عشق پنهان در ژنها؛ زنان گونه ما ظاهراً مردان نئاندرتال را جذابتر میدانستند

شواهد ژنتیکی جدید نشان می دهد که بیشتر آمیختگی بین انسان های باهوش و پسرعموهای منقرض شده ما بین گونه های ماده ما و نرهای نئاندرتال اتفاق افتاده است.
یکی از بزرگترین اکتشافات در مورد تکامل انسان در دهههای اخیر این است که دهها هزار سال پیش نئاندرتالها و انسانهای خردمند (هوموساپینس) با یکدیگر همآهنگی کردند. در نتیجه، اکثر انسانهای امروزی حامل برخی از دینئاندرتالها در ژنوم خود هستند و همین.
گروهی از محققین در مطالعهای جدید به این نتیجه رسیدهاند که بیشتر این روابط جنسی ماقبل تاریخ بین زنان هومو ساپینس و مردان نئاندرتال رخ داده است. اما معلوم نیست چرا چنین ترجیحی برای افق میهن شریک زندگی وجود داشت. شاید زنان همنوع ما مردان نئاندرتال را جذابتر میدانستند، یا برعکس، شاید هر دو گروه به یک اندازه جذب یکدیگر میشدند.
دانشمندان برای اولین بار در دهه 1990 موفق به استخراج DNA نئاندرتال از فسیل شدند. از آن زمان، این دادهها، تاریخچه نئاندرتالها و تاریخ ما را روشن کرده است. لطفا دیNE، ما توانسته ایم در مورد رفتار نئاندرتال ها در آزمایشگاه چیزهای زیادی بیاموزیم. اطلاعات منحصر به فرد هرگز در پیشینه باستان شناسی یا فسیلی حفظ نشده است.
دو گونه متمایز با روابط نزدیک
انسانهای خردمند و نئاندرتالها هر دو جد مشترکی داشتند که حدود یک میلیون سال پیش در آفریقا زندگی میکردند. تقریباً 600000 سال پیش، شاخه نئاندرتال جدا شد، از آفریقا پخش شد و تا حدود 40000 سال پیش در اروپا و آسیای غربی باقی ماند.
در این بین، انسان های عاقل تا حدود 250000 سال پیش در آفریقا باقی ماندند، گروهی از آنها آفریقا را ترک کردند و با نئاندرتال ها آمیخته شدند. فسیلهای نئاندرتال بعدی، بخشهایی از دی موج اولیه مهاجرت گونههای ما را حفظ کرده است. شواهدی که نشان می دهد کودکان دورگه از جفت گیری های اولیه در جوامع نئاندرتال بزرگ شده اند و بعداً ژن های خود را به نسل های بعدی منتقل کردند.
در برههای از تاریخ، آن هومو ساپینسهای مهاجر اولیه منقرض شدند. اما 50 هزار سال پیش، موج دیگری از خردمندان آفریقا را ترک کردند. آنها همچنین در حدود 46 هزار سال پیش با نئاندرتال ها رابطه جنسی داشتند و سپس در دوران بارداری دیآنها در دوران نوسنگی گسترش یافتند و در نهایت در سراسر جهان پخش شدند. امروزه تا چند درصد از ژنوم نئاندرتال ها در افرادی یافت می شود که اجدادشان خارج از آفریقا بوده اند.
با این حال، تا کنون، محققان توجه زیادی به تأثیر آمیزش بین دو گونه بر روی کروموزوم های جنسی نداشته اند. هر جنین انسان از یکی از والدین دو کروموزوم جنسی دریافت می کند: X یا Y. جنین با دو کروموزوم X به ماده تبدیل می شود و ترکیب X و Y منجر به تشکیل نر می شود. مادران فقط کروموزوم X را منتقل می کنند، در حالی که پدران می توانند ناقل X یا Y باشند.
نکته جالب اینجاست که در کروموزوم X انسان امروزی تقریباً هیچ اثری از DINE نئاندرتال دیده نمی شود. محققان در مطالعه جدید خود سعی کردند دلیل این امر را بفهمند و نتایج آنها را شگفت زده کرد.
رمز و راز کروموزوم X
تیم تحقیقاتی در ابتدا چهار دلیل احتمالی را برای توضیح عدم وجود نئاندرتال در کروموزوم X ارائه کردند.
اول اینکه شاید انسان خردمند و نئاندرتال آنقدر متفاوت بودند که NA آنها به خوبی با یکدیگر تطبیق داده نشده است. این پدیده «ناسازگاری هیبریدی» نامیده می شود و می تواند باعث مشکلات سلامتی یا تولید مثلی در هیبریدهای انسان و نئاندرتال شود. اما محققان دریافتند که کروموزوم X نئاندرتالها در مقایسه با کروموزومهای غیرجنسی آنها در واقع دیاو بیش از یک مرد عاقل دارد. موضوعی که نشان دهنده سازگاری احتمالی است.دو نوع کروموزوم X وجود دارد.
توضیح دوم می گوید شاید افق میهن طبیعی به نفع باشد.او عاقلانه عمل کرده است. جمعیت نئاندرتال ها نسبتاً کوچک بود، بنابراین افق میهن طبیعی به سختی می توانست جهش های مضر را از بین ببرد. در مقابل، جمعیت انسانهای باهوش بیشتر بود و جهشهای مضر راحتتر از بین میرفتند. بنابراین دی DNA کروموزومی X گونه ما می تواند در جمعیت نئاندرتال گسترش یابد. اما محققین می گویند که این توضیح نیز چندان منطقی نیست. زیرا بیشتر دی دیانای باقیمانده انسان در کروموزوم X نئاندرتالها در قسمتهای غیرعملکردی قرار دارد و مزیت خاصی ایجاد نمیکند.
احتمال دیگر می تواند دلیل فرهنگی باشد. در برخی جوامع، زنان پس از برقراری رابطه، گروه خود را ترک کرده و به سراغ شریک جنسی خود می روند و در برخی دیگر، مردان کوچ می کنند. مهاجرت زنان انسان باهوش به جوامع نئاندرتال می تواند کروموزوم X را تحت تاثیر قرار دهد. به گفته محققان، حتی اگر تمام زنانی که با نئاندرتالها رابطه داشتهاند باهوش باشند، این عامل به تنهایی برای توضیح شدت الگوی مشاهدهشده کافی نیست.
در پایان، تنها یک توضیح ممکن باقی ماند: نئاندرتال ها و انسان های باهوش احتمالاً ترجیحات زیادی برای افق میهن شریک جنسی داشتند. به ویژه، مردان نئاندرتال ممکن است جذب زنانی با تبار انسانی عاقل شده باشند (زنانی با والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ انسان عاقل). در نتیجه، زنان هومو ساپینس کروموزوم های X خود را به جمعیت نئاندرتال ها منتقل کردند و در طول نسل ها، کروموزوم های X نئاندرتال ها حاوی DNA بیشتری نسبت به انسان خردمند بودند.
همین ترجیح جنسی ممکن است در جوامع انسان های خردمندی که 46 هزار سال پیش آفریقا را ترک کرده اند، تأثیر معکوس داشته باشد. زنان همنوع ما ممکن است مردانی را با اجداد نئاندرتال ترجیح داده باشند. اما آن مردان نئاندرتال به طور متوسط فقط توانستند کروموزوم X را به نیمی از فرزندان خود منتقل کنند. بنابراین با گذشت زمان، کروموزوم های X انسان های هوشمند حامل دی نئاندرتال NA کمتر شد.
به شواهد بیشتری نیاز دارید
در نهایت، اگر یافته ها درست باشد، هنوز مشخص نمی کنند که چه نوع ترجیح جنسی بین این دو گونه وجود داشته است. حتی خشونت یا پرخاشگری بین گروهی ممکن است نقش داشته باشد. با این حال، محققان در این توضیح تردید دارند و می گویند که در شواهد باستان شناسی 50000 یا 250000 سال پیش هیچ نشانه ای از خشونت گسترده در بین انسان ها وجود ندارد.
در عوض، افق میهن در سمت ماده احتمالاً نقش مهمی ایفا کرده است، زیرا در بسیاری از گونه ها، ماده ها “افق میهن کننده” در نظر گرفته می شوند.
با این حال، برخی از محققان می گویند که شواهد فسیلی و باستان شناسی کافی از آن دوره ها برای تایید نتایج ژنتیکی اخیر وجود ندارد. ربکا راگ سایکس باستان شناس دانشگاه کمبریج می گوید: «ما هنوز هیچ نشانه فرهنگی روشنی از یک جمعیت ترکیبی اجتماعی نداریم. با این حال، او امیدوار است که شواهد جدید از فسیل ها، ابزارها یا DNA باستانی بتواند به آزمایش فرضیه ها کمک کند.
این مطالعه در مجله Science منتشر شد.
منبع: زومیت










