مالیات یک جاده دو طرفه است، نمیشود فقط دولت از مردم متوقع باشد!

وحید شقاقی گفت: ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که تعیین مالیات اینفلوئنسرها و فعالان مجازی ربطی به تعداد فالوورهای آنها ندارد. یک نفر ممکن است یک میلیون فالوور در فضای مجازی داشته باشد. هیچ اشتباهی در آن مورد وجود ندارد. مشکل «گردش مالی» است.
افق میهن به نقل از فرارو، در روزهای اخیر بحث اخذ مالیات از اینفلوئنسرها و فعالان فضای مجازی داغ شده است. چندی پیش برخی اینفلوئنسرها از پرداخت مالیات برای فعالیت های مجازی خود ابراز نارضایتی کردند و گفتند چرا باید مالیات بدهند؟ دکتر وحید شقاقی، اقتصاددان و استاد دانشگاه گفت: اگرچه پرداخت مالیات توسط اینفلوئنسرها موضوع عجیبی نیست و دولت می تواند این مالیات را دریافت کند، اما دولت موظف است مالیات های دریافتی خود را شفاف سازی کند و پایه های مالیاتی را مرتباً تنظیم کند. و در همین راستا آهسته. تدریجی
احسان خاندوزی وزیر اقتصاد و دارایی در خصوص اخذ مالیات از وبلاگ نویسان و اینفلوئنسرها گفت: اخذ مالیات از این افراد که بیش از 500 هزار فالوور دارند در بودجه لحاظ شد که 551 کاربر شناسایی و مشمول قانون بودجه سال 1401 شدند که از این تعداد 123 نفر فعال بودند. بیش از 2300 میلیارد تومان درآمد داشته و وزارت اقتصاد به دنبال اجرای قانون است.
اوایل تابستان سال جاری سازمان امور مالیاتی اعلام کرد که برای ۱۲۳ اینفلوئنسر با درآمد دو هزار میلیارد تومانی فرم تکمیلی صادر می کند. اصلاحیه ای که باعث می شود مالیات دریافتی از آنها از 500 میلیارد تومان فراتر رود. البته زودتر در زمستان 2019 اعلام شد؛ افرادی که در فضای مجازی فعال هستند و بیش از 500 هزار فالوور دارند باید مالیات بپردازند. همچنین نمایندگان شورای اسلامی بندي در قانون بودجه سال 1398 تصویب کردند که بر اساس آن درآمد کاربران بالای 500 هزار فالوور در رسانه های کاربر محور (اینستاگرام و تلگرام) مشمول مالیات بر درآمد می شود. همچنین بر اساس ماده 1400 قانون بودجه در خصوص مالیات از فعالیت های اینستاگرامی آمده است که درآمد کاربران با 500 هزار فالوور در رسانه های کاربر محور از تبلیغات مشمول مالیات بر درآمد خواهد بود.
نرخ تبلیغات پست ها و استوری های اینستاگرام در وبلاگ نویسانی که فالوورهای فعال و متعددی دارند گاهی از 150 میلیون تومان هم فراتر می رود. این در حالی است که برخی از فعالان این حوزه معتقدند با توجه به فیلتر شدن اینستاگرام، اخذ مالیات از این شبکه اجتماعی توجیهی ندارد. شهربانو منصوریان ووشوکار ایرانی نیز یکی از افرادی است که برای فعالیت اینستاگرامی خود موظف به پرداخت مالیات است. وی ویدئویی اعتراضی در این باره منتشر کرده و معتقد است که به عنوان یک ورزشکار نباید مالیات وبلاگ نویسی پرداخت کند.
با توجه به این شرایط سوالاتی مطرح می شود که آیا مالیات بر اینفلوئنسرها توجیه اقتصادی دارد و تکلیف دولت ها در قبال مالیاتی که از طبقات مختلف دریافت می کنند چیست؟ وحید شقاقی، اقتصاددان و استاد دانشگاه خوارزمی در گفت وگویی به این سوالات پاسخ داد:
مالیات یک خیابان دو طرفه است
وحید شقاقی گفت: در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که تعیین مالیات برای اینفلوئنسرها و فعالان مجازی ربطی به تعداد فالوورهای آنها ندارد، ممکن است یک نفر در فضای مجازی یک میلیون فالوور داشته باشد، اشکالی ندارد. مشکل «گردش مالی» است، در واقع این نکته مهمی است که باید بررسی کرد، آیا فردی که دارای حساب محبوب و تعداد فالوورهای فعال زیادی است از پلتفرم هایی مانند اینستاگرام درآمد کسب می کند؟ همه افرادی که درآمد دارند و مالیات می دهند، این افراد نیز باید مالیات بدهند، مالیات در همه جای دنیا یا بر درآمد است یا بر ثروت، قانون باید مشخص کند افرادی که کسب و کار خاصی در پلتفرم ها دارند یا از تبلیغات در آن کسب درآمد می کنند. فضای مجازی مشمول مالیات است، اگر فردی درآمد بالایی از فضای مجازی داشته باشد، طبیعتاً باید بخشی از این درآمد را به عنوان مالیات پرداخت کند.»
وی افزود: در حال حاضر دولت بدون انسجام و ارتباط سیستماتیک و بدون انسجام و ارتباط سیستمی، دائماً مبانی مختلف نظام مالیاتی را اضافه می کند و با عناوین مختلف این فعالیت را انجام می دهد و از این منظر توصیه من به دولت این است که این نظام مالیاتی را یکبار برای همیشه اصلاح کنید.تقریباً همه اقتصاددانان معتقدند که دولت باید بر اساس مالیات اداره شود و اصل اقتصاد به کارآمدی درآمدهای مالیاتی دولت بستگی دارد.اما مشکل اینجاست که در بحث مالیات باید کارها انجام شود. اتفاق می افتد که مردم احساس رضایت می کنند، مثلاً در سوئد یا سایر کشورهای اسکاندیناوی، مردم مالیات های سنگینی می پردازند و حتی بیش از 40 درصد از درآمد خود را به مالیات اختصاص می دهند، اما در ازای این پرداخت مالیات، دولت های رفاه اسکاندیناوی خدمات ویژه و برجسته ای را ارائه می کنند. خدمات از یک سو، از سوی دیگر در مورد استفاده از درآمدهای مالیاتی پاسخگو و شفاف هستند، مالیات یک خیابان دو طرفه است نه یک طرفه از دولت به مردم. دولت باید مالیات بگیرد اما در آن سوی جاده باید خدمات ارائه کند و پاسخگوی استفاده از درآمدهای مالیاتی باشد. دولت باید در استفاده از درآمدهای مالیاتی شفاف باشد و کارایی دولت افزایش یابد. مردم می گویند ما به دولتی که مولد نیست مالیات می دهیم و پول ما هدر می رود».
عدم کفایت مالیات و خدمات در کشور
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: دولت باید در ازای مالیاتی که از مردم می گیرد خدمات ارائه کند، به عنوان مثال در کشورهای اسکاندیناوی شاهد «آموزش با کیفیت رایگان» یا «خدمات بهداشتی رایگان و با کیفیت» هستیم. همچنین «خدمات باکیفیت مراقبت از سالمندان»، علاوه بر اینها، خدمات با کیفیت دیگری نیز وجود دارد که دولت از مالیات پرداخت می کند؛ به همین دلایل است که می گویم مالیات یک خیابان دو طرفه است، یعنی درست است که مردم پرداخت می کنند. مالیات می دهند اما به دولتی مالیات می پردازند که با بهترین کیفیت و شفاف ترین و پاسخگوترین شکل ممکن عمل می کند، اتفاقی که در کشور ما می افتد این است که پایه های مالیاتی مدام اضافه می شود، بدون اینکه ارتباط و نظم بین پایه های مالیاتی دیده شود. دولتهای ما هیچ پاسخگویی در مورد هزینههای مالیاتی ندارند و خدماتی را بر اساس مالیات ارائه نمیکنند، این رفتار باعث میشود که مالیات از چشم مردم به عنوان «اخاذی» تلقی شود.»
وی افزود: من مخالف پرداخت مالیات از سوی کسب و کارهای اینترنتی و فعالان پلتفرم نیستم، یعنی اگر فردی از اینستاگرام و امثال آن کسب درآمد کند، بهتر است مالیات بدهد، اما به شرطی که پایه های مالیاتی ما نیز کافی باشد. نظم و انسجام داشتن در حال حاضر دولت تحت فشار است و درآمد دولت نیز به دلیل فشار تحریم ها کاهش یافته است، بنابراین به مالیات روی آورده و از هر کجا که پیدا کند به دنبال درآمد مالیاتی است. اما بهتر است دولت ابتدا پایه های مالیاتی را به صورت نظام مند و مرتبط تعریف کند یعنی در شرایطی که مالیات بر درآمد تعریف می شود مالیات بر ثروت تعریف نشود متاسفانه در کشور ما همه انواع مالیات ها تعریف شده است و نظم و انسجام و حتی قانون مالیات تصاعدی وجود ندارد و دولت های ما در مصرف درآمدهای مالیاتی نه کارآمدی نشان می دهند و نه شفافیت و پاسخگویی و در نتیجه جاده یک طرفه ای که گفتم در سال ایجاد شده است. اقتصاد ایران. همه اینها باعث می شود مردم و مشاغل با نارضایتی مالیات بپردازند.»
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: پرداخت مالیات چه فایده ای دارد و بخشی از آن با فساد و رانت تبدیل به حیف می شود. این نوع نظام مالیاتی و ناکارآمدی آن در انظار عمومی با روح و روان یک ملت بازی می کند. مشکل بزرگ تعیین مالیات در کشور ما این است که پایه مالیاتی به صورت گسسته تعریف می شود. قانون مالیات واحد ایجاب می کند که پایه های مالیاتی به صورت منظم تشکیل شود. متأسفانه در کشور ما هرجا که دولت بخواهد بلافاصله مالیات می دهد و برای کسب درآمد تلاش می کند. این نوع رفتار دولت در شرایط اقتصادی کنونی که فشار شدیدی از کانال تورم به ملت وارد می شود، به معنای واقعی کلمه مردم را آزار می دهد.»










