فسیل سیصد میلیاردی | خبرگزاری افق میهن

آفتاب نیوز تورم بیداد می کند او گلوی مردم را فرو می برد و همچنان به هل دادن ادامه می دهد […]
آفتاب نیوز تورم بیداد می کند مردم را در گلوی مردم می اندازد و مدام به آنها فشار می آورد، آن هم در شرایطی که بسیاری معتقدند سینما دیگر رونق گذشته را ندارد و در رکود شدیدی است. به نظر شما این میزان فروش با این تورم و این عدم رونق اقتصادی سینما در تضاد است؟ آیا این بدان معنی است که آنها یکدیگر را تجاوز می کنند؟ اگر این سه معادله را جلوی یک بچه کوچک بگذاری با خودش می گوید: «این سه چیز به هم نمی خورد، اگر تورم است، اگر مردم از سینما استقبال نمی کنند، پس این 300 میلیارد تومان چه می گوید؟ اما چون دروغ نمی گویند بندگان خدا حتما تهیه کننده های فیلم فسیل اینقدر فروخته اند می گویند ما 300 میلیارد فروختیم پس تورم نباشد و بگویند مردم به سراغ ما نروند. سینما خالی است حالا تو بگو. کدام را باور کنم؟ اولی یا دوتای بعدی؟ کدوم یکی؟” خب او دیگر بچه است، از روابط و روابط دنیای بزرگترها خبر ندارد، بچه که بودیم خیلی چیزها به چشممان نمی آمد، اما بعدها مشخص شد که گاهی اوقات مجموع تضادها امکان پذیر است مخصوصاً در شرایط فعلی، حالا به نظر خیلی ها، هیچ کدام از این سه موردی که گفتیم مشکلی با هم بودن ندارند، یعنی تورم می تواند وجود داشته باشد، مردم نمی توانند به سینما بروند. و یه فیلم (از نوع کمدیش) میتونه 300 میلیارد تومن بفروشه.خب نه تنها عجیب نیست بلکه خیلی عادی به نظر میرسه.بگذریم از آدمهایی مثل نویسنده این سطور که باز هم به سراغ سینما حتی اگر تماشای فیلم در سینما رایگان باشد، اما افراد زیادی هستند که به سینما می روند تنها سرگرمی آنهاست، یعنی تمام هفته را کار می کنند به این امید که پنجشنبه یا جمعه باشد.دوست خود را بردارید و دوست و برو سینما، قیمت بلیط سینما هر چه باشد، دو ساعت با هم می روند به تماشای فیلم، مخصوصا اگر فیلم کمدی باشد و ریتم شش تا هشت داشته باشد، پس جالب است. المراد برای تماشا می میرد. از سوی دیگر، صاحبان بسیاری از فیلمها مدام گلایه دارند که سینما در وضعیت اسفناکی قرار دارد و دیگر کسی جرات فیلمسازی را ندارد. به نظر من حق با آنهاست. آنهایی که می گویند بلیت سینما گرون است و هیچکس سینما نمی رود هم درست می گویند، اما این تضادها به دو دلیل به وجود می آید، اول اینکه خیلی ها به هیچ ژانری جز کمدی و خنده علاقه ندارند، اینها همان کسانی هستند که فروش 300 میلیارد “فسیل”، این افراد مخاطبان بالقوه هستند. که هنوز می توان امیدوار بود که آنها به سینما بروند، اما باید بدانی چه کار کنی که آنها به سینما بروند و فیلم ببینند، کریم امینی که فیلمش 300 میلیارد فروخته است، می داند چگونه این کار را انجام دهد. فیلم های «فسیل مانند» و مخاطب بالقوه را به سینما می کشاند، بقیه چطور؟ نه، اصلاً سینما نمی روند، اینها همان افرادی هستند که فیلمسازان ژانرهای دیگر سعی می کنند آنها را به سینما جذب کنند، اما تجربه این را ثابت کرده است، به جز موارد معدود و محدودی که به تعداد انگشت شماری اختصاص دارد. از مدیران، بقیه مدیران در رسیدن به این هدف ناکام هستند. . همچنان تورم در جامعه است که باعث شده بسیاری از مردم به سینما نروند، اما باید به یک موضوع مهم توجه داشت که همین تورمی که باعث می شود بسیاری از مردم به سینما نروند، باعث فروش بالای سینما نیز می شود. فیلم هایی مانند فسیل، در گذشته های دور. فیلمی مثل «عقاب ها» یا «کانی مانگا» فروش بالایی داشت، با تماشاگر بالا و قیمت بلیت پایین به چنین موفقیتی دست یافتند، اما امروز اگر فیلمی مثل «فسیل» به فروش بالایی دست پیدا می کند به دلیل قیمت بالای بلیت آن است. . نه به خاطر مخاطب زیادش. در گذشته برای اینکه یک تماشاگر سینما با فروش بلیت هفت تومانی به سقف 100 هزار تومان برسد، باید مورد استقبال مخاطبی معادل 1428 نفر قرار می گرفت، در حالی که امروزه فیلمی مانند «فسیل» با بلیت 22 هزار و 500 تومانی می تواند. رسیدن سقف 100000 تومان مستلزم استقبال کمتر از 5 نفر از مخاطبان است. حال یک حدیث مفصل از این جلد بخوانید. حال با این تفاسیر به نظر شما سینمای ایران کجاست و چگونه می تواند باشد؟ خوبه؟ متوسط؟ بد یا شاید خیلی بد؟











