فوتبال زیر چشم دیکتاتورها | چرا آرژانتینیها تیرکهای دروازه را رنگ کردند؟

به گزارش افق میهن، یکی از این داستان ها به جام جهانی 1978 آرژانتین برمی گردد. زمانی که کشور تحت حکومت نظامی ژنرال خورخه رافائل ویدلا بود و گزارش هایی در مورد ناپدید شدن هزاران مخالف سیاسی منتشر شد. در میان فضای ترس و سرکوب، داستانی منتشر شد که میگوید کارکنان ورزشگاه «مونومنتال» در بوئنوس آیرس، محل برگزاری فینال جام جهانی، درست در مقابل دولت و میلیونها بیننده تلویزیونی اعتراضی خاموش کردند.
طبق این ماجرا، کارکنان ورزشگاه می خواستند در جریان مسابقات پیامی در مورد قربانیان رژیم نظامی ارسال کنند. در ابتدا به فکر حک کردن پیامی روی چمن یا نوشتن شعار بر روی بیلبوردها افتادند، اما چنین اقدامی می تواند خیلی زود توسط نیروهای امنیتی شناسایی شود و عواقب خطرناکی برای آنها به همراه داشته باشد.
به همین دلیل، راه نمادین تر و کم خطرتر انتخاب شد: سیاه کردن قسمت پایین تیرک دروازه ها. گفته می شد که این نوارهای سیاه یادآور بازوبندهای عزا است. نشانه ای برای بزرگداشت کسانی که در دوران رژیم نظامی ناپدید شدند. ایده این بود که وقتی میلیون ها نفر در سراسر جهان مسابقات جام جهانی را تماشا می کنند، این علامت کوچک اما معنادار را ببینند.
طبق این ماجرا، مقامات حکومت نظامی تصور می کردند که این رنگ مشکی جزو سنت های فوتبال آرژانتین است و هیچ حساسیتی نسبت به آن نشان نمی دادند. این امر باعث شد که این جنبش به نماد مقاومت خاموش مردم در برابر دیکتاتوری تبدیل شود. مقاومتی که نه با شعارهای خیابانی که با تابلویی کوچک در بزرگترین رویداد ورزشی جهان دیده شد.
اما قسمت جالب ماجرا این است که خود این داستان بعدها با تردیدهای جدی مواجه شد. محققان و مورخان بررسی کردهاند که آیا چنین اعتراضی واقعاً برنامهریزی شده بود یا اینکه این روایت در سالهای پس از آن به یک افسانه شهری تبدیل شده است. گزارش ها حاکی از آن است که اگرچه داستان قطب های سیاه جذاب و الهام بخش است، اما هیچ مدرک قطعی برای اثبات وقوع آن وجود ندارد.
البته این چیزی از واقعیت تاریخی آن دوران کم نمی کند. جام جهانی 1978 در شرایطی برگزار شد که دولت نظامی آرژانتین تلاش می کرد از این رقابت ها برای بهبود وجهه بین المللی خود استفاده کند. همزمان گروه های حقوق بشر در داخل و خارج از کشور نسبت به سرکوب مخالفان و سرنوشت ناپدیدشدگان هشدار می دادند.
پارادوکس تاریخی این است که خود دولت نظامی تلاش کرد بسیاری از جنایات را پنهان کند، اما در همان زمان، موضوع ناپدید شدگان به یکی از مهمترین مسائل سیاسی در آرژانتین تبدیل شد. بعدها جنبش هایی مانند «مادران میدان مایو» با استفاده از نمادها و تصاویر یاد قربانیان را زنده نگه داشتند و خواستار حقیقت و عدالت شدند.
داستان قطبهای سیاه ممکن است اعتراضی واقعی یا روایتی از حافظه جمعی باشد، اما اهمیت آن در یک نکته نهفته است: در زمان سرکوب، کوچکترین نشانهها نیز میتواند به زبان اعتراض تبدیل شود. گاهی اوقات یک رنگ، یک تصویر یا یک حرکت ساده می تواند پیامی را منتقل کند که هیچ رسانه ای اجازه انتشار آن را ندارد.
فوتبال در آرژانتین فقط یک ورزش نیست. بخشی از هویت ملی و حافظه تاریخی مردم این کشور است. به همین دلیل، حتی یک داستان جنجالی در مورد چند تیر رنگ شده هنوز هم می تواند از رابطه ورزش، سیاست و مقاومت دهه ها بعد صحبت کند.










