رفع اتهام از گرگ تاسمانی؛ نماد انقراض استرالیا اصلاً توانایی شکار گوسفندان را نداشت

بررسی جمجمه گرگ تاسمانی ثابت می کند که فک این حیوان توانایی شکار گوسفند را نداشته است. بنابراین انسان ها بر اساس یک اتهام واهی این شکارچی را نابود کردند.
انقراض گرگ تاسمانی اکنون به طور فزاینده ای به عنوان یک تراژدی زیست محیطی شناخته می شود. اکنون، شواهدی که در یک مطالعه جدید یافت شده است نشان میدهد که حتی اتهام اصلی علیه این جانور، یعنی کشتن گوسفند، احتمالاً بیاساس بوده است. زیرا ساختار آرواره های گرگ تاسمانی برای شکار و خوردن طعمه هایی با این اندازه مناسب نبود.
گرگ تاسمانی یا تیلاسین (Thylacinus cynocephalus) زمانی در بخش وسیعی از استرالیا زندگی میکرد، اما با ورود اروپاییها به این قاره، به بزرگترین شکارچی کیسهدار باقیمانده در این سرزمین تبدیل شد و دامنه پراکنش آن به جزیره تاسمانی محدود شد.
مهاجران اروپایی گرگ تاسمانی را یک آفت می دانستند و آن را به کشتن گوسفندان متهم می کردند که یکی از صنایع اصلی تاسمانی در قرن 19 و اوایل قرن 20 بود. در نتیجه، از سال 1830 تا 1908، جوایزی برای پوست گرگ تاسمانی تعیین شد. زمانی که نگرش ها تغییر کرد و حفاظت از این شکارچی راس مهم شد، دیگر خیلی دیر شده بود.
طبق گزارش IFL Science، آخرین گرگ شناخته شده تاسمانی در سال 1936 در باغ وحش بوماریس در تاسمانی مرد. با وجود گزارش های مکرر از زنده ماندن این موجود در مناطق دورافتاده جزیره، هیچ مدرکی به شکل استخوان، مدفوع یا DNA برای تایید زنده ماندن آن یافت نشد.
تیلاسین ها حتی قبل از شروع شکار جمعیت کمی داشتند و تنوع ژنتیکی محدود آنها خطر انقراض را افزایش می داد. با این حال، به گفته محققان، درک عمومی از این حیوانات بدنام به عنوان شکارچی گوسفند نقش تعیین کننده ای در سرنوشت آنها داشت.
فک برای گرفتن طعمه های کوچک
پروفسور Vera Weisbecker از دانشگاه فلیندرز معتقد است که حتی اگر تیلاسین ها فراوان تر بودند، نمی توانستند گوسفندهای بالغ را شکار کنند. ویزبکر در بیانیهای گفت: یافتههای جدید ما در مورد تغذیه گرگ تاسمانی با افسانههایی که این حیوان را به سمت انقراض سوق دادند، در تضاد است.
تیلاسین ها اغلب با شکارچیان نیمکره شمالی مانند گرگ، شغال و روباه که از اعضای خانواده سگ سانان هستند مقایسه می شدند. این شباهت حتی در نام گونه، Cynocephalus (Cynocephalus) که به معنای “سر سگ” است، منعکس شده است. با این حال، 160 میلیون سال از جدایی تکاملی گرگ ها و تیلاسین ها می گذرد و شباهت آنها، اگر کاملا تصادفی نباشد، بیشتر نتیجه انطباق با شرایط اکولوژیکی مشابه بوده است.
دکتر داگلاس رووینسکی، یکی از اعضای تیم تحقیقاتی، میگوید که وزن متوسط گرگ تاسمانی تنها حدود نصف وزن گرگ معمولی بود، اما جمجمه آن تقریباً به اندازه وزن گرگ خاکستری بود. با این حال، پوزه گرگ تاسمانی، برخلاف پوزه قدرتمند گرگ، بلند و باریک و تقریباً ظریف بود. یعنی بیشتر شبیه پوزه روباه یا شغال بود.
آرواره های بلند بیشتر برای شکار طعمه های کوچک مناسب است. وایسبکر توضیح میدهد که هرچه فک بلندتر باشد، هنگام گاز گرفتن سریعتر حرکت میکند و در نتیجه ضربه قویتری ایجاد میکند. احتمالاً جمجمه بزرگ گرگ تاسمانی به این موجود اجازه می دهد تا در برابر نیروهای چنین نیش مقاومت کند.
اما چنین اقتباسی با توانایی نگه داشتن طعمه های بزرگی که با یک نیش قابل کشتن نیست متفاوت است و گرگ تاسمانی احتمالا نمی توانست این کار را انجام دهد. حتی نزدیکترین نمونه برای مقایسه با آرواره گرگ تاسمانی ممکن است یک تمساح کوچک باشد، نه هر پستاندار زنده دیگری.
گوسفندان بالغ احتمالاً در فهرست طعمه گرگ های تاسمانی نبودند، اما ویزبکر می گوید که ممکن است تهدیدی برای بره ها باشند، حداقل بره هایی که والدینشان از آنها مراقبت نمی کردند. او میگوید: «گاهی اوقات وقتی حیوانی درمانده میشود، چیزهایی را میخورد که معمولاً به آنها نمیخورد. با این حال، گرگ تاسمانی در شکار حیوانی کمیاب به حساب می آمد و حتی اگر گاه به گاه حملاتی صورت می گرفت، آنطور که ادعا می شد تهدیدی نبود.
هنگامی که تیلاسین ها در سرزمین اصلی استرالیا زندگی می کردند، تمرکز تکاملی آنها بر طعمه های کوچکتر بود، احتمالاً به شکلی از اشتراک منابع با Thylacoleo carnifex یا “شیر کیسه ای”. با وجود اینکه اندکی بزرگتر از تیلاسین بود، آرواره های Thylaculeo به طور قابل توجهی متفاوت بود و به آن اجازه می داد چندین برابر اندازه خود طعمه بگیرد.
به گفته Weisbecker، در تاسمانی احتمالاً هیچ دلیلی برای تکامل توانایی شکار طعمه های بزرگتر وجود ندارد. تنها emusها و شاید بزرگترین کانگوروها از توان گرگ تاسمانی خارج بودند و در چنین شرایطی، تخصص در شکار حیوانات کوچکتر و فراوانتر مانند باندیکوت، ساردین و والابی منطقی تر بود.
ویزبکر متاسف است که باغ وحش بوماریس سوابق دقیقتری یا فیلمهایی با وضوح بالا از نحوه تغذیه تیلاسینهای اسیر ندارد. با این حال، بعید است که تیلاسین ها به دلیل تغذیه از تکه های گوشت بزرگتر از آنچه که می توانستند منقرض شوند. زیرا این حیوانات مدت قابل توجهی در اسارت زنده ماندند.
استرالیا بیش از هر کشور دیگری در دو قرن اخیر شاهد انقراض پستانداران بوده است، اما تعداد کمی از حیوانات به اندازه گرگ تاسمانی به یاد ماندنی بوده اند. افرادی که زمانی برای شکار این حیوان جایزه تعیین می کردند، امروزه از تصویر آن به عنوان نماد تیم های ورزشی استفاده می کنند، از آن در تبلیغات گردشگری استفاده می کنند و حتی برای آثار هنری از گرگ تاسمانی الهام می گیرند.
شاید تنها میراث مثبت انقراض گرگ تاسمانی افزایش آگاهی از حفاظت از محیط زیست باشد. میراثی که اکنون با آشکار شدن اتهام بی اساس کشتن گوسفندان، معنای جدیدی به خود می گیرد.
این تحقیق در مجله دسترسی آزاد Nature Communications منتشر شده است.
منبع: زومیت