ترندهای روز

چرا هنگام مشاجره مغز ما انگار خاموش می‌شود؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

زومیت: در جریان مشاجرات عاطفی، بدن انسان وارد حالت استرس شدید می شود که با افزایش ضربان قلب، تعریق و ترشح آدرنالین همراه است. در چنین شرایطی، مغز ممکن است رفتار طرف مقابل را به عنوان تهدید تعبیر کند و واکنش های دفاعی را فعال کند.

پدیده سیل عاطفی باعث کاهش موقتی در توانایی همدلی و درک دیدگاه طرف مقابل می شود. با استفاده از تجربیات گذشته، مغز انسان می تواند حتی علائم خنثی را به عنوان نشانه ای از خطر یا طرد به اشتباه تفسیر کند.

در حالت استرس شدید، تفکر فرد از رابطه محور به بقا محور تغییر می کند و واکنش های سریع و هیجانی جایگزین تفکر منطقی می شود. روش‌هایی مانند آگاهی از نشانه‌های بدن، چارچوب‌بندی مجدد شناختی، و فاصله‌گذاری موقت می‌توانند به کنترل این واکنش‌ها کمک کنند.

در موقعیت‌های استرس‌زا، به‌ویژه هنگام مشاجره با افراد نزدیک، واکنش‌های انسان تنها به گفتگو و استدلال منطقی محدود نمی‌شود. در همان زمان، بدن وارد یک وضعیت فیزیولوژیکی خاص می شود. ضربان قلب افزایش می یابد، تنفس سریع تر می شود و سطح هورمون استرس افزایش می یابد. این واکنش‌ها بخشی از یک مکانیسم طبیعی بقا هستند که مغز هنگام مواجهه با تهدیدها فعال می‌شود، حتی اگر تهدید صرفاً کلامی باشد.

تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که در چنین شرایطی، مغز ممکن است به طور موقت توانایی پردازش دقیق احساسات و درک دیدگاه طرف مقابل را کاهش دهد. در نتیجه فرد حالت تدافعی بیشتری پیدا می کند و همدلی و تفکر مشترک جای خود را به واکنش های سریع و گاه تند می دهد. این وضعیت که «سیل عاطفی» نامیده می شود، یکی از دلایل اصلی تشدید اختلافات در روابط انسانی است. در چنین حالتی بدن وارد حالتی شبیه هشدار و بقا می شود; ضربان قلب افزایش می یابد، صورت گرم می شود، بدن عرق می کند، دست ها می لرزند و آدرنالین در خون ترشح می شود. واکنش بدن در این لحظات بسیار شبیه به زمانی است که فرد احساس خطر جدی می کند. مثلاً وقتی چیزی او را تعقیب می کند.

لیزا فلدمن برت، استاد روانشناسی در دانشگاه نورث ایسترن توضیح می دهد که مغز انسان در واقع درون یک “جعبه تاریک و خاموش” به نام جمجمه قرار دارد و هیچ دسترسی مستقیمی به دنیای خارج ندارد.

ترودی میهان، مدرس مرکز روانشناسی و سلامت مثبت در دانشگاه علوم پزشکی و بهداشت، کالج سلطنتی جراحان ایرلند، توضیح می دهد که مغز انسان تنها از طریق اطلاعاتی که از حواس پنج گانه دریافت می کند، قادر به تفسیر وضعیت محیط است و سپس با تکیه بر تجربیات گذشته، معنای این اطلاعات را پیش بینی و تفسیر می کند.

به عنوان مثال، اگر شخصی در حین مکالمه به دور نگاه کند یا سر خود را پایین بیاورد، این رفتار ممکن است به عنوان یک نشانه ساده از فاصله گرفتن یا بازتاب تلقی نشود. در بسیاری از موارد، مغز به طور ناخودآگاه به تجربیات قبلی فرد اشاره می کند و آنها را به تفسیر فعلی وارد می کند. به همین دلیل، یک رفتار خنثی می تواند به عنوان نشانه ای از تهدید یا طرد عاطفی به اشتباه تعبیر شود.

دانشمندان می گویند که اگر فردی بارها در زندگی خود تضاد، طرد یا تجارب آسیب زا را تجربه کرده باشد، مغز او به نوعی “ماشین پیش بینی فوق العاده حساس” تبدیل می شود. سیستمی که با کوچکترین تنش بین فردی به عنوان نشانه ای از خطر برخورد می کند، حتی زمانی که واقعاً وجود ندارد. در واقع مغز در تلاش است از انسان محافظت کند، اما این مکانیسم می تواند روابط را پیچیده کند.

مشکل اصلی این است که وقتی فردی وارد این حالت عاطفی شدید می شود، فکرش خیلی سریع از «ما» به «من» تغییر می کند. همدلی کاهش می یابد و مغز به جای تمرکز بر رابطه، به حالت بقا می رود. در این شرایط فرد بیشتر به دفاع از خود می اندیشد تا درک احساسات طرف مقابل. به همین دلیل است که مردم گاهی در وسط دعوا چیزهایی می گویند یا کارهایی انجام می دهند که بعداً پشیمان می شوند.

ممکن است وسوسه انگیز باشد که تمام این واکنش ها را به گردن ساختار یا رفتار مغز طرف مقابل بیندازیم، اما واقعیت پیچیده تر است.

شرایط فیزیولوژیکی انسان به طور جداگانه کار نمی کند. افراد روی سیستم عصبی یکدیگر تأثیر می گذارند. گاهی می توانند یکدیگر را آرام کنند و گاهی برعکس، تنش را تشدید می کنند. به همین دلیل، هر فرد تا حدودی مسئول اتفاقاتی است که در ذهن و بدن فرد مقابل می افتد.

این موضوع در روابط بین والدین و فرزندان اهمیت بیشتری پیدا می کند. والدین معمولاً تحت فشار زیادی هستند و هنگامی که کودک رفتار چالش برانگیزی از خود نشان می دهد، مفیدترین پاسخ معمولاً کنجکاوی است. یعنی والدین باید از خود بپرسند: پیام این رفتار چیست؟ کودک واقعاً چه چیزی را می خواهد بیان کند؟

هدف از این روش سرکوب احساسات نیست. تحقیقات نشان می دهد که سرکوب احساسات معمولا وضعیت را بدتر می کند و حتی می تواند شدت سیل عاطفی را افزایش دهد. هدف اصلی گسترش دامنه تفسیرها و واکنش های ممکن است تا مغز تنها به یک برداشت منفی محدود نشود.

راه حلی برای کاهش تنش: فاصله گذاری

وقتی هیچ یک از این روش ها کار نمی کند، شاید ساده ترین راه حل موثرترین باشد: ترک موقت فضا.

البته رفتن با عصبانیت به معنای نادیده گرفتن طرف مقابل یا به کوبیدن در نیست. محققان توصیه می کنند که زوج ها یا اعضای خانواده از قبل روی کلمه یا عبارتی به توافق برسند که به این معنی است: “الان باید کمی وقت بگذارم، اما شما را ترک نمی کنم.”

این فاصله باید واقعی باشد و حداقل 20 دقیقه طول بکشد. زمان کافی برای خارج شدن بدن از حالت هوشیاری و کاهش ضربان قلب و سطح هورمون های استرس است. همچنین بهتر است انسان در این مدت کاری کند که واقعاً حواس او را پرت می کند; به دعوا در سر خود ادامه ندهید زیرا این می تواند واکنش استرس را طولانی تر کند.

برای افرادی که تشخیص وضعیت فیزیولوژیکی خود دشوار است، فناوری بیوفیدبک می تواند مفید باشد.

فاصله برای والدین نیز مفید است. اگر والدین احساس کنند که کنترل عاطفی خود را از دست داده اند، فاصله کوتاهی می گیرند و به کودک توضیح می دهند که هدف آن تنبیه نیست، بلکه آرامش است، الگوی سالم تری نسبت به ادامه مشاجره در حالت عصبانیت خواهد بود.

برای افرادی که تشخیص وضعیت فیزیولوژیکی خود دشوار است، فناوری بیوفیدبک می تواند مفید باشد.

جان گاتمن و جولی گاتمن، دو محقق مشهور روابط که دهه‌ها رفتار زوج‌ها را مطالعه کرده‌اند، در آزمایشگاه خود از دستگاه‌های ساده‌ای استفاده کردند که روی انگشت قرار می‌گیرد و ضربان قلب و سطح اکسیژن خون را اندازه‌گیری می‌کند. آنها با کمک این وسایل بررسی می کردند که در هنگام مشاجره دقیقاً چه اتفاقی در بدن افراد می افتد. این محققان بعداً پیشنهاد کردند که افراد می توانند از ابزارهای مشابه در خانه استفاده کنند تا متوجه وضعیت بدن خود شوند و قبل از اینکه سیل احساسی شدید شود، خود را آرام کنند.

ذکر این نکته ضروری است که راه حل های ذکر شده به معنای اجتناب از تعارض نیست. اختلاف و تنش جزء لاینفک روابط انسانی در زندگی شخصی، خانوادگی و شغلی است و رفع کامل آنها نه ممکن است و نه مطلوب. هدف اصلی این است که فرد حتی در بحبوحه موقعیت های استرس زا تا حد امکان آرامش و هوشیاری خود را حفظ کند و اجازه ندهد همدلی به طور کامل از بین برود، حتی زمانی که واکنش های طبیعی مغز منجر به دفاع یا فرار می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا