رشد «فقر مطلق»؛ زندگی سخت در ایران با روزی کمتر از 2 دلار!

مردم سال 1404 دیگر مردم سال 1389 نیستند تورم 50 درصدی را دیدند. درصد بیشتری از آنها طعم زیر خط فقر را چشیدند. آنها درصد بیشتری از حقوق و درآمد خود را صرف غذا می کردند، اما کمتر غذا می خوردند.
افق میهن، فقر مطلق در 15 سال گذشته رو به افزایش گذاشت. این بدان معناست که تعداد افرادی که با کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند افزایش یافته است. در سال 1388 فقر مطلق با نرخ رشد 25 درصدی همراه بود اما به تدریج در 15 سال گذشته نرخ رشد این نرخ افزایش یافت و طبق آمار اعلام شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال 1403 به 44 درصد رسید.
نوشته هم میهن; به این ترتیب خط فقر افراد بیشتری را به سمت خود کشاند. به طوری که جمعیت زیر خط فقر از 9 میلیون نفر در سال 1385 به 25 میلیون و 500 هزار نفر در سال 1400 رسید.
15 سال پیش اولین قطعنامه سازمان ملل علیه ایران صادر شد. در سال 1388 در شادی وفور درآمد ارزی حاصل از فروش نفت، سکه تمام بهار آزادی را 141 هزار تومان خریدیم. دلار 923 تومان شد. روند رشد قیمت در محدوده 12 درصد بود. بیشتر ما در طبقه متوسط زندگی می کردیم. سطح رفاه ما بد نبود. تعداد افراد فقیر کمتر از 9 میلیون نفر بود و بیش از 88 درصد مردم بالای خط فقر زندگی می کردند.
اما ایران 1404 با ایران 1389 کمی متفاوت است، مردم سال 1404 دیگر مردم سال 1389 نیستند، تورم 50 درصدی را دیدند. درصد بیشتری از آنها طعم زیر خط فقر را چشیدند. آنها هزینه بیشتری برای مسکن پرداخت کردند، اما در خانه های کوچکتر در مناطق پایین تر زندگی کردند یا به طور کلی به شهرها و حومه های ارزان تر نقل مکان کردند. درصد بیشتری از حقوق و درآمد خود را صرف غذا می کردند، اما کمتر غذا می خوردند و…
کاغذ پاره هایی که قرار نبود تاثیری در رفاه و معیشت مردم داشته باشد. درصد بالایی از مردم ایران طعم فقر را چشیده اند. تحریم ها موضوع جدیدی در ایران نیست. از همان ماجرای گروگان گیری 13 آبان سال 1358 اقتصاد درگیر تحریم های آمریکا شد. بعدها که ایران قرارداد هواپیماهای اف 16 را با آمریکا به طور یکجانبه لغو کرد، فروش تسلیحات به ایران، درست قبل از جنگ ایران و عراق ممنوع شد. در دوره هاشمی با تحریم صنعت نفت ایران محدودیت ها افزایش یافت.
اما این تحریم ها مشابه تحریم های هسته ای است که در سال 2006 (دی 1385) آغاز شد. خیلی متفاوت بود. تغییر روش تحریم ها و پیوستن کشورها به گروه تحریم کننده ها و صدور قطعنامه های سازمان ملل، دست ایران را برای صادرات نفت و مشتقات آن به گونه ای بست که برای یافتن راه های صادرات و فروش درگیر هزینه های مضاعف شد و ورود ارز به کشور چنان چالشی ایجاد کرد که شتاب افزایش قیمت در محدوده 40 درصدی شد.
شاید با فساد و سوء مدیریت بیشتر، وضعیت امروز بدتر شود. شاید با فساد کمتر و مدیریت بهتر وضعیت بهتر شود. در هر صورت چهره ایران 15 سال پس از صدور اولین قطعنامه سازمان ملل علیه ایران با روزهای درآمدهای نفتی فراوان دولت احمدی نژاد تفاوت زیادی دارد.
البته باید به اپیدمی کرونا و تاثیری که بر اقتصاد داشت نیز توجه کرد، اما بیشترین تاثیر و آسیب اقتصادی ناشی از تحریم ایران بود. قیمت دلار امروز به 130 هزار و 960 تومان رسیده است; سکه تمام بهار آزادی 142620000 تومان; تورم به 41 درصد رسیده و جمعیت زیر خط فقر 30.4 درصد است.
تعداد فقرا، یک سوم جمعیت
تحریم ها باعث کاهش صادرات نفت و کسری بودجه از یک سو و افزایش هزینه های واردات از سوی دیگر شد. ترکیب تحریم ها با سیاست های داخلی که نمی تواند موثر و کارآمد باشد. یک سری ضعف های اقتصادی به همراه داشت که اعداد شاخص های اقتصادی نشان می دهد. تورمی که در این 15 سال اتفاق افتاد باعث کاهش استانداردهای رفاهی خانوارها شد و کاهش قدرت خرید باعث افزایش نرخ فقر شد.
فقر مطلق نیز در ایران شروع به افزایش کرد. این بدان معناست که تعداد افرادی که با کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند افزایش یافته است. در سال 1388 فقر مطلق با نرخ رشد 25 درصدی همراه بود اما به تدریج در 15 سال گذشته نرخ رشد این نرخ افزایش یافت و طبق آمار اعلام شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال 1403 به 44 درصد رسید.
به این ترتیب خط فقر افراد بیشتری را به سمت خود کشاند. به طوری که جمعیت زیر خط فقر از 9 میلیون نفر در سال 1385 به 25 میلیون و 500 هزار نفر در سال 1400 رسید که هنوز آمار جدیدی منتشر نشده است و اگر هم بود احتمالا این عدد رشد بیشتری را نشان می داد. اگر به صورت درصد محاسبه کنیم، در سال 1389 نرخ فقر 11/4 درصد بوده اما در سال 1400 به 30/4 درصد رسیده است.
تورم 60 درصدی را شاهد بودیم
در این سال ها رشد قیمت ها شتاب گرفت. تورم یک عامل تعیین کننده در رشد قیمت است. پس از سال 1374 که نرخ 49.4 درصدی برای تورم ثبت شد، تا سال 1400 این رکورد در دست دولت هاشمی رفسنجانی باقی ماند. در اواسط سال 1400 شتاب تورم به خوبی احساس شد اما بانک مرکزی نرخی را اعلام نکرد و مرکز آمار نیز اعدادی را منتشر کرد که تورم رکوردشکنی را نشان نداد. اما زمانی که بانک مرکزی همین چند روز پیش از آمار تحریم شده رونمایی کرد، رکوردهای جدید تورم نیز فاش شد.
تورم 12 ماهه منتهی به شهریور 1400 بیشترین نرخ را ثبت کرد: 3.59 درصد. بیش از 50 درصد تورم در ماه های بعد و قبل از آن ثبت شد. از مهر 1400 نرخ تورم به تدریج کاهش یافت اما از فروردین 1402 نرخ دوباره افزایش یافته و بیشترین تعداد در اردیبهشت در آن سال ثبت شد که 7.55 درصد بود. به این ترتیب شهریور در سال 1400 در یک مرحله تورم 60 درصدی داشتیم.
چگونه در تامین غذا، مسکن، درمان و آموزش فقیرتر شدیم
شوک های کلان اقتصادی باعث کاهش مصرف غذا می شود. در واقع کاهش درآمد سهم غذا را از کل مصرف افزایش می دهد تا جایی که دیگر نمی توان هزینه های غذایی را جایگزین هزینه های غیرخوراکی کرد. تجزیه و تحلیل آمارها نشان می دهد که سهم هزینه غذا از کل هزینه خانوار از سال 1388 رو به افزایش بوده است، از طرفی میانگین کالری مصرفی سرانه به جز سال های 1385، 1389 و 1395 کاهش یافته است، یعنی با وجود اینکه مردم بیشتر از درآمد خود را صرف غذا کرده اند، کالری دریافتی آنها کاهش یافته است.
در این 15 سال سهم هزینه مسکن از کل سبد هزینه خانوار نیز افزایش یافته است. در این مدت دو گروه تحت تأثیر قرار گرفته اند. خانوارهای مستاجری که فقر درآمدی دارند و درآمدشان کمتر از خط فقر است و خانوارهای مستاجری که درآمدشان از خط فقر بیشتر است اما به دلیل تامین هزینه های اجاره مسکن فقیر شده اند.
در این سال ها میزان فقر خانوارهای مستاجر رو به افزایش بوده است. هم برای خانوارهایی که به دلیل تامین مالی هزینه های اجاره مسکن دچار فقر شده اند و هم برای خانوارهای مستاجر که از فقر درآمدی رنج می بردند.
نرخ خانوارهای مستاجر با فقر درآمدی به 25 درصد در سال 1397 به 39 درصد در سال 1403 رسید. در همین مدت، نرخ خانوارهای مستاجری که به دلیل هزینه های مسکن در فقر فرو رفتند از 11 درصد به 15 درصد افزایش یافت. در این بخش نباید از تغییراتی که در کیفیت مسکن و جابجایی خانوارها در مناطق حاشیه ای رخ داد غافل شد.
در گزارشی که تحت عنوان برنامه گسترش مراقبت های اولیه بهداشتی برای دستیابی به پوشش همگانی سلامت در مناطق شهری در سال 1400 منتشر شد، جمعیت حاشیه نشینان و ساکنان سکونتگاه های غیررسمی در سال 1394 حدود 10 میلیون و 159 هزار و 352 نفر اعلام شد که این تعداد به بیش از 14 میلیون نفر در سال 1400 رسید که تقریباً به این تعداد در 1400 میلیون نفر افزوده شده است. مناطق حاشیه ای و سکونتگاه های غیررسمی
در بخش بهداشت و درمان، هزینه ها از سال 1393 تا 1396 جهش قابل توجهی داشته است. بر اساس گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اقشار کم درآمد تنها از خدمات ضروری بهداشتی استفاده کرده و در بسیاری از موارد به خوددرمانی روی آورده اند. در این دوره استفاده از خدماتی مانند خدمات دندانپزشکی از اولویت های هزینه ای آنها حذف شده است.
طبیعتاً وقتی فقر افزایش مییابد، سهم هزینههای غذا و مسکن کاهش مییابد و این در بخش آموزش با شدت بیشتری اتفاق میافتد. سهم آموزش از سال 2009 کاهش یافته و از 50.1 درصد هزینه های خانوار به 64.0 درصد از هزینه ها رسیده است. چندی پیش مرکز پژوهش های مجلس میزان ترک تحصیل را از سال 1394 تا 1401 اعلام کرد که بر اساس آن، تعداد کل ترک تحصیل در سال تحصیلی 94-95، 7778 نفر بوده است، اما در سال تحصیلی 1400-1401 با افزایش 17.15 درصدی به 911،27 نفر رسیده است. روند ترک تحصیل از سال 1393 تا 1395 کاهشی بوده است، اما در سال تحصیلی 96-96 مجدداً با رشد 33.4 درصدی مواجه بوده است.
اما نرخ بیکاری که در مقایسه با شاخص های قبلی بهبود یافته است را باید از دو جنبه بررسی کرد. اول اینکه این کاهش تا حدی به کاهش نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت مربوط می شود. یعنی بخشی از جمعیت بیکار از یافتن شغل ناامید شده و جمعیت را در جستجوی کار ترک کرده اند.
دوم اینکه در این 15 سال سهم اشتغال در بخش خدمات به سرعت افزایش یافته است که نشان از تغییر ساختار بازار در کشور و افزایش مشاغل غیررسمی به ویژه در رده های کم درآمد با امنیت شغلی پایین دارد. در این دوره مفهوم کارگران فقیر عینیتتر شد. یعنی با بدتر شدن وضعیت اقتصاد کلان، رکود اقتصادی و افزایش تورم، به مرور زمان دستمزد کارگران متناسب با تورم رشد نکرد و درآمد آنها استانداردهای پایینتری از مولفههای رفاهی را پوشش میدهد.




















