اخبار بورس

چه کسی پاسخگوی خاموشی بزرگ است؟

از جنگ تا “اینترنت حرفه ای”؛

وقتی جنگ شروع می شود، اولین تلفات چیست؟ امنیت؟ تجارت؟ زندگی مردم؟ در ایران پاسخ ظاهرا متفاوت است: اینترنت.

«اخبار بورس»:

دو ماه و نیم از آغاز محدودیت ها و قطعی های گسترده اینترنت می گذرد و هنوز هیچ مرجع خاصی مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده نگرفته است. اینترنت آمد، رفت، کند شد، فیلتر شد، جیره بندی شد و اکنون به مرحله ای رسیده است که چیزی به نام «اینترنت پرو» یا اینترنت ویژه برای گروه خاصی تعریف می شود. مفهومی که بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است تا سیاست عمومی.

در این میان، افرادی هستند که پشت سر گذاشته شده اند و کسب و کارهای ویران شده، تماس هایی که نمی توان برقرار کرد، استارت آپ هایی که نفس خود را از دست داده اند، و میلیون ها کاربر که ناگهان متوجه شده اند اینترنت دیگر یک حق عمومی نیست. این یک مورد اختیاری است.

آیا در زمان جنگ همه چیز را تعطیل کردند؟

دلیل رسمی قطع کردن اینترنت معمولاً امنیت است. اینکه دشمن از بستر اینترنت برای عملیات، هماهنگی یا جنگ روانی استفاده می کند. اما یک سوال ساده وجود دارد: اگر جاده های کشوری برای حمل سلاح استفاده شود، آیا همه راه ها بسته می شوند؟

اگر مجرمی با ماشین فرار کند، کل شبکه حمل و نقل کشور فلج می شود؟

در دنیای امروز، اینترنت فقط یک ابزار سرگرمی نیست. زیرساخت های حیاتی اقتصاد، آموزش، بهداشت، بانکداری، حمل و نقل، رسانه و ارتباطات است. قطع اینترنت مانند قطع برق یا آب در یک کشور مدرن است. حتی در بسیاری از کشورهایی که درگیر جنگ های مستقیم بوده اند، اینترنت به طور کامل قطع نشده است. از جنگ در اوکراین گرفته تا سایر درگیری‌های منطقه‌ای، دولت‌ها معمولاً به‌جای بازگرداندن کل جوامع به عصر ماقبل دیجیتال، به دنبال حفظ ارتباطات هستند.

زیرا آنها می دانند که هزینه قطع کردن اینترنت فقط به معنای محدود کردن برخی پیام رسان ها نیست. زندگی روزمره مردم را فلج می کند.

اینترنت فقط برای کاربران “تایید شده”.

اما شاید عجیب ترین قسمت ماجرا ظهور پدیده ای به نام «اینترنت پرو» باشد. اینترنت که ظاهراً قرار است برای گروهی خاص آنلاک شود، با دسترسی بهتر و محدودیت های کمتر.

چه کسی مسئول خاموشی بزرگ است؟

سوال این است که معیارهای این انتخاب چیست؟

چه کسی تصمیم می گیرد که چه شهروندانی به اینترنت دسترسی آزادتری داشته باشند و چه کسانی نداشته باشند؟ بر اساس کدام روند شفاف و قانونی؟ آیا اکنون دسترسی به اینترنت به یک امتیاز کلاسی و اداری تبدیل شده است؟

طنز تلخ این است که همین افراد “تایید شده” باید برای فعال کردن این اینترنت خاص هزینه بیشتری بپردازند. این بدان معناست که ما ابتدا اینترنت عمومی را محدود می کنیم و سپس به بخشی از جامعه نسخه کمتر مزاحم را می فروشیم.

این دیگر یک سیاست ارتباطی نیست. مثل این است که در شهری که هوای آن را آلوده کرده ای، اکسیژن بفروشی.

وقتی یک کسب و کار کوچک قربانی خاموش جنگ اینترنتی می شود

بیشترین خسارت در این مدت توسط شرکت های بزرگ نبود، بلکه توسط شرکت های کوچک ایجاد شد. فروشگاه های اینترنتی کوچک، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، رانندگان تاکسی اینترنتی، فعالان آموزش، مترجمان، طراحان و هزاران شغلی که زندگی آنها به اینترنت وابسته است.

برای بسیاری از این افراد، اینترنت فقط یک ابزار کار نیست. نان شب است اما به نظر می رسد در سیاست گذاری های رسمی اصلاً به این قشر جامعه توجهی نمی شود. هیچ بسته حمایتی خاصی وجود ندارد، آمار خسارت مشخصی منتشر نشده و هیچ ارگانی مسئولیت این خسارت عظیم را بر عهده نگرفته است.

در کشوری که سال‌هاست مردم از «اقتصاد دیجیتال» و «حمایت از استارت‌آپ‌ها» صحبت می‌کنند، یک تصمیم امنیتی اکنون مهم‌ترین زیرساخت اقتصاد دیجیتال را تعطیل می‌کند و هیچ‌کس توضیح نمی‌دهد که چگونه این تناقض حل خواهد شد.

مخالفان روشن اینترنت، حامیان خاموشی؟

نکته گیج کننده این است که تقریباً تمام مقامات مجری قانون به نظر می رسد مخالف قطع اینترنت هستند.

رئیس جمهور در مورد نیاز مردم به دسترسی به اینترنت صحبت می کند. وزیر ارتباطات بارها اعلام کرده که موافق محدودیت نیست. سخنگوی دولت نیز سعی می کند به عنوان منتقد شرایط فعلی ظاهر شود.

اما اگر همه مخالف باشند، چه کسی اینترنت را قطع خواهد کرد؟

کدام نهاد دستور صادر می کند؟ کدام مرجع تصمیم می گیرد؟ چه کسی مسئول مستقیم است؟

وقتی نوبت به قیمت بنزین، نرخ ارز یا کمبود برق می رسد، حداقل می دانید از چه کسی بپرسید. اما وقتی صحبت از اینترنت به میان می‌آید، با نوعی حکومت بی‌چهره روبرو هستیم. تصمیمی که اجرا می شود اما تصمیم گیرنده رسما معرفی نمی شود.

این دقیقاً نقطه خطرناک داستان است. جایی که قدرت هست اما مسئولیتی نیست.

رسانه ها از چه کسی بپرسند؟

شاید این مهم ترین سوال امروز باشد. رسانه ها باید مطالبات خود را متوجه کدام نهاد کنند؟

شورای عالی فضای مجازی؟ نهادهای امنیتی؟ وزارت ارتباطات؟ اپراتور؟ دولت؟ یا یک سری ساختارهای موازی که هیچ کدام جواب نهایی نیست؟

وقتی مسئولیت نامشخص می شود، مسئولیت پذیری نیز ناپدید می شود. و در این خلاء است که تصمیمات کلان بدون هزینه سیاسی و اجتماعی گرفته می شود.

قطع شدن اینترنت در ایران دیگر فقط یک مسئله فنی یا امنیتی نیست. این نشانه یک بحران عمیق تر دولت است. بحرانی که در آن حقوق عمومی می تواند بدون توضیح روشن به حالت تعلیق درآید، اقتصاد دیجیتال قربانی می شود، مردم آسیب می بینند و در نهایت هیچ کس پاسخگو نیست.

شاید هنوز اینترنت در ایران متصل باشد. اما چیزی مهمتر شکسته شده است: اعتماد عمومی.

تقسیم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا