نشت بهین یاب در غیاب عرضه تولیدکنندگان کوچک ورق، بازار ورق را ملتهب می کند

بازار داغ ورق فلزی زیر دو لبه قیچی.
«اخبار بورس»:
تلاطم اخیر بازار غیررسمی ورق فولادی و همچنین افزایش نرخ ارز، تصویری از واکنش یک بازار کالایی به سیگنال های کلان اقتصادی و ناکارآمدی ساختارهای کنترلی است. در حالی که فولاد مبارکه به عنوان بازیگر مسلط، سیاست تداوم عرضه و ثبات قیمت پایه را در بورس مواد اولیه دنبال می کند، قیمت ورق در بازار با انحراف زیادی بالا رفته است. این وضعیت نتیجه مستقیم دو نقص ساختاری در معماری بازار هات پلیت است که مانند دو لبه یک قیچی، نیروهای رقابتی را به سمت سوداگری سوق داده و مصرف کننده نهایی را تحت فشار قرار داده است.
لو رفتن “برگ بهینه سازی” و بازی با “کارت های تجاری یکبار مصرف”
شکاف عمیق بین قیمتهای بورس کالا (به دلار یا نیمه کنترلشده) و بازار غیررسمی (به دلار آزاد) منجر به حاشیه سود بزرگ بدون ریسک یا «آربیتراژ» شده است. این جذابیت اقتصادی به این معناست که ورق های اختصاص داده شده به جای تبدیل شدن به محصول نهایی در کارخانه های پایین دستی، از شبکه عرضه رسمی خارج می شوند.
چنین نشتهایی در برگه بهینهسازی در سالهای اخیر بارها اتفاق افتاده است، اما سیاستگذاران و نهادهای نظارتی هنوز تصمیمی برای رفع این مشکل و رفع آن نگرفتهاند.
به گفته فعالان این صنعت، کارت ویزیت یکبار مصرف یا اجاره ای نیز عامل اصلی این انحراف است. این کارتها که اغلب به نام افرادی صادر میشوند که هویت تجاری یا پیشینه معتبری ندارند، به شبکههای واسطه اجازه میدهند در پشت لایهای از ابهامات قانونی پنهان شوند. دلالان با استفاده از این کارت ها، فولاد ارزان و یارانه ای را بدون محدودیت کمی از گمرک رسمی صادر می کنند، اما به دلیل کمبود دارایی یا اعتبار قابل وصول از طرف دارنده کارت، از زیر بار تعهدات ارزی (پیمانکاری) خودداری می کنند.
نتیجه این مکانیسم دوگانه، حذف فیزیکی دارایی های استراتژیک از مرزها و عدم بازگشت ارز حاصل از آن به گردش اقتصاد داخلی است. روندی که بازار داخلی را با کمبودهای مصنوعی و عطش تقاضا مواجه می کند.
عدم تقارن در عرضه و رفتار دوگانه سایر تولیدکنندگان
در یک صنعت توسعه یافته، تعادل بازار مستلزم مشارکت متناسب همه بازیگران در تامین تقاضای داخلی است. با این حال، در ساختار کنونی، بار سنگین تنظیم بازار و رعایت دستورالعمل های صادره بر دوش یک عرضه کننده (فولاد مبارکه) است. سایر کارخانههای نورد و تولیدکنندگان ورق فلز، برخلاف الزامات نظارتی، از انجام کامل تعهدات تحویل خود در بورس کالا خودداری میکنند.
دلیل این رفتار منطق ساده حداکثرسازی سود کوتاه مدت است. زمانی که تفاوت قیمت فروش محصول در بازار آزاد نسبت به بورس کالا به ارزشهای جذابی میرسد، تولیدکنندگان کوچکتر ترجیح میدهند ریسکهای جریمه را بپذیرند، محصولات خود را قطره قطره در بورس عرضه کنند و عمده تولید را به سمت بازار غیررسمی هدایت کنند. این انحصار تعهدی منجر به هدایت تقاضای کل بازار به تنها کانال عرضه مطمئن و شفاف می شود و رقابت خریداران برای عرضه فولاد مبارکه علیرغم کاهش قیمت پایه و کنترل تقاضا منجر به افزایش قیمت می شود.