اولین درآمدم را برای پدرم ماشین خریدم/ باید برای پسرم هم دایناسور زنده بگیرم!

روزبه چشمی در گفتگویی متفاوت از اولین درآمد فوتبالی اش، خاطره گل تاریخی اش در جام جهانی، نقش پررنگ مادرش در زندگی، عشق به خانواده، سختی های تمرینات تیم ملی و آرزوی ثبت تصویری ماندگار با پیراهن ایران گفت.
او در این گفت و گو تاکید کرد که بازیکنان تیم ملی با وجود همه گلایه ها و ناراحتی هایی که ممکن است در مقاطع مختلف به وجود آمده باشد، مردم ایران را دوست دارند و هدفشان خوشحالی آنهاست.
با اولین درآمد فوتبالی خود چه کردید؟
سال اولم در صبای قم بود. با اولین پولی که از فوتبال گرفتم برای پدرم ماشین خریدم. یکی پراید در آن زمان قیمت بسیار کمتر از امروز بود.
دوست دارید مردم ایران بعد از جام جهانی درباره این تیم ملی چه بگویند؟
اول اینکه دوست داریم اتفاقی بیفتد که قبلا برای تیم ملی نیفتاده است، یعنی صعود به دور بعد. دوست داریم مردم از این تیم به خوبی یاد کنند و بگویند این تیم ملی کار خاصی کرد. چیزی که در ذهن آنها و حتی بچه هایشان می ماند، بچه هایی که بعدا بزرگ می شوند و می گویند تیم ملی کار خاصی کرد. ما در دوره های مختلف خیلی به چنین اتفاقی نزدیک بودیم اما در نهایت این اتفاق نیفتاد. امیدوارم این بار بتوانیم این کار را انجام دهیم و این تصویر در ذهن مردم بماند.
چه خاطره ای از حمایت مردم بعد از بازی ایران و ولز دارید؟
طبیعی است که خانواده، دوستان و آشنایان همیشه به من لطف داشتند، اما مردم هم بعد از آن بازی محبت زیادی نشان دادند. یکی از چیزهایی که به نظرم جالب بود، ویدیوی خندهداری بود که مردم درباره سوباسا ساختند. مضمونش این بود که تا حالا میگفتم سوباسا عشقه ولی از این به بعد میگم روزبه چشمی عشقه. آن ویدیو برای من هم خنده دار بود و هم خیلی جالب. بچه ها با دیدنش خیلی خندیدند.
بدترین تصمیم زندگیت چی بوده؟
یکی از تصمیماتی که در فوتبال برای من سخت بود به دوران حضور آقای شفر در استقلال برمی گردد. در یکی از بازی های لیگ قرار نبود من را با تیم ببرد یا شاید هم قصد داشت برای من بازی نکند. من در آن زمان خیلی ناراحت بودم و حتی با او ملاقاتی داشتم. بعدها که توضیح داد متوجه شدم منظورش چیست و چرا چنین تصمیمی گرفته است. اکنون که به گذشته نگاه می کنم، ناامیدی من بیش از حد بود و واکنش من در آن زمان اشتباه بود. شاید بتوانم بگویم یکی از بدترین تصمیمات فوتبالی من واکنش و رفتارم در آن مقطع بود.
اگر قرار باشد تنها یک تصویر از جام جهانی در ذهن مردم باقی بماند، دوست دارید چه چیزی باشد؟
من در دو جام جهانی قبلی که حضور داشتم گل زدم، اما فکر می کنم بازی در مراکش برای من و خیلی های دیگر چهره خاصی دارد. با تمام صحنه ها و اتفاقاتی که در آن بازی افتاد و گلی که در دقایق پایانی به ثمر رسید، می خواهم آن شادی و آن حس همیشه در ذهن مردم بماند. فکر می کنم آن مسابقه جایگاه ویژه ای داشت.
جمله ای از مادرت که همیشه در گوشت مانده است چیست؟
از زمانی که فوتبال را از کودکی شروع کردم و بعدها که به سطح حرفه ای رسیدم، مادرم همیشه یک جمله به من می گفت: پسرم، از هر کجا که توپ را بگیری، شوت کن. به او می گفتم در تیراندازی زیاد خوب نیستم اما در دو سه سال اخیر به لطف خدا با شوت گلزنی کردم. بعد از آن گل ها مادرم همیشه می گفت دیدی گفتم شوت کن!
تنها کسی در زندگی شما که همیشه پشت شما بوده کیست؟
حتما مادرم پدرم هم برای من زحمت کشید، اما اگر قرار باشد فقط یک نفر را نام ببرم، حتما می گویم مادرم. از زمانی که در مدرسه بودم و همزمان درگیر تمرینات فوتبال بودم، سختیهای زیادی را متحمل شدم. حالا که خودم پدر شدم، بیشتر متوجه شدم که او برای من چه کرده است. شاید هرگز نتوانم همین کار را برای فرزندانم انجام دهم. من واقعاً از او سپاسگزارم. امیدوارم تونسته باشم حتی ذره ای زحماتش رو جبران کنم.
یک عادت عجیب اما واقعی را به من بگویید که ممکن است مردم از شنیدن آن متعجب شوند.
شاید خیلیها فکر کنند که من آدم بداخلاق و عصبانی هستم، اما کسانی که از نزدیک من را میشناسند میدانند که من فردی شوخ طبع و بامزه هستم.
آیا می توان بدون تلفن یا بدون فوتبال زندگی کرد؟
حتما گوشی نداره
فرزندان شما چند سال دارند؟
به لطف خدا دوقلو هستند. چهار خرداد وارد سه سالگی می شوند. من یک پسر و یک دختر دارم. اسم دخترم میلا و اسم پسرم سلمان است.
با پسرت بازی کامپیوتری می کنی؟
بله، اما او تقریباً فقط دایناسورها را می شناسد. لباس دایناسور، اسباب بازی دایناسور، هر چه هست باید دایناسور باشد. اگر قرار است اسباب بازی بگیرد، باید دایناسور کنترلی باشد. هر دایناسوری را که تا به حال دیده ام، آن را گرفته ام. نکته برجسته بازی برای او کنترل دایناسور و راه رفتن با آن است. او چیز دیگری نمی بیند. مثلاً توپ، ماشین… حتی اگر ماشین هم باشد باید به شکل دایناسور باشد. فکر می کنم وقتی بزرگ شد باید برایش دایناسور زنده بگیریم.
اصالتا اهل کجا هستید؟
پدر و مادرم اهل اطراف شاهرود هستند. وقتی کوچکتر بودم و صحبت آنها را می شنیدم، گاهی فکر می کردم آنها به زبان های خارجی صحبت می کنند، زیرا لهجه آنها برایم سخت بود. گاهی از مادرم میپرسیدم آیا شما زبان خارجی صحبت میکنید؟ بعداً فهمیدم که این لهجه ماست.
سخت ترین تمرینی که تا به حال تجربه کردید چه بوده و چه کسی آن را به شما داده است؟
به نظر من اردوی اخیر تیم ملی در تهران یکی از سخت ترین تمریناتی بود که تجربه کردیم. دو سه روزی که در تهران بودیم، تمرینات واقعا خوب، پر استرس و سخت بود. فکر می کنم همه بچه ها همینطور فکر می کنند.
اگر بخواهید یک جمله به مردم ایران بگویید چه می گویید؟
من از طرف همه بچه های تیم ملی می گویم ما مردم ایران را خیلی دوست داریم و با همه آنها مخلصیم. آنها ممکن است بارها از ما ناراحت باشند یا کینه ای داشته باشند، اما ما صمیمانه آنها را دوست داریم. هر کاری در زمین فوتبال به خصوص در تیم ملی انجام می دهیم برای شادی مردم است. وقتی از مردم صحبت می کنم منظورم خانواده های ما، خودمان و همه ایران است. این را از صمیم قلب می گویم. ما آنها را دوست داریم و امیدواریم کاری انجام دهیم که همیشه از ما به خوبی یاد کنند. می دانم ممکن است زمانی از دست ما ناراحت شده باشند، اما از صمیم قلب می گویم که ما مردم را دوست داریم و خود را مال آنها می دانیم.
وطن را در یک جمله توصیف کنید.
وطن خانه اصلی است. جایی است که برای همه ما بدون توجه به سلیقه و تفاوت هایمان مانند خانه باقی می ماند. ما تمام تلاش خود را می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که حتی یک ذره از آن گم نشود یا آسیب نبیند. واقعاً توصیفش در یک جمله سخت است.
امیر قلعه نویی را چگونه توصیف می کنید؟
فکر می کنم در این سه، چهار سالی که آقای قلعه نویی به تیم ملی آمده، یکی از سخت ترین دوران تیم ملی را پشت سر گذاشته است. از نظر شرایط، امکانات و مسائل مختلف، زمان آسانی نبوده است. همیشه در جلسات و اردوها به ما می گفت ممکن است شرایط سخت باشد، اما نباید دنبال بهانه بود. سابقه او در فوتبال را همه می شناسند اما فکر می کنم در این چند سال زحمات زیادی کشیده است. امیدوارم بتوانیم زحمات او را در جام جهانی جبران کنیم.
ایران؟
عشق









