ۱۴ گونه و زیرگونه از میمون‌های امروزی را که در موزه‌ها نگهداری می‌شوند، مورد بررسی قرار دادند تا فرضیه آنها را بررسی کنند. از جمله شامپانزه ها، بونوبوها، گوریل ها، اورانگوتان ها و گیبون ها. آنها ۴۶ فاصله دقیق بین نقاط مشخص شده از نظر تشریحی سر و فک را اندازه گرفتند. ۹ مورد از این اندازه ها مربوط به ناحیه ای بود که چانه را در انسان تشکیل می دهد. سپس این داده ها روی درخت تکاملی گونه قرار گرفتند.

سپس، دانشمندان شکل احتمالی سر و فک آخرین جد مشترک همه میمون ها را بازسازی کردند. سپس، با استفاده از یک مدل ژنتیکی استاندارد، بررسی کردند که آیا تغییرات در هر شاخه تکاملی بیش از آن چیزی است که می‌توان به تنهایی توضیح داد یا خیر.

نتیجه جالب بود: سه ویژگی مرتبط با چانه احتمالاً مستقیماً تحت تأثیر افق میهن طبیعی قرار گرفتند، به این معنی که حضور آنها برای بقا یا تولید مثل مفید بود. اما به نظر می رسد که شش صفت دیگر یا در معرض افق میهن قرار نگرفته اند یا صرفاً محصول جانبی تغییرات دیگر بوده اند.

دانشمندان توضیح می دهند که وقتی اجداد انسان شروع به راه رفتن روی دو پا کردند، قاعده جمجمه آنها خمیده تر شد و صورت به جای جلو، زیر جعبه مغز قرار گرفت. با بزرگتر شدن مغز و تغییر رژیم غذایی، نیاز به دندان های جلویی بزرگ و ماهیچه های جونده قوی کاهش یافت. این تغییرات باعث کوچکتر شدن قسمت پایین صورت و فک شد. در نتیجه، استخوان های فک بالا به عقب حرکت کردند و فک پایین جلوتر از دندان ها باقی ماند. روندی که در نهایت منجر به تشکیل چانه شد.

به عبارت ساده، چانه احتمالاً نتیجه ترکیبی از چندین تغییر عمده در بدن انسان است: بلندتر شدن، مغز بزرگتر و کوچکتر شدن دندان ها. این یافته نشان می دهد که وقتی افق میهن طبیعی یک قسمت از بدن را تغییر می دهد، سایر قسمت ها ممکن است در یک زنجیره تغییر کنند.

به گفته آلسیو ونزیانو از موزه ملی تاریخ طبیعی فرانسه، چانه یک نمونه کلاسیک از “ناسازگاری مستقیم” است. یعنی ویژگی که بدون افق میهن طبیعی مستقیم ظاهر می شود. او می گوید دیدن چنین نمونه هایی همیشه هیجان انگیز است.

در زیست شناسی تکاملی، چنین ویژگی هایی را اسپندل می نامند. کلمه ای برگرفته از معماری اسپندل در معماری به فضاهایی گفته می شود که به طور ناخواسته در نتیجه ساخت عناصر دیگر مانند قوس ها ایجاد می شوند. دانشمندان بر این باورند که ناف انسان و حتی بازوهای کوچک Tyrannosaurus rex ممکن است نمونه هایی از این نوع ویژگی های محیطی باشند.

تحقیقات همچنین نشان می دهد که جمجمه و فک انسان یک سیستم کاملاً یکپارچه هستند. به گفته جیمز دیفریسکو از موسسه فرانسیس کریک، زمانی که افق میهن طبیعی بخشی از سیستم را تغییر می‌دهد، سایر بخش‌ها ممکن است همراه با آن تغییر کنند، حتی اگر هدف اصلی افق میهن نباشند. او می‌گوید: «فقط به این دلیل که ویژگی‌هایی مانند چانه به‌طور مستقل دیده می‌شود، به این معنا نیست که واقعاً به‌عنوان یک موجودیت جداگانه تکامل یافته است».

نتایج این تحقیق در مجله PLOS One منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا