ترندهای روز

انسان‌تباران نه چندان هوشمند؛ هابیت‌ها باقی مانده غذای اژدهای کومودو را می‌خوردند

پایگاه خبری تحلیلی افق میهن (ofoghmihan.ir):

زومیت: هابیت ها به جای شکار فیل های کوتوله، از لاشه باقی مانده از شکار اژدهای کومودو استفاده کردند. آنها حتی توانایی استفاده از آتش را نداشتند.

تصویری که سال ها در ذهن مردم کوتوله باستانی جزیره فلورس در اندونزی وجود داشت، موجوداتی با توانایی های پیشرفته شکار و کنترل آتش بود. اما اکنون یک تحقیق جدید این روایت را کاملاً تغییر داده است. با بررسی هزاران قطعه استخوان حیوانات در غار لیانگ بوآ، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که انسان های کوچکی که به نام «هابیت» شناخته می شوند، گوشت باقی مانده از شکار اژدهای کومودو را جمع آوری کرده و مصرف می کنند.

به گزارش نیوساینتیست، فسیل های هومو فلورسینسیس (Homo floresiensis) یا انسان فلورزیا برای اولین بار در سال 2004 کشف شد.این انسان ها که تنها کمی بیش از یک متر قد داشتند، بین 90000 تا 50000 سال پیش در جزیره فلورس زندگی می کردند.

در ابتدا، بر اساس ابزار سنگی و استخوان‌های سیاه‌شده که در کنار بقایای انسان فلورسی یافت شد، تصور می‌شد که هابیت‌ها قادر به انجام برخی رفتارهای پیشرفته از جمله استفاده کنترل‌شده از آتش و شکار بزرگترین حیوانات جزیره هستند. با این حال، در سال های اخیر، توانایی های شناختی این انسان سانان مغز کوچک به موضوع بحث در میان محققان تبدیل شده است.

الیزابت ویچ، محقق مؤسسه اسمیتسونیان در واشنگتن دیسی می‌گوید: «من فکر می‌کنم بخش بزرگی از حوزه کاری ما هنوز بر این باور استوار است که انسان فلورسی، صرف‌نظر از اندازه مغزش، باید نوعی توانایی شناختی پیشرفته برای رسیدن به جزیره و زنده ماندن در اکوسیستمی با تنوع حیوانی کمی داشته باشد.

غار لیانگ بوآ، مکانی که بقایای این انسان‌ها در آن کشف شد، میزبان استخوان‌های متعدد گونه‌ای از فیل کوتوله با نام علمی Stegodon florensis insularis (Stegodon florensis insularis) است. با وجود این، ویچ و همکارانش بر این باور بودند که استگودون ها توسط انسان ها کشته نمی شوند، بلکه توسط اژدهای کومودو، یکی از بزرگترین خزندگان جهان که هنوز در فلورس و چند جزیره دیگر در اندونزی زندگی می کنند، کشته شده اند.

برای تعیین اینکه اژدهای کومودو دقیقاً چه نوع علامتی روی استخوان پستانداران بزرگ می گذارد، ویچ و تیمش به یکی از خزندگان غول پیکر در باغ وحش آتلانتا در جورجیا به بز مرده غذا دادند. ویچ توضیح می‌دهد: «استگودون‌ها منقرض شده‌اند، و طراحی آزمایشی که در آن یک اژدهای کومودو یک فیل کامل را بخورد تقریباً غیرممکن است.

پس از پایان تغذیه اژدها، 72 استخوان باقی ماند که 26 تای آنها در مجموع 192 دندان داشتند. سپس محققان این استخوان ها را با بیش از 3000 استخوان استگودون که از لایه های رسوبی غار لیانگ بوآ بازیابی شده بود و همچنین تقریباً 7000 استخوان جدیدتر از موش های غول پیکر مرتبط با هومو ساپینس در همان غار مقایسه کردند. این تیم همچنین به دقت هر یک از تقریباً 10000 قطعه استخوان را برای علائم قرار گرفتن در معرض آتش بررسی کردند.

نتایج نظرسنجی ها تصویری کاملاً متفاوت از آنچه قبلاً تصور می شد ترسیم کرد. در آزمایشات با بزها، اژدهای کومودو به قسمت‌های عقب و جلوی لاشه که بیشترین گوشت را داشت ترجیح می‌دادند. در حالی که آثار برش ابزارهای سنگی فلورسنت انسان روی استخوان‌های استگودون عمدتاً در قسمت‌های کمتر مطلوب مانند استخوان‌های جمجمه و مهره‌های سینه دیده می‌شد. یعنی اگر این انسان ها اولین استفاده کنندگان از لاشه استگودون بودند، چنین نتیجه ای دیده نمی شد.

در میان بیش از سه هزار قطعه استخوان استگودون که مربوط به این انسان‌های کوچک جثه باستانی بود، تنها یک قطعه نشانه‌هایی از قرار گرفتن در معرض آتش داشت که به احتمال زیاد مربوط به بخشی از رسوباتی بود که توسط انسان‌های بعدی جابجا و گرم شده بود. در مقابل، یک پنجم از تمام استخوان‌های موش غول‌پیکر که پس از انقراض هابیت‌ها توسط انسان‌های امروزی باقی مانده‌اند، نشانه‌هایی از قرار گرفتن در معرض آتش را نشان می‌دهند.

ویچ با جمع بندی این یافته ها می گوید: “استخوان های موش به وضوح این الگو را نشان می دهند: صفر استخوان سوخته در لایه های مربوط به انسان فلورسی، صدها استخوان سوخته در لایه های انسان مدرن.”

بنابراین، هابیت ها احتمالاً استگودون ها را شکار نمی کردند، بلکه از بقایای لاشه آنها تغذیه می کردند. ادعاهای قبلی در مورد شکار استگودون و استفاده از آتش همیشه بحث برانگیز بوده است. یافته های جدید با توجه به اندازه مغز و وزن بدن آنها منطقی به نظر می رسد.

با این حال، سایر انسان های کوچک جثه، مانند استرالوپیتکوس، تاکنون تنها در آفریقا شناسایی شده اند. اکنون سؤال اصلی این است که آیا مرد فلورس از یک انسان انسان کوچک با دامنه توزیع بسیار گسترده تر از آنچه قبلاً تصور می شد منشأ گرفت یا از یک انسان بزرگتر مانند انسان راست قامت (Homo erectus) که بعدها کوچکتر شد و برخی از توانایی های خود را از دست داد.

محققان می گویند که هر دو سناریو هنوز امکان پذیر است و تحقیقات بیشتری در فلورس و مناطق اطراف آن برای آشکار شدن این موضوع مورد نیاز است. در نهایت، این نتایج به تنهایی حکم قطعی در مورد میزان توانایی های شناختی این گونه یا منشا تکاملی آن ارائه نمی دهد و محققان تاکید می کنند که برای پاسخ به این سوالات به شواهد بیشتری نیاز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا