بانک و بیمه

توقف اجرای تفاهم‌ نامه حضور کارکنان تأمین اجتماعی در مراجع حل اختلاف کار

محمد رحیم مهدی نژاد، کارشناس و مشاور حقوق کار و تامین اجتماعی – پژوهشگر مقررات بیمه; بازار: چندی پیش در یادداشتی با عنوان «نماینده وزارت یا نماینده نهاد متاثر از رأی؟» من این سوال را مطرح کردم که آیا حضور کارکنان سازمان بیمه اجتماعی به عنوان نمایندگان وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی در دستگاه های تشخیص و حل و فصل اختلافات کارگری صرفاً نوعی همکاری اداری است یا اینکه آیا این موضوع اساسی تر از صلاحیت قانونی اعضای این نهادها و بی طرفی آنهاست؟

اکنون این موضوع وارد مرحله قضایی شده است. دستور موقت در پرونده ای مبنی بر ممانعت از اجرای تفاهم نامه سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار زیر مجموعه کمیته فنی بیمه، کار و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری صادر شد. با توجه به مفاد قرارداد، اجرای تفاهم نامه تا تصمیم گیری در مورد ادعای اصلی متوقف می شود.

اهمیت این رویداد فقط در توقف یک تفاهم نامه اداری نیست. هیأت های تشخیص و حل و فصل اختلافات کارگری تنها نهادهای مشورتی نیستند. در مورد اختلافات ناشی از رابطه استخدامی مذاکره می کنند و اظهارات آنها در چارچوب مقررات قانونی لازم الاجرا است. بنابراین، این سؤال که چه کسانی در کرسی انتخابات می نشینند و صلاحیت آنها از کجا می آید، با اعتبار ترکیب مرجع ارتباط مستقیم دارد.

در تبصره قبلی یکی از سؤالات اصلی این بود که آیا صدور گواهینامه از سوی وزارتخانه برای رفع مشکل کافی است یا از قبل باید بررسی شود که آیا فرد معرفی شده اصولاً از افراد مجاز به تصدی این کرسی بر اساس مقررات است؟ مقاله قبلی این سوال را با هدف تغییر عبارت “کاربر وزارت” به “کاربر مجموعه وزارت” بررسی کرد.

یک مطالعه می تواند این تغییر را عمدی و با هدف گسترش دایره افراد واجد شرایط ببیند. در قرائتی دیگر تاکید شده است که سازمان تامین اجتماعی علیرغم ارتباط ساختاری با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی دارای شخصیت حقوقی و نظام استخدامی مستقل است و ادغام یک نهاد در نظام سیاسی وزارتخانه لزوماً کارکنان آن را مستخدم وزارت نمی کند.

آخرین دستور هنوز این اختلاف را حل نکرده است. بر اساس قانون، این دستور تأثیری بر محتوای شکایت ندارد. این محدودیت باید در پوشش رسانه ای تصمیم دادگاه حفظ شود. این تفاهم نامه با رای ماهوی دادگاه هنوز باطل نشده و دادگاه نیز در مورد غیرقانونی بودن حضور مددکاران تامین اجتماعی در مراجع حل اختلاف رای قطعی نکرده است.

اهمیت فعلی این است که مرجع رسیدگی، ضرورت و فوریت تعلیق اجرا را تا زمان رسیدگی به پرونده اصلی تشخیص داده است. نه اینکه او هنوز در مورد ماهیت اختلاف قضاوت نهایی کرده باشد. بر اساس مفاد تصمیم ارسالی، ادامه اجرای سازوکار مورد اعتراض و صدور آراء بعدی در صورت باطل بودن مبنای آن، ممکن است عواقب اجرایی و مشکلاتی را به دنبال داشته باشد که به راحتی قابل جبران نباشد.

علاوه بر مسئله مسئولیت، بحث تضاد منافع نیز باقی است. سازمان تامین اجتماعی ذینفع همه مطالبات کارگری نیست. اما در برخی موارد به ویژه در دعاوی مربوط به ماده 148 قانون کار، احراز رابطه استخدامی، مدت سابقه کار یا حقوق ممکن است در سابقه بیمه، وصول حق بیمه و تعهدات سازمان تأثیر داشته باشد. دقیقاً به همین دلیل است که مقاله قبلی بین «سوگیری استخدامی» و «ترجیحات شخصی» تمایز قائل شد. تعارض منافع در این بحث به منزله اتهام علیه هیچ فردی نیست. مسئله طراحی نهادی و حفظ ظاهر بی طرفی نقطه مرجع است.

مسیر استفاده از تخصص سازمان نیز مسدود نیست. ماده 148 آئین نامه عمومی قبلاً حضور نماینده سازمان بیمه اجتماعی را «آگاه» می دانست. چنین مدلی امکان ارائه اسناد و اطلاعات بیمه ای و پاسخگویی به سوالات هیات مدیره را بدون الزام نماینده سازمان به حضور در صندلی رای دهنده فراهم می کند.

بنابراین راه حل عاقلانه تری می تواند استفاده از کارشناسان تامین اجتماعی به عنوان مطلع یا کارشناس تا روشن شدن تکلیف رسیدگی اصلی و تعیین اعضای رای دهنده از افرادی باشد که صلاحیت آنها موضوع دعوای حقوقی فعلی نیست.

حال باید منتظر رای ماهوی دادگاه باشیم. تنها از طریق تصمیم نهایی می توان روشن کرد که آیا تفاهم نامه صرفاً مکانیزمی برای اجرای صلاحیت قبلی بوده است یا اینکه دایره افراد واجد شرایط را گسترش داده است و دقیقاً «کاربر وزارت» در این آیین نامه چه کسانی را شامل می شود.

دستور، پاسخ نهایی به سؤال مقاله قبل نیست. با این حال، یک نکته را برجسته کرد: ترکیب مراجع حل اختلاف کار بخشی از اعتبار رویه است و یک موضوع صرفا اداری نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا