اخبار بورس

وعده‌های که تمامی ندارد!

پشتیبانی ارزی در عصر محاصره؟!

در حالی که همتی از کاهش شدید درآمدهای نفتی می گوید، تنها چند روز بعد از حمایت ارزی صنایع مختلف رونمایی می کند!

«اخبار بورسا»:
اظهارات اخیر رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر ارائه 20 میلیارد دلار ارز به بخش صنعت، شاید در نگاه اول پیام حمایت از تولیدکنندگان را به همراه داشته باشد، اما در شرایط کنونی اقتصاد ایران نه تنها نگرانی ها را کاهش داده است، بلکه پرسش های جدیدی را درباره قدرت واقعی ارز کشور ایجاد کرده است. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که همین مقام پولی چند روز قبل از کاهش درآمدهای نفتی، دشواری دسترسی به منابع ارزی و نیاز به مدیریت منابع در شرایط جنگ صحبت کرده بود. اگر یکی از کانال های اصلی ورود ارز به اقتصاد ایران تحت فشار قرار گیرد، طبیعتا این سوال پیش می آید که وعده تامین 20 میلیارد دلار ارز به این صنعت دقیقا بر چه اساسی است؟

وقتی داستان ها با هم جور در نمی آیند

بانک مرکزی تنها با ادبیات سیاسی نمی تواند بر محدودیت تراز ارزی کشور فائق آید. ارز باید به صورت محلی تامین شود. یا از صادرات نفت، صادرات غیرنفتی، منابع خارجی یا ذخایر انباشته شده در سالهای اخیر. اگر درآمدهای نفتی کاهش یافته باشد، مقداری از ظرفیت ارزی نیز کاهش خواهد یافت، مگر اینکه بانک مرکزی بتواند نشان دهد که این کاهش با منبع دیگری جبران شده است. مشکل این است که در سخنان اخیر توضیح روشنی از این گونه منابع جایگزین نشده است و این پرسش فاصله بین دو روایت را افزایش داده است; در مقطعی صحبت از محدودیت منابع و فشار بر درآمدهای ارزی می شود و چند روز بعد وعده بزرگی مبنی بر تامین ارز این صنعت داده می شود.

20 میلیارد دلار از منابع ناشناخته

ناگفته نماند که اصل تامین 20 میلیارد دلار از نظر فنی غیرممکن نیست. بانک مرکزی می تواند از ذخایر ارزی استفاده کند یا بخشی از منابع حاصل از صادرات غیرنفتی را به صنعت اختصاص دهد. اما اگر عقب‌نشینی ذخایر پشت این وعده باشد، مشکل فقط از امروز به آینده منتقل می‌شود. ذخایر ارزی درآمد جاری نیست. این منابع برای غلبه بر شوک ها و زمان های بحران نگهداری می شوند و استفاده از آنها ممکن است برای مدتی فشار را کاهش دهد، اما نمی تواند جایگزین دائمی برای جریان های صادراتی باشد.

ذخایر ارزی؛ راه حل یا افزایش زمان؟

در چنین شرایطی مهم این نیست که آیا ارز در اختیار بانک مرکزی است یا خیر، بلکه مهم این است که این ذخایر چقدر است، چقدر از آن موجود است و تا چه زمانی می توان بدون تضعیف قدرت مداخله ارزی کشور از آنها استفاده کرد. صرف گفتن “ما پول واریز کردیم” نمی تواند پاسخ کاملی باشد. اگر قرار است این منابع هزینه شود، باید مشخص شود که صنعت چقدر سهم خواهد داشت و چه بخشی برای دارو، کالاهای اساسی و واردات ضروری است.
صنعت تنها مصرف کننده ارز نیست
اگر 20 میلیارد دلار فقط به بخش صنعتی اشاره شود، عدم اطمینان افزایش می یابد. در عین حال، اقتصاد ایران برای دارو، کالاهای اساسی، نهاده های تولید، تجهیزات، واردات حیاتی و سایر تعهدات خارجی نیازمند ارز است. بنابراین رقم 20 میلیارد دلاری را نمی توان جدا از کل منابع و مصارف ارزی کشور ارزیابی کرد. بانک مرکزی می تواند این میزان ارز را در اختیار صنعت قرار دهد، اما برخلاف تخصیص به سایر بخش ها، ممکن است کاهش یابد، بخشی از ذخایر تمام شود، نرخ ارز افزایش یابد یا بخشی از بار تامین ارز به خود بنگاه ها منتقل شود. تا زمانی که ترکیب این منابع و مخارج علنی نشود، اعلام تعداد زیادی به تنهایی چیزی در مورد پایداری سیاست پولی نمی گوید.

دلار از کجا می آید؟

در عین حال، تاکید رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر اینکه «ما پول چاپ نمی کنیم» تنها بخشی از این مشکل را توضیح می دهد. باید نقدینگی را کنترل کرد و از رشد بی رویه پایه پولی جلوگیری کرد، اما محدودیت امروز اقتصاد تنها به دلیل ریال نیست. اقتصاد نیز با محدودیت های ارزی مواجه است. وقتی عرضه ارز کاهش می‌یابد، سیاست‌گذار نمی‌تواند همزمان حجم زیادی از ارز را تخصیص دهد، نرخ بهره را پایین نگه دارد، ذخایر را حفظ کند و انتظار داشته باشد که فشاری به اقتصاد منتقل نشود. بخشی از این معادله باید تنظیم شود. یا نرخ ارز افزایش می یابد، یا مقدار تخصیص محدود می شود، یا ذخایر کاهش می یابد، یا تقاضای واردات سرکوب می شود. بنابراین سوال اصلی این است که این منابع به چه قیمتی تامین می شود؟

تخصیص ارز بدون اعلام نرخ

ابهام مهم دیگر مربوط به نرخ ارز تعیین شده است. حتی اگر فرض کنیم که واقعاً 20 میلیارد دلار موجود است، هنوز مشخص نیست که این ارز با چه نرخی در اختیار صنعت قرار خواهد گرفت. دسترسی تولیدکننده به ارز کافی نیست. عامل تعیین کننده قیمت است. اگر ارز با نرخی نزدیک به بازار آزاد تخصیص یابد، هزینه واردات مواد اولیه، تجهیزات و ماشین آلات افزایش می‌یابد و بخشی از اثر حفاظتی این سیاست از بین می‌رود. اگر همان ارز با نرخی کمتر از بازار عرضه شود، فشار بر ذخایر بانک مرکزی افزایش می‌یابد و احتمال افزایش فاصله بین نرخ رسمی و آزاد افزایش می‌یابد. در هر دو مورد هزینه هایی وجود دارد که در ارائه رسمی کمتر در مورد آنها صحبت شده است.

آزادسازی منبع ارز؛ نشانه انعطاف یا کمبود؟

اظهارات مبنی بر کاهش مقررات سختگیرانه مبدأ ارزها نیز می تواند نشانه فشار بر شبکه رسمی عرضه ارز باشد. چنین تصمیمی در نگاه اول از موانع پیش روی تولیدکنندگان می کاهد و دست تولیدکنندگان را برای تامین ارز باز می کند، اما از سوی دیگر این سوال را ایجاد می کند که چرا بانک مرکزی در این مقطع زمانی تلاش می کند مسیرهای جایگزین را باز کند؟ یکی از پاسخ های ممکن این است که شبکه رسمی به تنهایی قادر به پاسخگویی به همه تقاضاها نیست. در این صورت عملاً بخشی از بار تأمین ارز از دوش بانک مرکزی برداشته می‌شود و به خود شرکت‌ها منتقل می‌شود. تصمیمی که بیش از نشانه ای از فراوانی منابع است را می توان نشانه محدودیت آنها دانست.

دو نمایش متناقض از قدرت ارزی کشور

در نهایت به گفته رئیس کل بانک مرکزی مشکل اصلی رقم 20 میلیارد دلاری نیست، بلکه ناهماهنگی این دو روایت است. از یک طرف می گوید که کشور با کاهش درآمدهای نفتی، محدودیت های صادراتی و شرایط زمان جنگ مواجه است و باید منابع را به دقت مدیریت کرد. از سوی دیگر، بدون توضیح روشن در مورد منشاء، نرخ و پایداری این منابع، عرضه ارز زیادی برای صنعت نوید داده می شود. این دو تز می توانند همزمان درست باشند، اما تنها در صورتی که بانک مرکزی بتواند نشان دهد که منابع جایگزین کافی و قابل اعتمادی دارد.

اعداد بزرگ، پشتیبانی مبهم

تا آن زمان، تعهد 20 میلیارد دلاری بیشتر یک تعهد بزرگ با حمایت نامشخص خواهد بود تا نشانه ای از قدرت سیاست گذاران. مشکل امروز اقتصاد ایران بی قولی نیست. عدم شفافیت در مورد مبدا و استفاده از ارزها وجود دارد. بازار و تولیدکننده باید بدانند که این ارز از کجا می آید، با چه نرخی تخصیص می یابد، چه میزان از ذخایر را مصرف می کند و در صورت ادامه محدودیت صادرات نفت، این سیاست تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. بدون پاسخ به این سؤالات، هر چه تعداد تعهد بیشتر باشد، علامت سؤال در مورد پشتیبانی بزرگتر است.

تبلیغات 5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا