تن خسته، ذهن بیدار؛ چرا وقتی به استراحت نیاز داریم نمیتوانیم بخوابیم؟

زومیت: آیا خسته هستید، اما هر چقدر هم که تلاش کنید، نمی توانید بخوابید؟ محققان می گویند این وضعیت آزاردهنده ای که بسیاری تجربه می کنند ریشه در یک مکانیسم تکاملی دارد.
همه ما احتمالا شبی را تجربه کردهایم که بدن برای حرکت خیلی خسته است، اما ذهن دائماً از موضوعی به موضوع دیگر میپرد. از نیمه شب گذشته است، پلک ها سنگین هستند، اما مغز هنوز مشغول بررسی ایمیل های کاری، نگرانی های فردا یا حتی صحبت هایی است که سال ها گذشته است. این وضعیت که روانشناسان آن را «سیمی اما خسته» می نامند، یکی از رایج ترین تجربیات افراد در دنیای پر استرس امروزی است.
در نگاه اول، ممکن است فکر کنیم که هر چه بدن خستهتر باشد، راحتتر به خواب میرود. اما مغز انسان چنین منطقی ندارد. محققان می گویند که خستگی فیزیکی و آماده سازی مغز برای خواب دو فرآیند کاملاً یکسان نیستند. در واقع، استرس می تواند باعث شود بدن به استراحت نیاز داشته باشد، اما مغز در حالت آماده باش قرار می گیرد.
مغز انسان تفاوت زیادی بین حمله شکارچیان و استرس از ایمیل های کاری یا مشکلات مالی قائل نیست
دلیل این تناقض را باید در گذشته تکاملی انسان جستجو کرد. مغز ما طی میلیونها سال تکامل یافته است تا با تهدیدات فوری مانند حملات شکارچیان، بلایای طبیعی یا درگیری با سایر انسانها مقابله کند. در آن زمان، اگر مغز احساس خطر می کرد، خواب آخرین کاری بود که باید انجام می داد. چون بقا در اولویت بود.
همانطور که میشل اسپیر، استاد آناتومی در دانشگاه بریستول، در وب سایت مکالمه توضیح می دهد، زمانی که مغز تهدیدی را تشخیص می دهد، بخشی از مغز به نام آمیگدال فعال می شود و پاسخ معروف جنگ یا گریز را آغاز می کند. در این فرآیند هورمونهایی مانند آدرنالین و کورتیزول ترشح میشود، ضربان قلب افزایش مییابد، تنفس سریعتر میشود و تمام توجه مغز معطوف به شناسایی و مقابله با خطر میشود. در چنین شرایطی، بدن منابع خود را از فرآیندهایی مانند ترمیم و استراحت به سمت بقا هدایت می کند.
این مکانیسم زمانی بسیار مفید بود که فردی مجبور بود از دست ببر فرار کند. اما مشکل اینجاست که مغز امروزی تفاوت زیادی بین آن خطرات و استرس های زندگی مدرن قائل نیست. ایمیلهای کاری، فشارهای مالی، ضربالاجلهای شغلی یا حتی پیامهای رسانههای اجتماعی میتوانند همان سیستم هشدار قدیمی را راهاندازی کنند.
تفاوت مهم این است که تهدیدهای باستانی معمولاً کوتاه مدت بودند. اما استرس های امروزی می توانند هفته ها یا حتی ماه ها ادامه داشته باشند. صندوق ورودی ایمیل هرگز خالی نیست، تلفن همراه همیشه با ما است، اعلانهای شبکههای اجتماعی بیپایان است و بسیاری از مردم احساس میکنند که نیاز دارند همیشه در دسترس باشند، حتی زمانی که در تعطیلات هستند. این باعث می شود سیستم های هوشیاری مغز برای مدت طولانی روشن بمانند.
برخلاف تصور رایج، خواب فقط به معنای خاموش کردن مغز نیست. برای اینکه انسان به خواب برود، شبکههای سلولهای عصبی در ساقه مغز، هیپوتالاموس و قسمتهای پیشانی مغز باید به تدریج فعالیت خود را کاهش دهند. اما اگر مغز همچنان احساس خطر یا عدم اطمینان داشته باشد، این فرآیند به خوبی انجام نخواهد شد.
محققان این وضعیت را “برانگیختگی بیش از حد” می نامند. در چنین شرایطی، حتی زمانی که بدن کاملاً خسته است، مغز همچنان در حال اسکن محیط است، سناریوهای مختلفی را در ذهن پشت سر می گذارد و دائماً رویدادهای آینده را پیش بینی می کند. از منظر تکاملی، این پاسخ منطقی به نظر می رسد. زیرا مغزی که محیط را ناامن می داند تمایلی به خاموش شدن کامل ندارد.
در شرایط استرس مزمن، مغز ممکن است در حالت بیش از حد برانگیختگی گیر کند و حتی در مواجهه با خستگی شدید هوشیار بماند.
به همین دلیل است که عضلات شما ممکن است نیاز مبرمی به استراحت داشته باشند، اما افکار همچنان در ذهن شما می چرخند. احساس خستگی جسمانی و برانگیختگی ذهنی توسط سیستم هایی کنترل می شود که تا حدودی مستقل از یکدیگر هستند و همیشه همزمان خاموش نمی شوند.
در این میان، هورمون کورتیزول نیز نقش مهمی ایفا می کند. این هورمون به طور طبیعی در صبح به اوج خود می رسد تا بدن را برای بیدار شدن آماده کند و سپس به تدریج در طول روز کاهش می یابد. اما استرس مزمن می تواند این ریتم طبیعی را مختل کند و باعث شود سطح کورتیزول تا پاسی از شب بالا بماند و به خواب رفتن سخت تر شود.
برخی از مطالعات همچنین نشان دادهاند که افرادی که از بیخوابی مزمن رنج میبرند، فعالیت متابولیک و عصبی بیشتری نسبت به دیگران دارند، حتی زمانی که در رختخواب دراز میکشند. به عبارت ساده، مغز آنها حتی در هنگام خوابیدن با “سرعت موتور” بالاتری کار می کند.
یکی دیگر از عواملی که خواب را مختل می کند، نشخوار فکری است. انسانها توانایی منحصر به فردی برای مرور گذشته و تصور آینده دارند. قابلیتی که به برنامه ریزی و یادگیری کمک می کند، اما در عین حال باعث می شود که مغز همچنان واکنش استرسی داشته باشد و ساعت ها پس از پایان مشکل واقعی، همان نگرانی ها را تکرار کند.
به همین دلیل، توصیه هایی مانند “فقط آرام باش” یا “به هیچ چیز فکر نکن” معمولا به افراد مبتلا به بی خوابی کمک نمی کند. برانگیختگی بیش از حد فقط نتیجه یک اراده ضعیف نیست، بلکه نتیجه یک تعامل پیچیده بین هورمون های استرس، شبکه های عصبی، الگوهای رفتاری و مکانیسم های رشد مغز است.
البته این حالت غیر قابل درمان نیست. متخصصان خواب توصیه می کنند که داشتن زمان خواب منظم، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی در طول روز، ورزش، کاهش استفاده از تلفن همراه و صفحه نمایش در اواخر شب و محدود کردن تحریکات ذهنی می تواند به مغز کمک کند شب را با استراحت و امنیت دوباره مرتبط کند. همچنین «درمان بی خوابی شناختی-رفتاری» یا CBT-I یکی از مؤثرترین روش های علمی برای درمان بی خوابی مزمن به شمار می رود زیرا مستقیماً چرخه اضطراب و بی خوابی را هدف قرار می دهد.
در نهایت، اگر با وجود خستگی شب ها نمی توانید بخوابید، شاید مشکل این نباشد که بدن به اندازه کافی خسته نیست. در عوض، مغز شما در هوشیاری در دنیایی که واقعاً هرگز خاموش نمی شود، ماهرتر شده است. همان مغزی که زمانی جان اجداد ما را از خطر شکارچیان نجات می داد، امروز همان واکنش های قدیمی را به ایمیل ها، اعلان ها و نگرانی های زندگی مدرن نشان می دهد.










