«کالابرگ» به سرنوشت یارانه دچار و بیاثر شد | سقوط بیشتر معیشت کارگران

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: پول کاغذی الکترونیک عملا تبدیل به یارانه نقدی ناکارآمد شده است و اگر دولت بخواهد با چاپ پول حمایت معیشتی را پیش ببرد باید منتظر موج قوی تری از تورم بود. تنها راه حل بدون تورم، انتقال منابع از دهک های پردرآمد و نهادهای خاص به خانوارهای آسیب پذیر است.
افق میهن، در ماه های اخیر گسل عمیقی بین درآمد و هزینه های زندگی شکل گرفته است. گسلی که سفره جامعه کارگری را در شرایط بحرانی قرار داده است. این در حالی است که مرکز آمار ایران در تازه ترین گزارش خود مدعی کاهش اندک رشد قیمت شده است خرداد 1405، اما نگاهی به زیر این آمار داستان تلخ تری را نشان می دهد. که موتور تورم در بخش مواد غذایی با سرعت بیشتری افزایش یافته است. بر اساس این داده ها در حالی که مرکز آمار تورم ماهانه کل کشور را 5.9 درصد ثبت کرده است، شاخص تورم ماهانه خوراکی ها و آشامیدنی ها عدد 6.8 درصد را نشان می دهد.
عمق این فاجعه معیشتی در تحلیل تورم نقطه ای خود را نشان می دهد. در حالی که در مقابل تورم نقطه ای 88.6 درصد کل کشور، تورم نقطه به نقطه مواد غذایی و آشامیدنی به رقم خیره کننده 133.9 درصد رسیده است. یعنی یک خانواده همان سبد غذایی را تهیه کند خرداد سال گذشته، اکنون باید بیش از دو برابر هزینه داشته باشد. همچنین تحلیل روند بلندمدت نشان میدهد که سطح قیمت مواد غذایی نسبت به سال پایه ۱۴۰۰ جهش ۹.۶ برابری داشته است، در حالی که این شاخص برای همه کالاها و خدمات ۶.۶ برابر بوده است. موضوعی که ثابت می کند بالاترین فشار تورمی مستقیماً بر نیازهای اساسی و روزمره مردم سایه افکنده است.
در بازار مواد غذایی میوه و خشکبار با تورم ماهانه 13.5 درصد پیشتاز قیمت هستند. خرداد در بخش تورم نقطه ای، روغن ها و چربی ها با رکورد 278.4 درصد در صدر قرار دارند. در رده بعد از آنها گوشت قرمز و سفید با تورم 171.5 درصد و لبنیات و تخم مرغ با تورم 151.9 درصد پشت سر آنها حرکت می کنند تا در عمل پروتئین و مواد مغذی از سفره مردم حذف شود.
در همین حال، شورای عالی کار در جلسه 24 اسفند 1404 حداقل سبد معیشت کارگران حدود 45 میلیون تومان برآورد شد. اما در نهایت پایه حقوق سال 1405 را معادل 16 میلیون و 625 هزار و 550 تومان قرار داد که در نهایت با مزایای مزدی در پایان ماه حدود 25 میلیون تومان می گیرد. این رقم ناچیز، در بهترین حالت، کمتر از نیمی از حداقل هزینه های زندگی یک خانوار طبقه کارگر را پوشش می دهد. در هفته های اخیر رشد روزافزون قیمت کالاهای اساسی و به ویژه افزایش رسمی قیمت نان، این شکاف بزرگ را بیش از پیش عمیق کرده است. نان به عنوان اصلی ترین غذایی که کارگران می خورند و هرگز نمی میرند و تنها برای ادامه زندگی کافی است، در یک سال گذشته تورم کمرشکن 100 تا 140 درصدی را تجربه کرده است که هیچ تناسبی با افزایش دستمزدها ندارد.
در این جنگ مزدی نابرابر با تورم، یک سوال برجستهتر از همیشه مطرح میشود: اگر این روند ادامه پیدا کند، چه چیزی از سبد معیشت کارگران باقی میماند؟ و آیا مسکن هایی مانند کالابرگ الکترونیکی توانایی التیام این زخم عمیق را دارند؟
مصطفی شریف، استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی وی در گفتگو با ایلانا ابعاد این موضوع را به تفصیل بررسی کرد:
مرکز آمار تورم ماهانه را در سال جاری اعلام کرد خرداد امسال 5.9 درصد بوده اما این میزان برای گروه غذا و نوشیدنی به 6.8 درصد رسیده است. همچنین تورم نقطه به نقطه این گروه نیز بسیار بالاست. با توجه به این شرایط پیش بینی شما از روند تورم تا پایان تابستان چیست؟
آمار تورم معمولا در پایان هر ماه اعلام می شود، اما نکته مهم این است که برخی کالاها به ویژه کالاهای اساسی جزو نیازهای همیشگی و ضروری مردم است. قیمت این کالاها معمولا کاهش نمی یابد. نرخ تورم آنها ممکن است کمتر یا بیشتر باشد، اما اصل افزایش قیمت تقریباً قطعی است. بنابراین، انتظار کاهش محسوس قیمت کالاهای اساسی، انتظاری دور از ذهن است. نرخ تورم تا پایان تابستان دوباره افزایش می یابد.
در هفته های اخیر دولت به طور رسمی از افزایش قیمت نان خبر داده است. با توجه به شرایط تورمی این تصمیم چه تاثیری بر هزینه های خانوارهای کارگری خواهد داشت؟
نان یکی از مهمترین اقلام اساسی در سبد مصرف خانوارها به ویژه خانوارهای بزرگ و کارگری است. البته اگر قیمت فعلی نان را با قیمت تمام شده مواد اولیه و هزینه های تولید مقایسه کنیم، قیمت آن همچنان پایین است و دولت به طور مستقیم و غیرمستقیم از آن حمایت می کند. اما اگر قرار باشد این حمایت ها برداشته شود و قیمت نان کاملا آزاد باشد، همانطور که در برخی از مناطق تهران می بینیم که نان با قیمت آزاد عرضه می شود، قطعا تاثیر بیشتری در هزینه های خانوار خواهد داشت. بنابراین میزان این موضوع بستگی به سیاست های دولت دارد; خواه پشتیبانی مداوم باشد یا موقت. در هر صورت نان یکی از اقلام اصلی مصرف خانوارهای کم درآمد، آسیب پذیر و شاغل است و بی شک افزایش قیمت آن بر هزینه های زندگی این اقشار تاثیر خواهد گذاشت.
تورم نقطه به نقطه اقلام خوراکی به حدود 133 درصد رسیده است که می توان گفت هزینه تهیه سبد غذایی نسبت به سال گذشته بیش از دو برابر شده است. این وضعیت چه تصویری از قدرت خرید خانوارهای کم درآمد ارائه می دهد؟
طبیعتا این وضعیت بر سبد معیشتی خانوارها تأثیر منفی می گذارد. پاسخ این سوال تا حد زیادی در خود آمار نهفته است. وقتی تورم در برخی کالاها بسیار زیاد است، باید دید که آیا درآمد و حقوق مردم نیز به همین نسبت افزایش یافته است؟ حتی اگر نگوییم حقوق باید به اندازه تورم رشد کند، آیا حداقل افزایش متناسبی داشته اند؟ پاسخ روشن است؛ چنین اتفاقی رخ نداد و در نتیجه قدرت خرید خانوارها کاهش یافت و فشار بیشتری بر سبد معیشتی آنها وارد شد.
در ماه های اخیر دولت و مجلس وعده افزایش اعتبار کالابرگ را داده اند اما تاکنون تغییر محسوسی در این زمینه رخ نداده است. دلیل این تاخیر را در چه می دانید؟
مهمترین دلیل آن محدودیت منابع مالی دولت است. من چند ماه پیش گفته بودم که اگر اجرای کالابرگ ادامه پیدا کند، می تواند آثار مثبتی داشته باشد. اما اکنون سرنوشت کالابرگ تا حد زیادی به سرنوشت یارانه نقدی تبدیل شده است و متاسفانه دیگر تاثیر چندانی ندارد. درست است که دولت سعی کرده تا حدودی قیمت برخی اقلام اساسی را کنترل کند، اما افزایش قیمت ها متناسب با میزان این حمایت ها نیست. واقعیت این است که این اقلام اساسی بخش بزرگی از درآمد خانوارهای کم درآمد را تشکیل می دهد.
اگر دولت منابع مالی لازم را داشته باشد و بتواند اعتبار کالابرگ را دو برابر کند، آیا این اقدام می تواند بخش قابل توجهی از مشکلات معیشتی را حل کند؟
در صورت تداوم این روند بدون شک اثرات مخرب تری بر هزینه های زندگی خانوارها خواهد داشت. البته مسئولان نیز به دنبال چاره اندیشی هستند و برای کاهش بخشی از این فشار تدابیری بیندیشند، اما اگر روند فعلی تغییر نکند طبیعتا مشکلات معیشتی تشدید خواهد شد. به همین دلیل این محدودیت ها و سختی ها در نهایت فشار بیشتری را بر خانوارهای کم درآمد و کم برخوردار وارد می کند.
برای کاهش این فشارها چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟
ببینید در اقتصاد کشور ما درآمدهای بسیار متفاوت و متنوعی وجود دارد و برخی از این درآمدها واقعا در سطوح بالایی قرار دارند. پیشنهاد من این است که بخشی از هزینه های حمایتی دولت از این درآمدهای بالا تامین شود. یعنی منابع از اقشار پردرآمد گرفته شود و به خانوارهای کم درآمد اختصاص داده شود تا این ثروت به نوعی در خود جامعه رد و بدل شود. به عنوان مثال می توان درآمد حاصل از مالیات یا عوارض برخی کالاها – مثلا عوارض ناشی از مصرف دخانیات – باشد که طبق قوانین مجلس برای اهداف حمایتی خاص تخصیص می یابد. زیبایی این روش این است که اصلاً خاصیت تورمی ندارد، زیرا پول جدید وارد اقتصاد نمی شود و دولت فقط منابع را از بخشی به بخش دیگر جامعه منتقل می کند. اما اگر دولت بخواهد با چاپ پول یا افزایش پایه پولی این حمایت ها را انجام دهد، نتیجه قطعی افزایش بیشتر تورم خواهد بود.
در اقتصاد کشور ظرفیت هایی وجود دارد که می توان بخشی از درآمدهای بالا و یا بودجه نهادهای خاص را با استفاده از ابزارهای قانونی به حمایت از اقشار آسیب پذیر و کم درآمد اختصاص داد. اگر این سیاست ها به درستی اجرا شود قطعا می تواند تاثیرات مثبتی بر معیشت خانواده های کارگری داشته باشد.










