ترندهای روز

از اتاق‌های پشتی تا برزخ ذهن؛ چرا فضاهای لیمینال ترسناک هستند؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

زومیت: در چند سال گذشته، دنیای مجازی مملو از تصاویر آشنا از فضاهای لیمینال شده است: محیط هایی که کمی رویایی به نظر می رسند، حال و هوای مالیخولیایی دارند، شاید عجیب و آشنا و اغلب حتی به طرز ناراحت کننده ای ترسناک.

اما این تصاویر که روزگاری تنها در گوشه ای از فضای آنلاین دیده می شد، حالا با فیلم «اتاق های پشتی» به جریان اصلی رسیده است. در این فیلم، صاحب یک فروشگاه مبلمان در بحران و درمانگرش به هزارتوی بی‌پایان و آشفته اتاق‌های حاشیه‌ای در زیرزمین فروشگاه برخورد می‌کنند.

هیچ تعریف دقیقی از فضای لیمینال وجود ندارد، اما وقتی با آن روبرو می شوید آن را می شناسید. راهروهای کشیده، اتاق‌هایی با نورپردازی وهم‌آور و فضاهای باز ناآرام از نشانه‌های رایج این فضاها هستند و تقریباً هیچ‌کدام از آن‌ها افراد یا موجودات زنده را در خود ندارند، هرچند گاهی رگه‌های ظریفی از حضور قابل مشاهده است.

جمله معروفی هم هست که می گوید: «فضای برزخی، زمان بین آنچه بود و آنچه در پیش است» است. مکانی برای گذار، انتظار و ندانستن. فضای مرزی جایی است که همه دگرگونی ها در آن رخ می دهند، اگر ما یاد بگیریم که صبر کنیم و اجازه دهیم آنها به ما شکل دهند.

این توصیف به خوبی با مفهوم «محدودیت» در انسان شناسی پیوند دارد. این اصطلاح برای وضعیت مبهم یا گیج کننده ای استفاده می شود که در انتقال از یک مرحله به مرحله بعدی تجربه می کنیم. شاید به همین دلیل است که بسیاری از فضاهای حاشیه ای که می بینیم همان مکان هایی هستند که ممکن است در رفت و آمدهای روزانه خود با آنها سر و کار داشته باشیم، از جمله راهروها، اتاق های انتظار، آسانسورها، راه پله ها و جاده های باز.

علاوه بر این، حس نوستالژی نقش مهمی ایفا می کند، زیرا با مرور تصاویر منتشر شده از فضاهای لیمینال، می توان دریافت که اغلب زیبایی شناسی دهه های 1980 و 1990 را به نمایش می گذارد. آن دوران برای کاربران هزار ساله اینترنت که در همان سال ها بزرگ شده اند، تا حدودی آشنا و دور به نظر می رسد.

ترسناک بودن فضاهای مرزی از جایی شروع می شود که دو احساس متناقض در آن واحد به هم می رسند. آشنایی و ترس. از نظر بصری، تصاویر اغلب زیبا و دیدنی هستند، اما در زیر این ظاهر آرام، ناآرامی خاموشی وجود دارد. در سال 2022، دو روانشناس از دانشگاه کاردیف در ولز این پدیده را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که احساس ناخوشایند ما اساساً به دلیل اثر “دره غیرعادی” است. همان مفهومی که باعث می شود عروسک ها، عروسک گردان ها، دلقک ها و روبات های فوق واقع گرایانه کمی ترسناک به نظر برسند.

دره غیرعادی به موقعیتی اشاره دارد که در آن چیزی بسیار قابل پیش بینی و عمیقاً ناآشنا به نظر می رسد و در نتیجه باعث انزجار می شود. انسان ها معمولاً جذب یک ویژگی آشنا مانند لبخند می شوند، اما نشانه ای ناآشنا مانند چشم های بی جان عروسک دفع می شوند و این برخورد دوگانه ناهماهنگی شناختی و احساس ناراحت کننده ای ایجاد می کند.

فرضیه دره غیرعادی معمولاً در مورد انسان یا موجودات شبیه انسان به کار می رود، اما محققان کاردیف بررسی کردند که آیا چنین تأثیری را می توان در محیط های ساخته شده نیز یافت.

در این آزمایش، دانشمندان ده ها دانش آموز را در مقابل بیش از 100 تصویر از فضای فیزیکی قرار دادند. فضاهای واقعی یا مصنوعی که قبلاً به عنوان فضاهای مرزی، ترسناک یا مبهم طبقه بندی می شدند. محققان همچنین چندین ویژگی را در این تصاویر ثبت کردند، از جمله جابجایی ویژگی ها، عدم وجود ویژگی ها، نورپردازی، پوشش، تکرار ویژگی ها، نوع فضا و اندازه های غیر معمول. پس از مشاهده تصاویر، از شرکت کنندگان در مورد حساسیت های شخصی و احساس آنها در مورد تصاویر سؤال شد.

در نتیجه، مشخص شد که احساس توهم از انحراف الگوهای آشنا ناشی می شود. به عبارت دیگر، فضاهای فیزیکی به طرز عجیبی مرتبط و آشنا بودند، مانند راهروی تکراری هتل، فرودگاه خالی، یا زیرزمینی تاریک و کثیف، اما تصویر چیزی ناآشنا را نیز نشان می‌داد. نورپردازی “بد” به نظر می رسید، هیچ فردی در یک فضای عمومی وجود نداشت و نسبت ها غیر واقعی به نظر می رسید. در پایان مطالعه، محققان به این نتیجه رسیدند که “وحشت یک واکنش کلی به انحراف از الگوهای آشنا است”. در نتیجه، این احساسات متناقض به سختی در درون ما جای می گیرند و احساس معروف «بیرون پریدن» را برمی انگیزند.

این توضیح نشان می دهد که چرا فیلم Backrooms در ژانر ترسناک روانشناختی قرار دارد. حس کار هم به شدت آشنا و هم کاملاً ناآشنا است. مثل یک رویای آزاردهنده که هر چقدر هم که تلاش کنید نمی توانید دقیقاً به یاد بیاورید. مردم با چنین تصاویری ارتباط برقرار می‌کنند و متوجه می‌شوند که بیشتر ترس‌هایی که وجود دارند، ترس‌هایی هستند که خودشان دنیای درونی خود را بر آن فرافکنی می‌کنند. مثل فردی که در محرومیت حسی به دنبال صداهای تصادفی می گردد و از آنچه در ضمیر ناخودآگاهش است برای معنا بخشیدن به او استفاده می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا