فرسایش خاموش بازار کار؛ چرا بحران اشتغال عمیقتر از آمار بیکاری است؟

در سال 1404 بازار کار ایران بیشتر از کاهش کیفیت اشتغال، کاهش مشارکت اقتصادی و تضعیف انگیزه سرمایه گذاری متاثر از افزایش بیکاری بود. گزارش جدید مرکز پژوهش های اتاق بازرگانی ایران به تشریح پنج کانال انتقال اثرات سه شوک بزرگ سال گذشته به بازار کار پرداخته است.
افق میهن به نقل از اکو ایران، بازار کار معمولاً آخرین بخش اقتصاد است که وارد بحران می شود و همچنین آخرین قسمتی است که از آن خارج می شود. به همین دلیل تغییرات آن بیش از آنکه منعکس کننده یک رویداد یکباره باشد، نتیجه انباشت شوک هایی است که در طول زمان وارد اقتصاد شده است. گزارش جدید مرکز پژوهش های اتاق بازرگانی ایران در مورد اثرات تکانه های سال 1404 بر بازار کار نیز از همین زاویه به موضوع نگاه می کند. این گزارش نشان می دهد که اقتصاد ایران در سال 1404 نه با یک بحران، بلکه با سه شوک متوالی مواجه شد: جنگ 12 روزه ابتدای سال، بحران اجتماعی. دی ماه و جنگ 40 روزه آخر سال. اما آنچه بیش از خود این اتفاقات بر بازار کار فشار وارد کرده، نحوه انتقال آثار آن به تصمیمات روزمره خانوارها و بنگاه های اقتصادی است.
اقتصادی که قبل از جنگ آسیب پذیر بود
در این گزارش تاکید شده است که تکانه های سال 1404 بر بستری از آسیب های قدیمی وارد شده است. بیش از پانزده سال است که اقتصاد ایران با تحریم ها، تورم مزمن، نوسانات شدید ارز، کاهش سرمایه گذاری و رشد اقتصادی دست و پنجه نرم می کند. در چنین شرایطی، افق تصمیم گیری شرکت ها کوتاه شده، سرمایه گذاری جای خود را به مدیریت بقا داده و بخش زیادی از اشتغال به سمت خدمات و فعالیت های مرتبط با اینترنت رفته است. بنابراین شوک های سال 1404 آغاز بحران نبود، بلکه تشدید روندی بود که سال ها شکل گرفته بود.
پنج کانال انتقال شوک به بازار کار
مهم ترین نکته گزارش این است که آثار جنگ و بحران تنها در قالب افزایش بیکاری ظاهر نمی شود و پنج کانال را شناسایی کرده است که تکانه های سال 1404 از طریق آن به بازار کار منتقل شده است.
اولین کانال، اختلال در زیرساخت دیجیتال است. اقتصاد ایران در سال های اخیر به طور قابل توجهی به اینترنت وابسته شده است. فروشگاه های آنلاین، رانندگان تاکسی اینترنتی، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، آموزش مجازی، دورکاری و حتی بسیاری از مشاغل سنتی برای دریافت پرداخت از طریق دستگاه های کارتخوان به اینترنت وابسته هستند. از این رو، اختلالات گسترده اینترنت نه تنها ارتباطات را مختل کرد، بلکه مستقیماً درآمد و اشتغال را هدف قرار داد و برخی از فعالیت های اقتصادی را متوقف کرد.
کانال دوم کاهش مشارکت نیروی کار است. در شرایط نامشخص، بسیاری از افراد حتی از جستجوی شغل منصرف می شوند. در جنگ 12 روزه و 40 روزه ترس از ناامنی، تعطیلی مراکز کار و افزایش هزینه کاریابی باعث شد تا برخی از متقاضیان بازار کار را موقتاً ترک کنند. بر اساس داده های این گزارش، جمعیت غیرفعال کشور از حدود 38.7 میلیون نفر در بهار 1404 به حدود 40 میلیون نفر در زمستان همان سال رسیده است. این نشان می دهد که کاهش فشار بر نرخ بیکاری لزوماً به معنای بهبود بازار کار نیست، بلکه برخی افراد دیگر به دنبال شغل نیستند و در آمار بیکاری لحاظ نمی شوند. این گزارش حاکی از آن است که این وضعیت در میان زنان و جوانان شدیدتر است.
کانال سوم تغییر رفتار کارفرمایان است. زمانی که آینده اقتصاد نامشخص است، شرکت ها معمولا از اشتغال رسمی و بلند مدت دوری می کنند. در عوض، قراردادهای پروژه محور، ساعتی و روزمزد جایگزین استخدام دائمی می شود و کاهش ساعات کار به جای تعدیل دسته جمعی در دستور کار قرار می گیرد. این تغییر در آمار اشتغال ناقص نیز دیده می شود. سهم بیکاری از 6.6 درصد در بهار 1404 به 8.2 درصد در زمستان همان سال رسیده است. این روند نشان می دهد که بازار کار قبل از افزایش بیکاری کیفیت اشتغال را از دست می دهد و به سمت مشاغل ناپایدار می رود.
کانال چهارم شوک قیمت و کاهش قدرت خرید است. افزایش نرخ ارز، افزایش هزینههای تولید و افزایش انتظارات تورمی باعث افزایش هزینههای معیشت خانوارها شد، در حالی که دستمزد براساس شرایط پایان سال 1403 تعیین شد و امکان تعدیل با تورم سال 1404 را نداشت، بنابراین حتی بسیاری از افرادی که شغل خود را حفظ کردند نیز با کاهش درآمد واقعی و کاهش قدرت خرید مواجه شدند. به عبارت دیگر، بحران بازار کار تنها به از دست دادن شغل محدود نشد، بلکه معیشت کارگران را تحت فشار قرار داد.
کانال پنجم شوک روانی و انتظارات. همزمانی سه بحران در یک سال اعتماد سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی را تضعیف کرد. در نتیجه بخشی از منابع مالی به جای سرمایه گذاری در تولید و ایجاد اشتغال به سمت دارایی هایی مانند ارز، طلا و مسکن سوق پیدا کرد. از سوی دیگر، بسیاری از کارآفرینان توسعه کسب و کار و استخدام کارکنان جدید را به تعویق انداختند و خانوارها نیز مصرف خود را کاهش دادند. این چرخه رکود را عمیق تر می کند و ظرفیت اقتصاد را برای ایجاد فرصت های شغلی جدید محدود می کند.
بیکاری تنها شاخص بازار کار نیست
یکی از مهم ترین پیام های این گزارش این است که وضعیت بازار کار را نباید تنها با نرخ بیکاری سنجید. افزایش جمعیت غیرفعال، رشد بیکاری، کاهش قدرت خرید و گسترش قراردادهای موقت همگی نشانه هایی هستند که قبل از جهش نرخ بیکاری ظاهر می شوند. از این منظر بازار کار ایران پیش از مواجهه با موج گسترده بیکاری وارد مرحله فرسایش تدریجی شده است که در آن امنیت شغلی کاهش، بهره وری نیروی کار کاهش می یابد و انگیزه سرمایه گذاری برای ایجاد فرصت های شغلی جدید تضعیف می شود.
در نهایت این گزارش تصویری از اقتصادی ارائه می دهد که تکانه های سال 1404 تنها یکی از مشکلات آن بود. زمانی می توان بازار کار را احیا کرد که شرکت ها به آینده اعتماد داشته باشند، سرمایه گذاری افزایش یابد و نیروی کار چشم انداز یافتن شغلی پایدار را ببیند. در غیر این صورت، حتی اگر برخی از اثرات مستقیم بحران ها از بین برود، پیامدهای آن در قالب اشتغال ناقص، کاهش مشارکت اقتصادی و کاهش کیفیت مشاغل می تواند سال ها در اقتصاد باقی بماند. به همین دلیل مهم ترین هشدار این گزارش نه افزایش بیکاری امروز، بلکه تضعیف ظرفیت اقتصاد برای ایجاد اشتغال در آینده است.










