ترندهای روز

شش نوع انگیزه شکل دهنده موفقیت شغلی و شخصی؛ چرا بعضی افراد تا آخر مسیر دوام می‌آورند و بعضی‌ها نه؟

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

یورو نیوز: فرض کنید تصمیم گرفته اید به یک هدف بزرگ برسید. از راه اندازی کسب و کار گرفته تا کاهش وزن یا ارتقاء شغلی. در ابتدای مسیر، همه چیز هیجان انگیز به نظر می رسد، اما هر چه جلوتر می روید، مسیر سخت تر می شود و وسوسه تسلیم شدن از هدف بیشتر می شود. در چنین لحظه ای، آنچه شما را به ادامه سوق می دهد «انگیزه» است.

دیوید رابسون، نویسنده کتاب “قوانین ارتباطات: 13 استراتژی اجتماعی که زندگی شما را متحول می کند”، در مقاله ای جدید با همکاری روانشناس یان مکری توضیح می دهد که انگیزه فقط یک احساس گذرا نیست، بلکه نیرویی است که رفتار ما را هدایت می کند و کیفیت عملکرد ما را تعیین می کند. او درباره هدف این تحقیق می نویسد: هدف از این تحقیق افزایش خودآگاهی است؛ زمانی که بدانید چه چیزی آتش انگیزشی شما را روشن می کند، بهتر می توانید راه هایی برای روشن نگه داشتن آن بیابید.

بر اساس «نظریه خود تعیینی» انگیزه ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند. انگیزه های درونی که از علایق، ارزش ها و خواسته های شخصی سرچشمه می گیرند و انگیزه های بیرونی که تحت تأثیر عواملی مانند پول، موقعیت اجتماعی یا فشار دیگران شکل می گیرند. تحقیقات متعدد نشان داده است افرادی که کاری را از روی علاقه و افق میهن شخصی انجام می دهند معمولاً نسبت به افرادی که فقط به دلیل اجبار یا پاداش های بیرونی تلاش می کنند عملکرد بهتر، رضایت بیشتر و پشتکار بیشتری دارند.

به عنوان مثال، مطالعه ای بر روی 344 دانشجو نشان داد که کسانی که اهدافی مانند کاهش وزن یا پیشرفت تحصیلی را از روی میل شخصی دنبال می کردند، نسبت به کسانی که تحت تأثیر انتظارات دیگران بودند، موفق تر بودند. رابسون در این باره می نویسد: “وقتی احساس می کنیم کاری را انجام می دهیم به این دلیل که می خواهیم، ​​نه به این دلیل که مجبوریم انجام دهیم، احتمال موفقیت ما بسیار بیشتر است.”

اما انگیزه افراد تنها به دو دسته درونی و بیرونی محدود نمی شود. تحقیقات انجام شده توسط ایان مکری به همراه آدریان فورنهام و جسیکا تچنر بر روی بیش از 750 متخصص نشان داد که افراد معمولا بر اساس شش محرک اصلی کار می کنند. برخی برای استقلال و آزادی عمل بیش از هر چیز دیگری ارزش قائل هستند و زمانی بهترین عملکرد را دارند که قدرت تصمیم گیری و احساس مالکیت بر کار خود را تجربه کنند. گروهی دیگر با دیده شدن، اعتبار، جایگاه اجتماعی و قدردانی عمومی انرژی می گیرند. برای برخی افراد روابط انسانی، همکاری با دیگران و احساس تعلق به یک تیم مهم ترین عوامل حفظ انگیزه است.

از سوی دیگر، برخی افراد بیشتر به پاداش های مالی، حقوق و مزایای شغلی اهمیت می دهند. گروهی دیگر کیفیت شرایط کار، تعادل بین زندگی و کار و انعطاف پذیری محیط کار را در اولویت قرار می دهند و گروهی دیگر امنیت شغلی، ثبات و آینده قابل پیش بینی را از مهمترین عوامل ادامه مسیر می دانند.

نویسندگان این تحقیق تاکید می کنند که هیچ یک از این انگیزه ها ذاتا بهتر یا بدتر از دیگری نیستند. علاوه بر این، انگیزه انسان در طول زندگی تغییر می کند. افراد جوان معمولاً به درآمد و منافع مالی اهمیت بیشتری می دهند، اما با بهبود وضعیت اقتصادی، عواملی مانند استقلال، رشد شخصی و معنادار بودن کار اهمیت بیشتری پیدا می کنند. به گفته محققان، این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط مالی افراد بستگی دارد; طبیعی است که فردی که برای گذران زندگی تحت فشار است، حقوق بالاتر را مهمترین انگیزه خود بداند.

رابسون همچنین تجربه شخصی خود را روایت می کند تا موضوع را ملموس تر کند. او پس از شرکت در این آزمون متوجه شد که مهم ترین انگیزه اش «استقلال» است. به گفته وی: ترجیح می دهم در مورد موضوعاتی که خودم کشف و پیشنهاد کرده ام بنویسم نه موضوعاتی که قبلاً به من محول شده است، دلیل منطقی خاصی وجود ندارد؛ فقط نسبت به آنها احساس مالکیت بیشتری می کنم. او همچنین متوجه شد که ارتباطات اجتماعی نیز برای او بسیار مهم است و این شناخت باعث شد که تصمیم بگیرد زمان بیشتری را به ملاقات و همکاری با دیگر نویسندگان آزاد اختصاص دهد.

به عقیده نویسندگان، شناخت منبع اصلی انگیزه می تواند هم برای افراد و هم برای مدیران سازمان ها بسیار ارزشمند باشد. وقتی دقیقاً بدانیم چه چیزی به ما انگیزه می دهد، راحت تر می توانیم علت بی انگیزگی خود را شناسایی کنیم، اهداف مناسب تری را افق میهن کنیم و محیطی ایجاد کنیم که اشتیاق ما را حفظ کند. با شناخت انگیزه کارکنان، مدیران می توانند علاوه بر رفع نیازهای مالی و امنیت شغلی، فرصت های رشد، استقلال و احساس تعلق را فراهم کنند. عواملی که نقش مهمی در افزایش رضایت و بهره وری دارند.

رابسون در پایان مقاله پیام اصلی تحقیق را اینگونه خلاصه می‌کند: «همه ما دوره‌هایی از کمبود انگیزه را تجربه می‌کنیم؛ اما وقتی ارزش‌هایی را که واقعاً ما را به حرکت در می‌آورند، بشناسیم، راحت‌تر می‌توانیم از این رکود خارج شویم و مسیر رسیدن به اهدافمان را ادامه دهیم.» شاید مهم ترین نتیجه این تحقیق این باشد؛ قبل از تلاش برای افزایش انگیزه، ابتدا باید بدانیم که واقعاً چه چیزی به زندگی و کار ما معنا می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا