برای کاهش مصرف بنزین، گران کردن راه حل مناسبی نیست؛ راه را گم نکنیم

این روزها موضوع افزایش احتمالی قیمت بنزین با هدف مدیریت مصرف، به بحث روزانه کارشناسان، دغدغه مسئولان و تیتر بزرگ رسانه ها تبدیل شده است. همان محصولی که تقریبا هر بار افزایش قیمت آن بحران های فراوان و گاه خونینی را برای ایران به همراه داشته است.
افق میهن، اکنون در شرایطی که منطقه با ناامنی و تهدیدهای مستمر مواجه است و اقتصاد کشور تحت فشار جنگ، تحریم و محدودیت های مالی است، بنزین دیگر تنها یک فرآورده نفتی یا مصرفی نیست، بلکه به سرمایه راهبردی و بخشی از امنیت ملی تبدیل شده است و منطقی است که انتظار داشته باشیم دولت مصرف خود را مدیریت کند.
روزنامه اعتماد نوشت: بر اساس آمار در حال حاضر مصرف روزانه بنزین در کشور حدود 140 میلیون لیتر است و با روند کنونی پیش بینی می شود طی ماه های آینده مصرف روزانه به 162 میلیون لیتر و کسری به 33 میلیون لیتر به دلیل کمبود تولید داخلی برسد که باید با هزینه بالایی وارد کشور شود.
از این رو هر لیتر بنزینی که امروزه صرفه جویی می شود نه تنها هزینه های اقتصادی کشور را کاهش می دهد، بلکه ظرفیت بیشتری برای حمایت از تولید، حمل و نقل، خدمات عمومی و مدیریت بحران فراهم می کند. از این منظر هدف از کاهش مصرف روزانه 13 میلیون لیتر بنزین معادل حدود 11 درصد مصرف کشور، یک ضرورت ملی است نه صرفاً یک طرح اقتصادی.
در گذشته معمولاً افزایش قیمت سوخت به عنوان سریع ترین وسیله کنترل مصرف به شمار می رفت، اما شرایط کنونی کشور چنین امکانی را محدود کرده است. به گفته بسیاری از کارشناسان، هرگونه افزایش قیمت بنزین در فضای جنگ و فشارهای معیشتی می تواند آثار اجتماعی و روانی گسترده ای در جامعه برجای بگذارد و هزینه هایی فراتر از منافع اقتصادی آن ایجاد کند. بنابراین سیاست امروز باید مبتنی بر اصل مدیریت مصرف بدون افزایش قیمت باشد. اگرچه هدفی دشوار است، اما با مجموعه اقدامات مدیریتی، فنی و فرهنگی کاملاً قابل دستیابی خواهد بود.
اولین محور این استراتژی کاهش نیاز به استفاده از خودروی شخصی است. هیچ کشوری تنها با توصیه های اخلاقی موفق به کاهش مصرف سوخت به طور پایدار نشده است. اما همیشه جایگزین مناسبی برای سفر با ماشین شخصی ارائه کرده است. توسعه حمل و نقل عمومی به ویژه شبکه های ریلی شهری و حومه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است. امروزه خطوط ریلی موجود در مسیرهایی مانند تهران-کرج، تهران-پرند، تهران-ورامین و سایر شهرهای اقماری ظرفیت هایی هستند که هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته اند. افزایش تعداد خودروها، کاهش فاصله زمانی قطارها و بهبود دسترسی شهروندان به ایستگاه ها می تواند هزاران خودروی تک سرنشین را از خیابان ها خارج کند.
در کنار حمل و نقل ریلی، نوسازی و تقویت ناوگان اتوبوسرانی باید در اولویت قرار گیرد. حتی استفاده موقت از اتوبوس های استاندارد فرسوده در مقایسه با تاخیر چند ساله در خرید ناوگان جدید اقدام منطقی تری است. هر اتوبوس شهری که جایگزین ده ها خودروی شخصی شود، صدها لیتر بنزین در روز صرفه جویی می کند.
علاوه بر این، توسعه استفاده از سوخت های جایگزین بنزین و CNG (گاز طبیعی فشرده) که استفاده از آنها در این سال ها مورد غفلت جدی قرار گرفته است را نباید فراموش کرد. این سوخت هم از نظر ارزانی و هم از نظر در دسترس بودن بسیار مقرون به صرفهتر از بنزین است و گسترش استفاده از آن از طریق مشوقهای مالی مؤثر در شرایط کنونی راهی فوری برای کاهش مصرف بنزین است.
قیمت CNG هم اکنون کیلویی 650 تومان و پرکردن باک خودرو بنزینی تنها 10 هزار و 400 تومان است. در مقایسه، قیمت باک 60 لیتری بنزین با قیمت 1500 تومان، 8.6 برابر بیشتر از آن خواهد بود. این اختلاف قیمت در باک 60 لیتری بنزین 5000 تومانی به 28.8 برابر می رسد.
همچنین وجود حدود 2300 نقطه عرضه CNG و تردد 4.5 میلیون خودروی دوگانه سوز در کشور که همگی دارای سهمیه موازی بنزین هستند، فرصت مناسبی برای کاهش مصرف بنزین فوری و چشمگیر ایجاد کرده است.
به همین دلیل دولت باید طرح اخیر وزارت نفت برای ارائه CNG رایگان در 1000 جایگاه را به تمام جایگاههای کشور و همچنین تسریع در هزینه دوگانه سوز شدن انواع خودروها به صورت رایگان تعمیم دهد.
محور دوم مدیریت تقاضای سفر است. در بسیاری از سازمان های دولتی، شرکت های بزرگ و مراکز خدماتی نیازی به حجم قابل توجهی از ترافیک نیست. تجربه سال های اخیر نشان داده است که بخش مهمی از فعالیت های اداری، آموزشی و خدماتی را می توان از راه دور یا به صورت ترکیبی انجام داد. اگر تنها بخشی از کارمندان دولت دو روز در هفته از راه دور کار کنند، میلیون ها سفر شهری حذف می شود. از سوی دیگر، سازمان های دولتی، نهادهای عمومی و شرکت های بزرگ می توانند با راه اندازی سرویس های حمل و نقل مشترک، بخش قابل توجهی از خودروهای شخصی کارکنان را از چرخه ترافیک روزانه حذف کنند. این سیاست علاوه بر کاهش مصرف سوخت به روان شدن ترافیک و کاهش آلودگی هوا نیز کمک می کند.
محور سوم اصلاح مدیریت شبکه توزیع سوخت است. خوشبختانه کشور دارای زیرساخت کارت هوشمند سوخت است. ظرفیتی که می تواند فراتر از یک ابزار توزیع، به یک سیستم مدیریت مصرف تبدیل شود. محدودیت استفاده از کارت های رایگان و تاکید بر استفاده از کارت های شخصی باعث شفافیت بیشتر رفتار مصرف کنندگان می شود. همچنین با استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها و فناوری هوش مصنوعی می توان کارت های اجاره ای، الگوهای غیرعادی سوخت گیری و مسیرهای قاچاق احتمالی را شناسایی کرد.
محور چهارم ارتقای بهره وری ناوگان موجود است. مصرف سوخت بخش قابل توجهی از خودروهای کشور به دلیل فرسودگی یا نگهداری نادرست بسیار بیشتر از حد استاندارد است. اجرای طرح ملی دقیق معاینه فنی، تنظیم موتور، تعویض قطعات فرسوده و کنترل سیستم های آلایندگی می تواند بدون نیاز به سرمایه گذاری سنگین، مصرف سوخت میلیون ها خودرو را کاهش دهد. حتی کاهش چند درصدی مصرف هر خودرو منجر به صرفه جویی میلیون ها لیتر بنزین در ماه در مقیاس ملی خواهد شد. در نتیجه لازم است دولت در بازرسی خودروها با جدیت بیشتری برخورد کند و با جدیت بیشتری عمل کند.
در این زمینه تسریع در خروج خودروهای بسیار فرسوده به ویژه تاکسی، وانت و خودروهای خدماتی بسیار مهم است.
مدیریت هوشمند ترافیک را نیز نباید نادیده گرفت. بخش قابل توجهی از بنزین کشور در ترافیک سنگین و توقف طولانی خودروها مصرف می شود. همگام سازی چراغ های راهنمایی، اصلاح هندسی تقاطع ها، اطلاع رسانی مسیرهای جایگزین و محدودیت تردد وسایل نقلیه سنگین در ساعات اوج بار می تواند علاوه بر کاهش زمان سفر، مصرف سوخت را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
اما شاید مهمترین جنبه این استراتژی مشارکت مردم باشد. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که در شرایط سخت، سرمایه اجتماعی و روحیه همبستگی ملی بزرگترین پشتوانه کشور است. همانطور که در سال های دفاع مقدس مردم با احساس مسئولیت ملی در کنار یکدیگر ایستادند، امروز نیز می توانیم از همین سرمایه اجتماعی برای مدیریت مصرف انرژی استفاده کنیم. کمپین هایی مانند «سه شنبه های بدون خودرو»، «همراهی با همکاران»، «یک خودرو برای خانواده در روزهای کاری» یا استفاده بیشتر از وسایل حمل و نقل عمومی اگر با اطلاع رسانی مناسب و مشارکت رسانه ای همراه باشد، می تواند به یک حرکت اجتماعی گسترده تبدیل شود.
با نگاهی گذرا به وضعیت تردد خودروها به ویژه در شهرها می توان دریافت که خودروهای زیادی به صورت تک سرنشین در حال حرکت هستند. البته این مشارکت زمانی پایدار خواهد بود که مردم احساس کنند دولت هم رفتار خود را اصلاح می کند. کاهش مصرف سوخت در ناوگان دولتی، حذف سفرهای غیرضروری مدیران، کنترل مأموریت های اداری، شفافیت در مدیریت انرژی و برخورد قاطع با قاچاق این پیام را می دهد که صرفه جویی یک مسئولیت مشترک است نه صرف مطالبه مردم.
واقعیت این است که کاهش کلی مصرف روزانه بنزین نه با تصمیم و نه بخشنامه محقق می شود. این هدف نیازمند یک بسته سیاستی هماهنگ است. بسته ای که از یک سو موجب تقویت حمل و نقل عمومی و از سوی دیگر کاهش مصرف غیرضروری، افزایش راندمان خودروها، اجرای مدیریت هوشمند سوخت و در نهایت حضور مردم به عنوان شرکای اصلی این حرکت ملی به میدان خواهد بود. تجربه نشان می دهد که نگاه به راه حل افزایش قیمت بدترین راه برای مدیریت مصرف بنزین است. راه را گم نکن.










