وقتی ادبیات چالهمیدانی تطهیر میشود

گزارش کردن اخبار فوریداستان با طغیان خشم یا کلمات بی ادبانه خاتمه نمی یابد. مسئله اصلی ساختاری است که تصمیم می گیرد نه تنها از بداخلاقی چشم پوشی کند، بلکه آن را تا سرحد «ایثار» و «فداکاری» ارتقا دهد.
سقوط اسطوره در ورطه کفر
خداداد عزیزی که روزگاری لقب «غزال تیزپای فوتبال ایران» را به او داده بودند و خاطره گل ملبورن او، شناسنامه شادی جمعی یک ملت بود، چهره ای به شدت تهاجمی، مطالبه گر و به دور از آبروی یک ملی پوش به عنوان مربی، مدیر و کارشناس به نمایش گذاشته است. رفتار و فایل های صوتی و یا اظهارات تند و توهین آمیز اخیر او که سرشار از فحاشی و ادبیات رکیک بود، بار دیگر نشان داد که کوچکترین کنترلی بر گفتار و رفتار خود ندارد.
بیشتر بخوانید:
از خداداد عزیزی تا کاربران فضای مجازی; چرا همه به این راحتی به هم فحش می دهیم؟
صحبت از مشکلات مردم با ژست زندگی لاکچری رامین رضاییان و فریب مردم با جت شخصی و نقاب نفاق
رسوایی بزرگ فدراسیون فوتبال به داوران خدمات جنسی داد!
زن جنجالی انگلیسی و همسر ایرانی اش یک باشگاه فوتبال می خرند
استفاده از چنین الفاظی در مقابل دوربین ها و یا در فضای رسمی فوتبال نه تنها توهین مستقیم به مخاطبان، هواداران و جامعه ورزش است، بلکه بار دیگر نشان داد که چگونه مصونیت ناموجه و حذف مکرر در سال های گذشته برخی چهره ها را به این باور رسانده است که فراتر از هر قانون و اخلاقی ایستاده اند.
نظریه پردازی فحاشی در تبریز
اما اگر فحاشی و ادبیات نامتعارف خداداد عزیزی بی سابقه بود و جامعه فوتبال را غافلگیر نکرد، واکنش باشگاه تراکتورسازی تبریز شوک واقعی را به افکار عمومی وارد کرد. سخنگوی هیات مدیره تراکتورسازی در کمال ناباوری و با نگاهی روشن به ادبیات شنیع به کار رفته، موضع عجیبی گرفت و به دفاع از عزیزی پرداخت و او را “آزادی حاضر به فداکاری” خواند!
این تعبیر غافلگیرکننده و استفاده از الفاظ و مفاهیم مقدسی چون «آزادی» و «ایثار» برای توجیه تخلف آشکار اخلاقی، عمق زوال مدیریتی در بدنه فوتبال ایران را نشان می دهد. مدیران تراکتورسازی با این بیانیه عملا اعلام کردند که حاضرند در ازای امتیازات زودگذر تیمی، حواشی فنی و یا طرح فشار، هرگونه هتک حرمت و باجگیری را مشروعیت بخشند.
دفاعی که غم انگیزتر از فحاشی است
تراژدی واقعی داستان دقیقاً در همین نقطه متولد می شود: دفاع مسئولان باشگاه از خداداد عزیزی حتی شرم آورتر، تلخ تر و خطرناک تر از فحاشی اوست. وقتی یک سلبریتی لحظهای عصبانیت خود را از دست میدهد یا از زبان مبتذل استفاده میکند، یک خطای فردی رخ داده است که مستلزم برخورد انضباطی، جریمه نقدی و عذرخواهی رسمی است. اما وقتی یک نهاد رسمی و مدیریتی پشت این فحاشی می ایستد و با الفاظ مضحک، لباس شجاعت و آزادی می دوزد، ماجرا از یک خطای فردی به «انحطاط نهادینه شده» تبدیل می شود.
پیام این نوع دفاع برای نسل جوان و فوتبالدوستان چیست؟ که اگر در تیم ما باشید و منافع ما را تامین کنید، می توانید هر توهینی را به هرکسی بفرستید و در نهایت مدال “آزادی” را بر سینه خود بگیرید!
این توجیه مضحک توهین مضاعف به شعور افکار عمومی و هواداران اصیل فوتبال بود. تقلیل مفهوم والای آزادی به سپری برای توجیه زبان مبتذل، نمایش تلخی از بحران عمیق فرهنگی است که در پس نقاب های پر زرق و برق مدیریت فوتبال پنهان شده است. بحرانی که در صورت سکوت مراجع نظارتی و دستگاه های قضایی فدراسیون، مرزهای اخلاق در ورزش را برای همیشه پاک می کند.