اخبار بورس

مدیران بورسی و ماجرای ناتمام بی ادبان داستان لقمان

از باغ سعدی تا تالار شیشه ای

با رونق بورس، موضوع مدیریت بهینه پرتفوی سرمایه گذاری بار دیگر رایج شده است، اما مدیریت موثر سبد سرمایه گذاری را نباید به تحلیل بنیادی یا تکنیکال نمادهای بورس محدود کرد، بلکه عوامل و متغیرهای کلان نقش اساسی دارند. موضوعی که کمتر مدیر بازار سهام به آن توجه می کند; اینجاست که داستان معروف «ادبیات را از کجا آموختی؟» او «از بی ادبان…» را به این مدیران تعمیم داد و به نوعی به آنها اشاره کرد. هر کاری کردند شما برعکس می کنید!

«اخبار بورس»:

بارها در اظهارنظرهای قبلی در این رسانه ها اعلام کرده ایم که حذف ارز ترجیحی، تداوم فشارهای تورمی، ریسک های ژئوپلیتیکی و احتمال افزایش نرخ سود می تواند در جهت گیری اقتصاد کلان و بازار سرمایه تاثیرگذار باشد.
حتی در سناریوی کاهش تنش‌های سیاسی یا توافق، نمی‌توان انتظار داشت که اثر تورم انباشته در کوتاه‌مدت از اقتصاد ایران محو شود. تورم یک رویداد یکباره نیست که با تغییر یک متغیر ناگهان ناپدید شود. بلکه نتیجه یک سری نارضایتی ها، محدودیت های مالی و انتظاراتی است که هنوز در اقتصاد وجود دارد.
بنابراین تورم یکی از مهمترین متغیرهای تاثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاری در ماه های آینده خواهد بود.
با این حال، مشکل اصلی فقط جهت تورم نیست. سوال مهمتر این است که یک مدیر دارایی چگونه باید در چنین فضایی تصمیم بگیرد؟ آیا باید تمام سرمایه خود را بر اساس یک پیش بینی خاص تخصیص دهید یا از همان ابتدا خود را برای چندین مسیر مختلف قرار دهید؟

هیچ تحلیلی بدون خطا نیست

تفاوت بین یک مدیر پول حرفه ای و یک سرمایه گذار معمولی لزوما توانایی پیش بینی دقیق تر آینده نیست. تفاوت اصلی این است که مدیر دارایی از ابتدا ضریب خطا را در تحلیل خود لحاظ می کند.
او می داند که منطقی ترین تحلیل ها هم ممکن است درست نباشد و بازار برخلاف انتظارات عمومی حرکت کند. این فقط درباره قدرت تحلیل ما نیست. بلکه باید از خود پرسید: اگر اقتصاد بر خلاف پیش بینی ما توسعه پیدا کند، چه بر سر سرمایه می آید؟
بنابراین، مدیریت دارایی بیش از هنر پیش‌بینی آینده، هنر مدیریت ریسک، برنامه‌ریزی سناریو و آماده‌سازی برای خطاهای تحلیل است.
قبل از اینکه یک مدیر دارایی بپرسد، “کدام بازار در حال رشد است؟” باید پرسید:
• اگر نرخ بهره بیش از حد انتظار افزایش یابد چه اتفاقی می افتد؟
• اگر تنش های سیاسی کاهش یابد اما تورم ادامه یابد، چه اتفاقی می افتد؟
• اگر فضای سیاسی دوباره مخاطره آمیز شود، کدام بخش از سبد سهام آسیب پذیرتر خواهد بود؟
پاسخ به این سوالات مرز بین تحلیل دارایی و مدیریت را مشخص می کند.

سه فرضیه که نمی توان نادیده گرفت

حداقل سه فرض کلیدی باید در نظر گرفته شود تا چارچوب تصمیم گیری برای ماه های آینده مشخص شود.
اولاً، محرک های تورم هنوز به طور کامل ناپدید نشده اند. حتی اگر محیط سیاست‌گذاری بهبود یابد، کاهش مداوم تورم زمان می‌برد و انتظار نمی‌رود فشارهای قیمتی یک شبه از اقتصاد ناپدید شوند.
ثانیا بسته به میزان نرخ سود واقعی، همچنان امکان افزایش نرخ سود وجود دارد. البته شدت و سرعت این افزایش بحث برانگیز است. سیاست گذار می تواند مسیر ملایم تری را انتخاب کند یا در صورت افزایش فشارهای تورمی، با افزایش چشمگیرتر نرخ بهره موافقت کند.
سوم، چه اقتصاد به سمت تشدید تنش ها حرکت کند یا وارد یک محیط آرام تر شود، تورم انباشته همچنان بخشی از واقعیت اقتصادی باقی خواهد ماند. حتی صلح لزوماً به معنای پایان فوری تورم نیست. همانطور که جنگ می تواند فشارهای تورمی را افزایش دهد، تنش زدایی تنها یکی از عوامل موثر بر تورم است، نه همه عوامل.

این فقط در مورد انتخاب سهام نیست

بر اساس این فرض، مدیر دارایی نباید خود را به انتخاب چند سهام محدود کند. قبل از تصمیم گیری در مورد سهام، باید در مورد کل دارایی تصمیم بگیرید.
در اقتصاد تورمی، اولین وظیفه پرتفوی حفظ قدرت خرید سرمایه است. در اینجا انتخاب بین طبقات مختلف دارایی مهمتر از انتخاب یک نماد خاص می شود.
دارایی هایی که بیشتر در معرض چرخه کالا هستند، توانایی بیشتری برای انتقال تورم به ارزش خود دارند. این ویژگی به طور فزاینده ای اهمیت می یابد، به ویژه برای کالاهای کوتاه مدت و کوتاه مدت. زیرا افزایش هزینه در این صنایع معمولاً با سرعت بیشتری در قیمت نهایی منعکس می شود.
به همین دلیل، در سناریوی تورم پایدار، توجه به دارایی‌های کالامحور می‌تواند بخشی از استراتژی حفظ ارزش سرمایه باشد. البته این پیشنهاد به این معنا نیست که فرد بدون تجزیه و تحلیل تمام ویژگی های مرتبط با محصول اقدام به خرید کند. کیفیت دارایی، قیمت های ورودی، ساختار بازار و میزان قدرت قیمت گذاری باید مورد بررسی قرار گیرند.

نرخ بهره، وجه تمایز بخش های بازار سهام است

اگر مدیر دارایی همچنان قصد سرمایه گذاری بخشی از پرتفوی را در بازار سهام داشته باشد، انتخاب بخش ها اهمیت بیشتری پیدا می کند.
در شرایطی که احتمال افزایش نرخ بهره وجود دارد، شرکت هایی که به شدت به تسهیلات بانکی وابسته هستند، همزمان با دو فشار مواجه می شوند: افزایش هزینه های تامین مالی و کاهش انعطاف پذیری عملیاتی.
هرچه نیاز شرکت به سرمایه در گردش، بدهی یا تامین مالی بیشتر باشد، افزایش سریع‌تر نرخ بهره می‌تواند در گزارش‌های مالی خود را نشان دهد و بر حاشیه سود فشار وارد کند.
از سوی دیگر، شرکت هایی که دارای جریان نقد عملیاتی کافی، اهرم مالی محدود، نیاز به تسهیلات کمتر و قدرت قیمت گذاری بالاتر هستند، ممکن است گزینه های مناسب تری برای بررسی باشند.
البته بدهی کم به تنهایی برای سرمایه گذاری کافی نیست. در عین حال، کیفیت سود، ثبات جریان نقدی، وضعیت فروش، ساختار هزینه و قیمت سهام نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

پورتفولیو باید از سناریوی بدبینانه جان سالم به در ببرد

در فضایی که تورم، نرخ بهره و ریسک های سیستماتیک به طور همزمان بر بازار سایه افکنده است، خوش بینی نمی تواند مبنای اصلی مدیریت دارایی باشد.
پورتفولیو باید بر اساس یک سناریوی محتاطانه طراحی شود. به گونه ای که سرمایه اصلی حتی اگر شرایط آن طور که انتظار می رود پیش نرود همچنان قابل دوام است.
اگر تحولات مثبتی رخ دهد که فراتر از انتظارات باشد، بازده بالاتر می تواند پاداش مدیریت ریسک خوب باشد. با این حال، اگر کل استراتژی مبتنی بر امید به بهترین سناریو باشد، پورتفولیو در برابر کوچکترین انحراف از پیش‌بینی آسیب‌پذیر است.
یک مدیر دارایی حرفه ای نباید ادامه وجود سرمایه را به وقوع یک رویداد مطلوب گره بزند. قبل از تصمیم گیری، او باید از خود بپرسد: اگر تحلیل اشتباه باشد، چه چیزی از پورتفولیو محافظت می کند؟

وقتی سیاهی قوی می آید

تکیه بر رویدادهای غیرمنتظره برای توجیه تصمیم سرمایه گذاری می تواند جایی باشد که ریسک های پنهان آشکار می شوند.
نسیم نیکلاس طالب از رویدادهای نادر، غیرقابل پیش بینی و بسیار تأثیرگذار به نام «قوی سیاه» یاد می کند. اتفاقاتی که می تواند بسیاری از تحلیل ها و محاسبات را در مدت زمان کوتاهی باطل کند.
البته مدیر دارایی نمی تواند زمان وقوع چنین رویدادهایی را پیش بینی کند، اما می تواند پورتفولیو را طوری طراحی کند که کاملاً در برابر آنها آسیب پذیر نباشد.
در این مرحله، تنوع، کنترل اهرم، محدود کردن بدهی، توجه به نقدینگی و اجتناب از تمرکز شدید منطقی است.

هنر واقعی ساختن یک نمونه کار انعطاف پذیر است

هنر یک مدیر ثروت این نیست که آینده را دقیق تر از دیگران پیش بینی کند. هنر او ساختن پورتفولیویی است که سرمایه را حفظ کند و در سناریوهای مختلف بازدهی ایجاد کند.
در یک اقتصاد تورمی، بیش از هر زمان دیگری، مدیر دارایی باید به جای دنبال کردن یک روایت واحد، طیفی از سناریوها را در نظر بگیرد. در عین حال، او باید به تورم، نرخ بهره، کیفیت دارایی، ساختار بدهی شرکت ها و ریسک های سیستماتیک توجه کند.
در نهایت، مدیریت ثروت به معنای پذیرش این واقعیت است که تحلیل ما ممکن است دقیق نباشد. اما حتی اگر تحلیل اشتباه باشد، نباید بگذاریم سرمایه از بین برود.

تبلیغات 5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا