مولوی: مقایسه تورم ایران و آمریکا مغالطه است؛ درآمد سرانه ما ۴ هزار دلار است

یک اقتصاددان در گفت و گو با افق میهن؛
یک کارشناس اقتصادی با مقایسه تورم و افزایش حقوق در ایران و آمریکا گفت: مقایسه این دو اقتصاد بدون در نظر گرفتن تفاوت های ساختاری، درآمد سرانه و سابقه تورم اشتباه است. به گفته پیمان مولوی، درآمد سرانه در ایران حدود ۴۰۰۰ دلار، در آمریکا این شاخص حدود ۸۰۰۰۰ دلار است و میانگین بلندمدت تورم دو کشور نیز تفاوت چشمگیری دارد.
به گزارش افق میهن، اظهارات اخیر حجت الله عبدالملکی درباره تورم و وضعیت دستمزد در ایران و آمریکا بار دیگر بحث نحوه ارزیابی سیاست های اقتصادی و تاثیر افزایش حقوق بر معیشت خانوارها را به موضوعی مهم تبدیل کرده است. عبدالملکی با مقایسه تورم ۵ درصدی در آمریکا و عدم افزایش حقوق در آن کشور با تورم ۶۰ درصدی ایران و افزایش حقوق کارگران، این تفاوت را در ارزیابی وضعیت اقتصادی دو کشور نشان داده است. مقایسه ای که از نظر پیمان مولوی، بدون توجه به تفاوت های اساسی دو اقتصاد، مبنای تحلیلی معتبری ندارد.
پیمان مولوی اقتصاددان در گفت و گو با خبرنگار افق میهن با انتقاد از این مقایسه گفت: مقایسه اقتصاد ایران و آمریکا ذاتا ناقص و نادرست است، اقتصاد آمریکا در چهار تا پنج دهه اخیر رشد اقتصادی مستمری را تجربه کرده است و درآمد سرانه آن از حدود ۲۰ هزار دلار به ۰.۰۰۰ دلار افزایش یافته است. از نظر تعداد افراد ثروتمند و میزان ثروت طبقه متوسط از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
وی افزود: در مقابل درآمد سرانه ایران حدود ۴۰۰۰ دلار است که اگر درآمد سرانه کشوری حدود ۴۰۰۰ دلار و درآمد سرانه کشوری دیگر تقریبا ۸۰۰۰۰ دلار باشد، بدون در نظر گرفتن این شکاف و نتیجه گیری از آن نمی توان تورم و دستمزد را مقایسه کرد.
تورم در ایران و آمریکا دو مسیر اقتصادی متفاوت
مولوی با اشاره به تفاوت تاریخچه تورم دو کشور گفت: میانگین تورم آمریکا در چهار دهه گذشته نزدیک به ۲ درصد بوده در حالی که میانگین تورم ایران در همین مدت حدود ۲۵ درصد بوده است. بنابراین شاخص های اقتصادی دو کشور تفاوت های جدی دارند و به نظر من بسیاری از این مقایسه ها بدون در نظر گرفتن پیشینه اقتصادی آنها انجام می شود.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: زمانی که صحبت از افزایش دستمزد می شود باید دید درآمد سرانه در اقتصاد مورد نظر چقدر بوده، سابقه تورم چگونه بوده است و شرایط آزادی اقتصادی چگونه است و صرف مقایسه تورم و افزایش دستمزدها بدون در نظر گرفتن این متغیرها تصویر درستی از وضعیت اقتصادی به دست نمی دهد.
وی با تاکید بر اینکه افزایش دستمزدها در شرایط تورمی باید در چارچوب اقتصاد هر کشور بررسی شود، گفت: اینکه بگوییم وضعیت ما بهتر از کشوری مانند آمریکا است چون حقوق در ایران متناسب با تورم افزایش یافته است، به نظر من بحث درستی نیست و باید قدرت خرید واقعی مردم و شرایط عمومی اقتصاد را بررسی کنیم.
ایران را باید با اقتصادهای مشابه مقایسه کرد
مولوی در پاسخ مستقیم به این بحث که حقوق در ایران متناسب با تورم افزایش می یابد، گفت: به نظر من این استدلال اشتباه و اساساً اشتباه است و برای مقایسه وضعیت اقتصادی ایران باید به کشورهایی که از نظر درآمد سرانه و شاخص های اقتصادی به ما نزدیکتر هستند مراجعه کنیم نه اینکه ایران را با اقتصادی که درآمد سرانه آن چندین برابر است مقایسه کنیم.
وی افزود: اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم باید کشورهایی را با سطح درآمد سرانه و شرایط اقتصادی مشابه بررسی کنیم، نمی توان اقتصاد ایران را با درآمد سرانه حدود ۴۰۰۰ دلار بدون در نظر گرفتن این تفاوت ها با اقتصادی مانند آمریکا که درآمد سرانه آن به حدود ۸۰ هزار دلار رسیده است مقایسه کرد.
این اقتصاددان همچنین به تفاوت دو کشور در شاخص های آزادی اقتصادی اشاره کرد و گفت: در رده بندی آزادی اقتصادی آمریکا در جایگاه بسیار بالاتری قرار دارد در حالی که ایران در انتهای جدول قرار دارد که این تفاوت ها نشان می دهد که دو اقتصاد از نظر ساختار و شرایط فعالیت اقتصادی در وضعیت یکسانی قرار ندارند.
افزایش حقوق به تنهایی معیاری برای بهبود استانداردهای زندگی نیست
مولوی در جمع بندی دیدگاه خود با تاکید بر اینکه ارزیابی وضعیت اقتصادی نباید تنها بر اساس افزایش اسمی حقوق باشد، گفت: در کنار این مقایسه ها، شاخص های اقتصادی و قدرت خرید مردم مشخص است و برای ارزیابی وضعیت معیشتی مردم باید دید واقعا درآمد آنها چقدر کالا و خدمات را پوشش می دهد و صرفاً درصد افزایش حقوق را با درصد افزایش حقوق مقایسه نکنیم.
در این زمینه، از دیدگاه اقتصاددان، افزایش دستمزد متناسب با تورم به تنهایی نمی تواند مبنای مناسبی برای مقایسه عملکرد اقتصادی کشورها باشد. تفاوت در درآمد سرانه، سابقه تورم، ساختار اقتصادی و قدرت خرید واقعی خانوارها متغیرهایی هستند که باید با هم در نظر گرفته شوند.